ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 17

-عزیزم عزیزم چقدر با حاله .. چه کیر با حالی داری .. - هر بار که در هر سرویس می بینیش همین حرفو می زنی -خب مگه غیر از اینه ..-پس بگیرش حال کن .. مهرام کیرشو که خیلی  چاق نشون می داد و د راز به لبای زنم چسبوند . به حالت صورتش نگاه می کردم . چقدر با اشتیاق و حرص و ولع دهنشو باز کرد .. کیر مهرامو همچین قاپید که انگاری با یک زن دیگه رقابت داره .. چه راحت و با اشتها داشت  برای دوست پسرش ساک می زد . ولی من در این مورد بهش سخت نمی گرفتم . می ذاشتم که خودش تصمیم بگیره .. با فر هنگ و خواست خودش . با اشتیاق . طوری شده بودم که نزدیک بود مانیتور رو بشکنم .. داغون شده بودم .. دوست داشتم فریاد بزنم . استخونام در حال خرد شدن و پوست بدن در حال تر کیدن بود . کاسه سرم داشت منفجر می شد .. حالا فقط صدای ناله های این دو نفر رو می شنیدم . فتانه قمبل  کرده بود و کونشو نشون دوست پسرش داد با اشاره دست ازش می خواست که کیرشو به اون نزدیک کنه .. نه این دیگه گستاخی رو از حد گذروندن بود . آخه چرا ؟ چرا منی که این همه محبت بهش کرده بودم .  خیلی از اموال و دارایی خودمو به اسمش کرده بودم محبتمو عشقمو خالصانه و بی ریا تقدیمش کرده بودم  انتظار این کارو نداشتم . اصلا فکرشو نمی کردم . شاید راجع به تمام زنان دنیا این فکر رو می کردم جز اون . -آهههههههههه .. عزیزم .. عزیزم .. محکم تر .. آتیشم کن .. جررررررررم بده .. بذار بره تا ته کسسسسسم .. آخخخخخخخخ مهرام عشق من .. دوستت دارم .. متوجه جواب مهرام نشدم ولی همین قدر مشخص بود که کیر نامحرم با فشار و سرعت زیاد می رفت تا ته کس و بر می گشت .. مرد دستشو گذاشت رو گردن زنم و سرشو به طرف خودش گرفت و در همون حالت  قمبلی زن  لباشو رو لبای فتانه گذاشت و با هوس اونو می بوسید . حالت فتانه هم نشون می داد که داره لبای مهرامو می مکه ....در اینجا صدای فتانه رفت بالاتر ... آخخخخخخخ مهرام محکم تر .. محکم تر کسسسسسسم ولم نکن .. داره میاد ..داره میاد عشق من .. داره می ریزه .. ...نمی دونم چرا صدای اون نامردرو نمی شنیدم .. ولی لحظاتی بعد دیدم مرد کیرشو از توی کس زنم در آورد .. اون آروم تر صحبت می کرد ولی فتانه با هوس و بلند تر واسه همین بود که صدای اونو بیشتر می شنیدم ...-مهران به جون تو به عشقمون قسم هنوز که یه ماه نشده ولی باشه .. امروز و فردا باید پریود شم .. قرص می خورم .. باشه عشق من منم دوست دارم . منم می خوام لذت ببرم طالبشم .. بدنم نیاز داره تشنه شه .. ....لعنت بر تو فتانه که حتی با حساب احتمالات و این که این روزا اگه آب کیر بریزه توی کست بار دار نمیشی می خوای به مهرام این اجازه رو بدی که توی کست خالی کنه . تو که تازگی ها در مورد من وسواس شده بودی ..  اون قدیما باز به من یه لطفی می کردی و راضی می شدی تازه اگرم نطفه بند می شد پدرش من بودم شوهر تو ..حالا به خاطر یک جوون تازه از راه رسیده داری ریسک می کنی و به خاطر اون می خوای از ماه آینده قرص بخوری ؟ مگه خودت نمی گفتی که استعمال قرص ضد بار داری برای زن زیان داره . حالا منو بهونه کردی میگی به خاطر من ؟ ....-بیا .. بیا عزیزم .. می خوام بغلت بزنم .. بیا رو من .. این بار فتانه طاقباز شد . دستاشو دور کمر معشوقش حلقه کرد . مهرام روش قرار گرفت .. حالا  بیشتر پشت مهرام و سر و قسمتی از پاهای زنم مشخص بود .. فتانه بازم جیغ می کشید .. با این که تازه ار ضا شده بود . یه جای کار محکم کمر مهرامو نگه داشت و نذاشت حرکت خاصی داشته باشه .. مهرام چند بار رو به جلو حرکت کرد . اون داشت کارو تموم می کرد . لذت و هوسشو داشت می ریخت توی کس زنم و من با مشت داشتم به سر و صورتم می زدم .. چرا تمومش نمی کنن .چرا من تمومش نمی کنم . دنبال چی می گردم ؟ راه نجات برای بخشش این زن هرزه ای که یه روزی واسم از فرشته مقدس هم پاک تر بود . نه .. من نباید بذارم که اون به ریش من بخنده .. اما این کار یک شبه امکان پذیر نیست . چند تا آپار تمان و زمین به اسمش کردم ..  درسته اونا دردی رو ازم دوا نمی کنه ولی نمی خوام که به ریش من بخنده .. نمی خوام که از هر طرفی فریبم بده .. باید زود تر بجنبم . چون این مادر نمی تونه مربی خوبی برای فربد نازنین من باشه . مادر بچه من مرده . یک زن هرزه ای که نمی تونه پای بند اصول زندگی و زندگی زنا شویی باشه . من نمی تونستم خیانت کنم ؟ آخخخخخخخخ نههههههههه نههههههه سرمو بالا کردم و دوباره به مانیتور نگاه کردم .. مهرام کیرشو بیرون کشیده بود . قسمتی از آبای بر گشتی از کس فتانه رو می دیدم که داره از کسش می ریزه و اون با انگشتش یه قسمتشو می فرسته داخل و اونایی رو که دیگه راهی برای بر گردوندنش نبود می ذاشت تو دهنش و انگشتاشو می لیسید ..مهرام کیرشو گرفت سمت دهن فتانه که بیا اینو بلیس .. فتان خورد و خورد و خورد .. دستای مهرام رو سرفتانه بود  و زنم داشت خودشو واسش هلاک می کرد .. انگاری دوست داشت که هوس   معشوقشو بر گردونه تا بازم اونو بکنه .. وقتی زنم دهنشو از رو کیر دوست پسرش بر داشت کیر درست شده بود مثل اولش .. فتانه دستاشو گذاشته بود رو سینه هاش ..آهی کشید یه چیزی گفت که خوب متوجه نشدم ..دستشو گذاشت دور کیر مهرام و چند بار محکم اونو ماچش کرد طوری که صدای تماس شدید لب اون و کیر رو به خوبی شنیدم . صدای ماچو .  یه دور بر گشت قمبل کرد .. دو طرف  کونشو باز کرد .. از روی میز کنار تخت یه قوطی کرم داد به دست مهرام تا اونو رو سوراخ کونش بماله . چون مرد  داشت با سوراخ کونش ور می رفت.. و قوطی کرم به دست مهرام دادن یعنی راضی شدن به کون دادن  . ..... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی