ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 53

داشتم به این فکر می کردم که رویا چقدر زود تونسته خودشو با شرایط وفق بده . اونی که همش از این می نالیده که فقط منو می خواد و با هیشکی دیگه حال نمی کنه حالا داره زیر کیر معین و اکبر دست و پا می زنه .. .. کمر فریده رو گرفته و اونو محکم به خودم چسبوندم . -ایمان عزیزم  راستش اول سختم بود ولی حالا دلم می خواد اکبر منو ببینه . ببینه چه جوری دارم حال می کنم . اون خیلی اهل حال و تفریح بوده .. -فریده جون اون که آرزو شه تو رو ببینه و حال می کنه از این که ببینه زنش داره زیر کیر یکی دیگه دست و پا می زنه . -ببینم ایمان نکنه تو از این که ببینی اون دو نفر افتادن سر رویا خبلی ناراحتی . دلشونداری ببینی جفت سوراخای رویا اسیر کیر اون دو نفر شده .. -چی داری میگی فریده جون . بذار حالمونو بکنیم . اگه خوشت نمیاد و دوست نداری بهم بگو . -چرا این حرفو می زنی . مگه نمی بینی دارم می سوزم .. داغ داغم . داغ ترم کن . منو بسوزون . ببین چقدر واست تب کردم . می خوام بهم حال بدی . -فریده من نمی دونم چرا این جوریم . دلم می خواد هر کی که با هاشم ازم لذت ببره . -منم همین حسو دارم .. از اون طرف صدای بر خورد کیر ها به بدن رویا رو به خوبی می شنیدیم . معلوم نبود بقیه بر و بچه ها کجا هستند . ظاهرا پخش و پلا شده بودند . رویا هم دیگه در بند پسرش رستم نبود . ظاهرا هم رستم خودشو عادت داده بود به این مسئله که مادرشو زیرکیر یکی دیگه ببینه . همه چی دیگه بر وفق مراد بود و همه داشتند از هم لذت می بردند . دیگه این جا زیر آسمون تیره شب با ستارگان قشنگش و ماهی که معلوم نبود کجا قایم شده همه داشتند از زندگی لذت می بردند .خودمونو کشوندیم طرف اون سه نفر . سایه هایی از اون سه تا رو می دیدیم . ظاهرا اکیر زیر دراز کشیده بود و کرده بود توی کس رویا .. از اون طرف هم معین فرو کرده بود توی کون ناز و تپلی همونی که بار ها و بار ها گاییده بودمش . بالاخره این زن داشت آب بندی می شد و از این نظر هم داشتم راحت می شدم . تا دیگه هست پیش ما مانور نیاد که من فقط تو رو می خوام و دیگه تا آخر عمر به هیشکی دیگه رغبت نمی کنم . زن با مرد چه فر قی می کنه وقتی وسط تنش .. کس و سینه هاش حالی به حالی بشه دست دراز می کنه طرف هر کی که می تونه بهش حال بده و خارششو بگیره . همه این آمادگی رو دارن . الکی نبود که دستور دادن چشم از نا محرم بپوشانید . ای امان از این تقوا .. ظاهرا رویا متوجه شد که من و فریده نزدیک او قرار داریم . در وهله اول جای این که حسادت خودشو نشون بده از این که داره با دو تا کیر حال می کنه و من نزدیک اون قرار دارم کمی سختش بود . -اوووووووووففففففف ایمان عزیزم اگه بدونی کیر تو چقدر باحال تر از کیر ایناست . اگه دوست داری می تونی بیای  .. -کجا بیام تو که داری حالتو می کنی و . کیرمو فرو کنم توی دهنت ؟/؟ تازه دارم با فریده جون حال می کنم .. اکبر : رویا جون . مگه با کیر ما بهت بد می گذره . تازه آقا ایمان داره زن ما رو می کنه و سر حالش می کنه . حالا می خوای اونو برج زهر مارش کنی زنمو میگم بیفته سر ما .. چشام به تاریکی عادت کرده بود . البته اون خرده ریز ها و صحنه ورود کیر به کس به صورت عمقی مشخص نبود ولی می دیدم که اکبر چه جوری کمر رویا رو گرفته و از زیر خودشو می کوبونه به سمت بالا و کسش . حرکت معین هم که رو کون رویا سوار بود و کیرشو با سرعت کمتری نسبت به کیر اکبر می کرد توی کون رویا نمی ذاشت من به خوبی مرکز و ثقل گایشو ببینم . کس فریده موقع گاییده شدن خیلی به آدم حال می داد . با این که همه مون عقلمون می رسید و یه پارچه و زیر اندازی با خودمون آورده بودیم زمین کمی سرد و نمور به نظر می رسید ولی با گرمای هوس هم داغ شده بودیم . -فریده جون این همه هیجانو قایم کرده بودی و اکبر آقا خبری نداشت ؟/؟ .. اکبر : من به وجود زنم افتخار می کنم که تا من نخواستم دست از پا خطا نکرد . همچبن زنی واقعا بی نظیره .. رویا : من چی ؟ پس من چی ؟ تا ایمان ازم نخواست  من هم جز اون با هیشکی دیگه نبودم . تازه صد دفعه هم خواست .. اینو که گفت ما چهار تا دیگه زدیم زیر خنده . .. فریده دیگه صداش توی باغ پیچیده بود .. -عزیزم همسرم یواش تر شاید یکی این وقت شب باشه بیرون صدای تو رو بشنوه . -اووووووففففففف چی میگی اکبر بذار بشنوه . فکر می کنه یه زنی رفته زیر کیر شوهرش . بذار حالمونو بکنیم . رویا جون تو هم می خوای جیغ بکشی بکش . من که تا سر و صدا نکنم بهم مزه نمیده . انگاری کیری توی کسم نیست .. رویا : فدات فریده جون . می بخشی زیر کیر شوهرتیم . -خواهش می کنم این حرفا چیه ما هم در عوض کیر دوست پسرت رو اشغال کردیم ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی