ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یا مهدی ! نیکی منتظرست

تولدت مبارک مهدی جان ! ای جان جهان ! ای آن که خواهی آمد و جهان را آن گونه که باید باشد خواهی ساخت .. مهدی جان پس کی می آیی ؟ مگر خشم و کینه و دروغ و برادر کشی هم اندازه ای دارد ؟  تا به کی از خدا بخواهیم که تو آقای ما را برساند تا ما را از شر آنانی که به دروغ خود را خلیفه تو و خلیفه خدا بر روی زمین می دانند بر هانی . مهدی جان فساد دنیا را گرفته است . شاید اگر تو بیایی عشق هم با تو بیاید شاید اگر تو بیایی زندگی هم با تو بیاید .. .. ببین که گل لبخند بر لبانمان خشکیده است .. چشمانمان دیگر سویی ندارد .. برادران و خواهران یکدیگر را نمی شناسند ..خدا را نمی شناسند .. پس کی می آیی تا با تو بر سر یک سفره بنشینیم ؟ کی می آیی  تا عمر شیطان را در شیشه گردانی و آن را بر سنگ خشم آدمیان رانده شده از بهشت بکوبانی ؟ مهدی جان بیا و به من بگو که می توان  انسان بود و چون فرشته ها زندگی کرد . مهدی جان بیا و به من بگو که خدا ما را بیشتر از شیطان دوست می دارد . آخر در شگفتم که چگونه می شود یک موجود از نقطه آغازین آفرینش انسان همچنان مانده باشد و بتواند به وجود همه آدمیان راه  یابد ..  بیا و مرا از این توهم نجات ده که چرا خداوند به اندازه تمام آدمیان روی زمین شیطان آفریده است . مهدی جان !  تو گفتنی ها را می دانی .. شنیدنی ها را قبل از آن که بر زبان آید می دانی .. از راز دلهای ما با خبری . این است آن توانی که  یگانه چهان به تو داده است . آغاز یکیست پایان یکیست . مهدی جان ! بیا و به ما بگو که خدا را فقط در غمها نمی توان دید . خدا را تنها در نگاه بسته کودک گرسنه ای که در آغوش مادر مرده است نمی توان دید . خدا را تنها در در پشت میله های زندانی که آزادی را حبسش کرده اند نمی توان دید . خدا را تنها در بالای حلقه داری که آزادگان را خفه کرده اند نمی توان دید . خدا را تنها در کویرسوزان بی آب و علف نمی توان دید . مهدی جان بیا و به ما بگو که خدای ما خدای خشک و سوزان نیست . خدا ی دوزخیان نیست . پس آن بهشتی که از آن رانده شده ایم کجاست ؟ پس آن شیر شیرین تر از شیر مادر کجاست که این روز ها باید به جای آن خون دلها بخوریم . داد می خواهیم بیداد می بینیم . فریاد هایمان جز سکوت مرگبار حاصلی ندارند و سکوت ما یعنی فریاد ناتوانی ما . مهدی جان !  به خاطر خدا بیا .. بیا و به ما نشان ده آن چه را که باورش داریم .. آن چه را که نمی خواهیم باورش نداشته باشیم . به خدا که خدا , خدای زشتی ها نیست . بیا و به ما بگو که این عشق است که بر این جهان حکم می راند نه آن نفرتی که می میراند .  مهدی جان ! می دانیم که کینه توزان  می میرند می دانیم که نائبین دجال صفت تو هم می میرند .. همه ما می میریم .. می دانیم که کافر می میرد منافق می میرد , آن که آزادی را در بند کشیده می میرد .. زندانبان می میرد زندانی می میرد بیا و نشانمان ده که کینه ها هم می میرد .. کینه توزی ها هم می میرد . دشمنی ها هم می میرد . می دانم که می فرمایی این ما هستیم که باید کینه ها را نفرت ها را دشمنی ها را در خود بمیرانیم اما اگر همه نخواهیم چه می شود ؟! خسته شده ایم از بس به آتش دیگران سوخته ایم . دیگر توانی نمانده است . ای خلیفه خدا در روی زمین ! ای آن که گریزندگان از حقیقت باورت ندارند بیا و باور ها را باخورشید وجود خود نورانی ساز تا باور کنیم آن چه را که می دانیم و  یقین کنیم آن چه را که باورش کرده ایم . آن کس که ماه را ستایش می کند خورشید را می ستاید خدا را می پرستد و آن کس که از تو می گوید از تو می خواند خدای خویش را خوانده است . مهدی جان ! به خدا که نیکی ها منتظرند .. زیبایی ها منتظرند .. منتظرند تا چهره پیامبر گونه تو را ببینند . منتظرند تا بوی فاطمه و علی را بشنوند .. منتظرند تا نور خدا را ببینند .. منتظرند تا به بشر ناتوان بگویند که دست خدا بالاترین دستهاست .. مهدی جان بیا و به امت ساده و خوش باور و زود باوری که دجال تاج سیاه بر سر را نماینده تو بر روی زمین دانسته اند نشان ده که حنای آن دجال دیگر رنگی نداشته کالایشان خریداری ندارد . مهدی جان ای کاش آن گاه بیایی که چشمانم به وجود نورانی تو نورانی گردد . آن گاه بیایی و غسل تعمیدم دهی .. بیایی و حقیقت دانا را در دنیای دنی نشانم دهی . به خدا که خدا بزرگتر از شیطان است . چرا خدای بزرگ را نبینیم و شیطان پست و کوچک را ببینیم ؟ مگر شیطان نمی داند که در برابر خدای بلند مرتبه کاره ای نیست ؟! و من هم چون شیطان می دانم . مهدی جان بیا و نشانشان ده که قدرت پوشالی آنان که به بهانه مذاکرات هسته ای خون ملت را در شیشه کرده اند به مویی هم بند نیست . بیا و نشان ده آنان که روایت جعل می کنند و به خورد ملت ساده دل می دهند عددی نیستند که آنان را بت های  دیکتاتور و نشکستنی خود قرار داده ایم .. بیا و بت ها را بشکن . بیا ای امام ! می دانم که اگرآن فقیه سفیه تو را ببیند وقیح و قبیح بودنش را نشان خواهد داد و با تو پیکار خواهد کرد . مهدی جان !  تنها خداست که می داند تو کی خواهی آمد . شاید این جمعه بیایی .. شاید جمعه ای دیگر باشد .. شاید وقتی باشد که من در برزخم ..اما خواهی آمد .. با آن که خدا در کنار من است دست دعا به سوی آسمان , همان جایی که عیسای مسیح آن جاست دراز می کنم و از او می خواهم که هر چه زود تر بیایی . تو در کنار عیسی و عیسی در کنار تو و هر دو در کنار خوبان و خدا .. نیکی ها منتظرند .. نیکی ها می خواهند بدانند پس کی نوبت خلافتشان خواهد رسید .نیکی ها بی تابی می کنند . خدایا جهان را بر پایه نیکی آفریده ای ..آخرش ندانستم که این بازی شیطان و شیطان بازی ها چیست . می دانم که می خواهی به انسان نشان دهی که  رفاه و آسودگی آسان به دست نمی اید . مهدی جان بیا و از خدا بخواه تا  آن قفل و مهری را که بر دلهایمان زده بگشاید . مهدی جان ! بیا و لبان نیکی ها را به لبخند پر مهر انسانیت شکوفا گردان . بیا و دنیای سراسر جنگ و آشوبمان را  به زیور صلح و آرامش آراسته گردان (زینت ده ) . مهدی جان !  بیا و آزادی را از اسارت شیطان صفتانی که دم ازانسانیت می زنند برهان . تنها تو را فریاد زدن کافی نیست . تا خدایی نباشی نخواهی توانست که مهدوی باشی .تولدت مبارک مهدی موعود ما ! کاش بیاید روزی که تو را درتولد تو ببینیم . با تو زاد روزت را جشن بگیریم . به امید آن روز : ایرانی درانتظارمهدی