ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 144

این اولین تجربه سکسی عاطفه بود . اون حالا یک پیر دختر شده بود با این که جوان بود و بدن خوش فرمی هم داشت .. مهدیس و مهتاب هووهای عاطفه لذت می بردن از این که دختری هووی اونا توسط شوهرشون گرفته نمیشه . جلال با چه لذتی در حال فیلمبرداری بود ...
جلال : این موبایلش خیلی قویه . به اندازه یک دور بین سطح بالا فیلم می کیره . تصویرش خیلی شفاف و واضحه ... عین یک کار گردان دستور می داد نا صحنه گاییده شدن و بر داشته شدن بکارت زنش توسط اون دو جوون به بهترین نحوی به تصویر کشیده شه ..اوووووووووفففففففف جووووووووون جووووووون چه صحنه های با حالی میشه و از این بهتر نمیشه . خیلی حال میده .. فقط فرزاد جون یه خورده کیرت رو از کناره ها بیشتر فرو کن توی کس عاطفه ...
عاطفه دوست داشت زود تر از این نمایش بازیها خلاص شه و بتونه با این دو تا مرد یه حالی کرده باشه . اون غرق در افکار متضادی شده بود . عمری رو در خونواده مذهبی گذرونده بود معلوم نبود چرا پدرش در شوهر دادن اون سختگیری می کرد  . ظاهرا مرد با تقوایی که پدرش انتظارشو داشت هر گز به خواستگاری اون نیومده بود و در این مورد خاص اگه خود اون پا فشاری نمی کرد هر گز موفق نمی شد که تا این حد هم پیشروی داشته باشه ...
 جلال : حالا این عالی شد ... عالی ...
عاطفه قلبش به شدت می تپید . حس سوزش و درد خاصی داشت . احساس می کرد که کسش داره می ترکه .. دردش گرفته بود . کس اون یه تنگی خاصی داشت ..
جلال : سینا جون اگه می تونی کیرت رو کمی بیار بیرون یعنی بکش عقب تر تا اون جایی که می تونی بکش عقب می خوام ببینم چه جوره آیا تونستی پرده رو پاره کنی یا نه . می خوام از اون صحنه ای که خون روی کیر نشسته فیلم بگیرم . خیلی هیجان انگیز میشه .. اووووووففففف یه عمر سوژه عشق و حال و هوس ما میشه .. معرکه میشه  عاطفه : فقط اونو به اینترنت نفرست .
جلال : دیوونه شدی زن ؟ اون دفعه هم بهت گفتم که من بی غیرت و بی نا موس نیستم . تازه اگرم بخوام اونو بذارم به اینترنت  عکس چهره ات رو  که نمی ذارم و کون و کس یک چیز عمومیه . چه کسی می خواد بفهمه که این عکس کوس و کون مال عاطفه خانوم دختر  مجتهد اعلاست ...
عاطفه : آقاجلال دیگه نا مرد و بی مرام نباش دیگه . بابام یه عمره که آبرو داره . امام می خواست اونو رئیس مجلس خبرگان کنه  اون قبول نکرد ...
 سینا کیرشو تا اون جایی که می تونست از کس زن بیرون کشید ..
 مهدیس : جلال جلال جون کیر سینا جون خونی شده .
جلال : حالا فرزاد جان تو  کیرت رو بفرست جلو تر و بعد بکش عقب تا ببینم کیر تو چطوره خیلی حال میده که جفت کیر قر مز نشون داده شه ... البته در واقع کیر سینا جون کس زنمو پاره کرده ولی  این عکس طوری نشون میده که انگاری افتخارش نصیب هر دو نفر شده .
 فرزاد همین کارو کرد . حالا هر دو تا کیر اثراتی از خون رو داشتند و جلال با لذت از صحنه فیلم می گرفت ...
- خیلی عالیه . این بهترین پرده زنیه که تا حالا انجام شده ...
مهتاب : ببینم آقا جلال این جوری که تو داری فر ماش می کنی  مثل این که تا حالا در خیلی از پره زنی ها بودی و روح ما از این جریان خبری نداره . نبینم که  سر و گوشت داره می جنبه ها..
جلال : نهههههههه عزیزم من یه حرفی زدم همین جوری . حالا چرا تو به پزت بر می خوره ..
مهتاب : با ملکه خونه و زن اولت این جوری حرف نزن . هر وقت باشه سلطان بانوی این جا من هستم ..
جلال دستور  داد که پسرا کیرشونو بیرون بکشن هم از صحنه کیر ها به صورت انفرادی فیلم گرفت و هم از کس خون آلود زنش ...
 مهتاب : وا اااااا!!!!!!!نگاه !!!!!دختر آخوندو نگاه ... انگار شمشیر خورده .... رنگش چه پریده !
مهدیس  : این دو تایی که که من این جا می بینم کیر که نیستند از صد تا شمشیر هم بد ترن ..مخصوصا مال سینا جون .. آقا جلال یادت باشه که  ما هم زنتیم . نباید بین ما و عاطفه خانوم فرقی قائل شی . ما هم دوست داریم از این آقایون و از کیرشون هم سهمی داشته باشیم ..
عاطفه : از همین حالا واسه من حق و حقوق تعیین نکنین آقا جلال خودش می دونه باید چیکار کنه  سهم هر کی چقدره..
 مهدیس : جلال اگه تکلیف ما رو معلوم نکنی دارم بهت میگم نگی که نگفتی . رفتی سر خود کاری کردی .. من یکی میرم و هر وقت دلم خواست پیش سینا جون واسه خودم وقت می گیرم ..
 جلال : شما بدون اجازه من آب هم نمی خورین ... هر کاری که می کنین باید جلو چش من باشه ..
مهدیس :  شرمی گفتن .. حیایی گفتن . آخه این جوری آدم خجالت می کشه ..  
 عاطفه : وااااااا ؟ من بمیرم که شما دو تا هووی من خجالتی نباشین .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی