ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 97

سپهر : من نمی دونم چی بگم اگه بخوام حرفی بزنم بهم میگن تو جزو اعضای اصلی خونواده خوش خیال نیستی .
سهیل : ولی بابا بزرگ چه فرقی می کنه دختر تو که مامان من باشه عروس این خونواده هست .
سپهر : مامانت یعنی دختر من هم داره زیر کیر یکی دیگه از غیر خو ش خیالی ها دست و پا می زنه
سهیل : البته بابا بزرگ میگن هرکی بدنش به بدن ما بخوره  دیگه میشه جزو خونواده خوش خیال . حالا عرفان رو هم میشه یه خوش خیال حساب کرد .
 سپهر : ولی از این امیر خوشم نمیاد . ..
 ستاره زن سپهر .. مادر سحر و مادربزرگ سهیل خودشو رسوند به پدر بزرگ و نوه ... ببینم آقایون شما چرا این جا بیکار وایسادین . یه خورده بجنبین دیگه . نبینم این جوری هاج و واج دارین بقیه رو نگاه می کنین و خودتون کاره ای نیستین . همش دارین بحث غریبه و آشنا رو می کنین . نشون بدین قدرت این خونواده رو که ما از هر لحظه ای برای عشق و حال استفاده می کنیم .
سپهر : آره ستاره جون . یادم میاد اون قدیما قبل از این که بریم امریکا توی همین ایران خودمون اگه می خواستیم با یکی به غیر همسرمون باشیم کلی هیاهو و سر و صدا راه میفتاد   ولی حالا این مسئله برای ما هضمش خیلی راحت شده .
 ستاره : خب که چی بازم غیرت بازیت گل کرده ؟ الان خود ایرونی ها پیشرفته تر از اون ور آبی ها شدن . عیب ما ایرونی ها اینه که در هر کاری زیاده روی می کنیم ولی خارجی ها تمام کاراشون رو اصوله . حتی  خانواده داری غربی ها خیلی بهتر از ایرانی ها ست یعنی اونا به اصول خونه و خانواده بیشتر معتقدند ..
  ستاره بین نوه و شوهرش نشست و با هر یک از دستاش شورت یکی رو پایین کشید  ستاره : اول مال کدومو بخورم که یه حال اساسی بهم بده ؟ ولی خب احترام شوهر واجبه ..
 سپهر : ستاره جون این کیر الان پنجاه ساله که مرتب میره توی دهنت و  بازم می خواد بره . الان دیگه دور دور جوانانه . سهیل جان کیرت رو بفرست تو دهن مامان بزرگت شاید این جوری یه خورده کمتر حرف بزنه .
ستاره : مرد داری عصبی ام می کنی . پیش سهیل جون چرا آبرومونو می بری .. ستاره خیلی قشنگ ساک می زد .
 ستاره : میگم اون پسره امیر عجب کیری داره . چه با حال داره خواهر شوهر دخترمونو می کنه .
 سپهر : امان از دست شما زنا که سیرمونی ندارین . تو حالا شصت و پنج سال سنته . بذار کیر سهیل رو توی دهنت . چرا درش اوردی ؟!پسر! مامان بزرگت رو ساکت کن .. نشون بده مرد شدی ..
 سهیل کیرشو به دهن ستاره مالید .. ستاره هم دهنشو باز کرد و کیرو قاپید . سپهر هم کیرشو به دهن زنش مالوند .. و حالا ستاره دو تا کیر با همو توی دهن داشت وساک زدن واسش سخت شده بود . مردا کیرشونو توی دهن ستاره حرکت می دادن .. سمیر 25 ساله داداش سهیل از کنار زن امریکاییش سلنا دور شد و خودشو رسوند به مادر بزرگش ..
سمیر : خوب جمعتون جمعه . ببینم این کیر ما طرفدار نداره ؟
سهیل : داداش تو هم وقت گیر آوردی ها . الان دو تا کیر توی دهن مامان بزرگه . دیگه سومی رو که نمی تونه کنار اونا جا بده . پس یه خورده کوتاه بیا .
ستاره یه اشاره ای به سمیر زد که بیاد سمت اون . اون عاشق نوه هاش بود . هیچوقت در چنین مواردی اونا رو از خودش دور نمی کرد .  یه دستشو دور کیر سمیر لول کرد و اونو به سمت خودش کشوند طوری که پسر نزدیک بود کله پا شه . سلنا که داشت این صحنه ها رو می دید خنده اش گرفت . اونم هوس اینو داشت که بره به سمت امیر .. ولی سپیده هم در حریص بودن دست کمی از مامان سوسنش نداشت . اون مثلا می خواست مردای دیگه رو آب بندی کنه ولی تا اون جایی که می تونست از فرصت ها نهایت استفاده رو می کرد . ساناز خواهر 23 ساله سهیل وسمیر و همسر سیاوش ..خودشو رسوند به اون چهار نفر.. ستاره کیر سمیر رو همچنان توی دستش نگه داشته از انتها تا به ابتداشو حرکت می داد و طوری برای نوه اش جق می زد که سمیر حس کرد اگه خودش می خواست جق بزنه این قدر لذت بخش و نرم نمی تونست این کارو انجام بده .. چشاشو بست تا غرق در لذت انزال شه .. ستاره که حس کرده بود سمیر در حال انزاله مسیر کیر رو به سمت صورت ساناز گرفت .. آب  کیر سمیر با فشار روی صورت خواهرش ساناز پاشیده شد .. ستاره حلقه دستشو رو سر کیر سمیر گذاشت تا بیش از این منی اون  یه حالت جهشی نداشته باشه .
 سمیر : آخخخخخخخ جاااااااان چقدر حال میده . مامان بزرگ دستای تو شفا بخشه . ستاره دستشو ول کرد . و یه مقدار از آب کیر رو که در کف دستش جمع شده بود به تنه و سر کیر انتقال داد . به اصطلاح با کیر دستشو پاک کرد . اون همه این کارا رو با مهارت در زمانی که داشت کیر سپهر و سهیل رو ساک می زد انجام داد . یه اشاره ای هم به ساناز زد که کیر خیس داداشش سمیر رو ساک بزنه ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش عالی بود دمت گرم

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین گل و محبوب و نازنین .... ایرانی