ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

کجایی ببینی علی جان ؟!

باز هم سخن از علیست . باز هم سخن از ولیست . سخن از بندگیست , تازگیست . سخن از مردیست که بعد از محمد چون او نیامده است . سخن از مرد جاذبه و دافعه .. جاذبه در برابر دوستان خدا و دافعه نسبت به آنانی که از راه خدا رویگردان  بوده  به فرامین الهی گردن نمی نهادند  . علی مرد عاطفه ها امشب به پیشواز برزخ می رود . می رود تا وعده حق خدا را با چشمان بصیرت خویش ببیند .. می رود تا به آدمیان بگوید که به دلخوشی های دنیا دل نبندید لذتها زود گذرست . آن چنان که دیروز رفته به خاطره ها پیوسته است امروز هم خواهد رفت و خاطره و خاکی خواهد شد . علی عشق بود , احساس بود , منطق بود , ایمان بود .. علی نوری از خدا بود .. علی کودک بود مرد بود علی ولی خدا بود , فقیه بود عادل بود .. علی بیت المال و ثروت مملکت خویش را به فرزندان خویش و دریوزگان دولتی نمی بخشید .. علی انسانیت را بر سر منقل دود نمی کرد .. علی مرد جنگ بود مرد صلح بود .. .. آن چه را که خوبان همه داشتند علی به تنهایی داشت . علی مرد علم و حلم و اسطوره دلاوری ها در پیکار با دشمنان خدا بود .
 و جهان راخدای یگانه آفریده است ..همان مرا , تو را و علی را آفرید .. همان که به من صدای فریاد بخشید تا از بخشش های الهی بگویم و از عدل مردی که با عدالت خود نشان داد که اسلام راستین تنها راه سعادت بشری و نجات از یوغ بند هاییست که عنکبوتانه برتن  خود تنیده ایم .
علی خورشید حقیقت , نور ایمان بود .  و امشب ابلهی از ابلهان روز گار که می پنداشت جهاد می کند شمشیر زهر آلودش را بر تارک مبارک علی فرود آورد تا راه سفرعلی  را به سوی معبود و معشوق علی هموار سازد .. و چه زیبا گفته است علی که آدمی بهترین راز نگه دار خویش است و چه شیوا گفته علی آن کس که خود را و مخلوق را نمی تواند وصف کند چگونه می تواند به وصف خدای خود بپردازد .. آری تنها می توان خدا را احساس کرد . می توان دانست قدرت او را .. می توان دانست که چه کرده است پس چه خواهد کرد و علی مرد خدا بود .. مرد پاکی ها , مهربانی ها , مردی که خشمش در راه محو آنانی بود که مهربانی ها را نمی دانستند و نمی خواستند که بدانند ..
علی می گوید ترسناک ترین تنهایی خود پسندیست . این که آدمی تنها خود را ببیند و همه چیز را برای خود بخواهد . اندیشه ها و رفتار ها و اخلاق خود را بر مبنای خود خواهی هایش تنظیم کند و از یاد خدا غافل بماند . این همان راهیست که او را به تباهی می کشاند .. علی می گوید دنیا نهایت بینش کسیست که نمی بیند . و می گوید ستم راندن بر بندگان بد ترین توشه است برای آن جهان ..
 و امروز می بینم شعار بی شعوران را در مورد مولا علی که دم از او می زنند اما به نابودی دین او کمر همت بسته اند .
و چه زیبا فرموده است مولای ما .. آقای ما علی که ارزشمند ترین و شریف ترین بی نیازی وا نهادن آرزو هاست . آرزوهایی که با تو خاک می شوند . جز نام نیک جز آن که در این خاک می توان شد چه به کارت آید ؟! ای انسان روز گار می گذرد .. تو می توانی هم اینک که نفس می کشی هم اینک که ماه و خورشید و ستاره را می بینی  گلستان سبز و کویر خشک را می بینی به این بیندیشی که مرده ای بیش نیستی .. آن چه را که بر تو گذشته.. آن چه از گذشته بر جای مانده برایت خاطره ای شده است را روز گار زندگانی خود بدانی .. آن روز ها و آرزوهای آن چه شده اند ؟! به چه خواهی رسید که بتوانی نگهش بداری ؟! وقتی که نمی توانی از خود و از زندگی خود حراست کنی چگونه می توانی مراقب مال و منال دنیوی خود باشی که گرد باد روز گار آن را به باد فنا ندهد ؟! امروز هم خواهد گذشت . شاید که امروز دیگری نباشد و شاید لحظه ای دیگر ..
 و چه زیبا و کوبنده است کلام علی آن شیر خدا آن امام بر حق , آن امام نخستین ما لعنت خدا بر آنان که به معروف فرمان دهند و خود آن را واگذارند و از منکر باز دارند و خود آن را به جا آورند ...
و امروز در جامعه خود در ایران خود بسیار می بینیم از این زور گویی هایی که جز رشد کینه و نفاق در دلهای امت و مردمی که از اسلام جز محبت و عدالت نمی خواهند ...ثمره ای ندارد . امروز چهره این شیاطین آشکار گردیده دستشان رو شده است .. و علی فرموده است ناتوان ترین مردم کسیست که نیروی به دست آوردن دوستان ندارد و ناتوان تر از او کسیست که دوستی به دست آورد و او را از دست بدهد ....و درمورد عیسی مسیح  فرموده .. خواهی از عیسی بن مریم (ع ) گویم که سنگ را بالین می کرد و جامه درشت به تن می داشت و خوراک ناگوار می خورد نان خورش او گرسنگی بود , چراغش درشب .. ماه .... در زمستان مشرق و مغرب زمین او را سایبان بود و جای پناه و میوه و ریحان او آن چه زمین برای چهار پایان رویاند از گیاه ..زنی نداشت تا او را فریفته خود سازد .فرزندی نداشت تا غم وی را خورد و نه مالی که او را مشغول کند و نه طمعی که او را به خواری در اندازد .. مرکب او دو پایش بود وخد متگزار وی دست هایش .. نهج البلاغه ..خطبه 160...
از علی گفتن وچون علی گفتن  آسان بود .. اما چون علی مرد عمل بودن بسیار دشوار .. راهیست که هر کس نتوان رفت .. عشق می خواهد ایثار می خواهد .. صبر می خواهد .. این که آدمی آینده خود را ببیند هنریست که هر کس ندارد . زندگی می گذرد .. شاید هیچکس نداند که فردایش چه می شود .. ما می توانیم فردای خود را در امروز خود در وجود خود ببینیم ..
 آری امشب علی بازهم میهمان خداست .. امشب علی آخرین عذابهایش را می کشد .. نه آن عذابی که از سوزش شمشیر بر فرق مبارکش احساس کند .. آن عذابی که به خاطر دور نگه داشتن امت از عذاب کشیده است .. علی به خاطر خدا و برای خلق خدا احساس مسئولیت می کرد .
 علی شاه مردان , علی چشم یزدان , علی بانگ قرآن , علی رهبر خوبگویان , کجایی علی جان ! ببینی به نامت که شیطان , به سر نیزه کرده ست قرآن , به سرنیزه کرده ست قرآن .
علی تاجی بود   بر تارک دنیای مهربانی ها که زینت بخش آن نگین هایی از گوهران یتیم بوده اند .. و استاد شهریار چه دلنشینانه سروده :
 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را ...که به ما سوا فکندی همه سایه خدا را .. دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین ...به علی شناختم من به خدا قسم خدا را .. فردوسی بزرگ , زنده نگاه دارنده زبان شیرین پارسی فرموده ..
هر آن کس که در جانش بغض علیست .. از او زار تر در جهان زار کیست ..
مدیریت این مجموعه امیر و نویسنده آن ایرانی سالروز ضربت خوردن مولا علی امیر المومنین آن اسطوره پاکی و تقوی را به عموم عدالت جویان جهان  تسلیت عرض نموده , باشد که راه علی سرمشق آزادی خواهان و حق طلبان قرار گیرد و حمایت از علی تنها یک شعار نباشد ..
علی شاه مردان , علی چشم یزدان , علی بانگ قرآن , علی رهبر خوبگویان , کجایی علی جان ؟! ببینی به نامت که شیطان .. به سر نیزه کرده ست قرآن .. به سر نیزه کرده ست قرآن .. پایان ..نویسنده ... ایرانی