ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدایر شی میل 53

فری یه جور خاصی به هوتن نگاه می کرد .. نمی دونم چرا .. ولی حس کردم که فری کونی دوباره هوس کون هوتن رو کرده .. این دو تا پسر معلوم نبود چرا این قدر عاشق کون همند و از کردن هم سیر نمیشن . همینا بود که لاله عزیزمو خیلی عذابش می داد . ولی لاله باید با این شرایط می ساخت . حالا که من دختری اونو گرفته بودم باید تحمل می کرد . من دوستش داشتم  . اصلا همه این جمعی رو که اینجا بودن دوست داشتم شاید به خاطر این بود که از لذت بردن خوشم میومد و می خواستم خودمو مشغول کنم .  نمی دونم اون دو تا در گوشی به هم چی می گفتن . فقط شنیدم که هوتن می گفت من که حرفی ندارم . دو تایی شون یه نگاه خاصی به لاله انداختند .. یه لحظه دلم هری ریخت پایین . هر چند مسئله ای نبود ولی می دونستم که لاله از این بابت عذاب می کشه . فری یه جور خاصی به لاله و کس اون خیره شده بود . .. درسته که لاله تن لختشو در معرض فری قرار داده بود ولی هنوز به این فکر نکرده بود که بدن خودشو در اختیار اون قرار بده . هنوز تابویی بین اونا وجود داشت . اون هنوزم  اثری از هوتن گذشته رو برای خودش ترسیم می کرد . ولی هوتن نمی تونست  اینو حس کنه .. هوتن رضایت خودشو با این مسئله که فری می تونه با لاله سکس کنه اعلام کرده بود .. می دونستم یه شر عجیبی به پا میشه . آخه لاله دوست نداشت که بره زیر کیر فری . اون همچنان می خواست که نسبت به هوتن یه حس وفا رو داشته باشه  شاید هنوزم به این امید بسته بود که می تونه هوتن رو آماده اش کنه .. هر لحظه منتظر فاجعه ای بودم . می خواستم لاله رو بکشونم یه گوشه ای قبل از این که هوتن مسئله رو با هاش در میون بذاره من با هاش حرف بزنم ولی می دونستم اینم فایده ای نداره و ممکنه اون اینو از دید من ببینه .. سرانجام اون چه که نمی بایست شد . هوتن لاله رو کشید یه گوشه ای و حرفایی بهش زد که حدس می زدم چی باشه .. اون لحظه فروغ رفته بود به آشپز خونه وگرنه صدای سیلی محکمی  رو که لاله بر صورت هوتن نواخته بود می شنید . لاله به سمت یکی از اتاقا دوید . منم به دنبالش رفتم . از این که احساسات اوجریحه دار شده بود خیلی دلم می سوخت و ناراحت بودم . دلشو شکسته بود . لعنتی به اندازه کافی حال کرده بودیم دیگه فری لعنتی .. تا حدودی دلمم برای فری می سوخت . آخه در میون سه تا زنی که اونجا بودیم اون اگه هوس کس می کرد فقط می تونست کس لاله رو بکنه . تقصیری هم نداشت . چون من که کس نداشتم . کس مادرشو هم که نمی تونست بکنه .. لاله رو در یه گوشه ای گیر آوردم که خیلی ناراحت و افسرده بود و اشک می ریخت .. -عزیزم چیزی نشده . من به جای تو بودم می رفتم با این فری حال می کردم و خیلی هم حال می کردم و این هوتنو حالیش می کردم که می تونی لذت ببری و بدون اون هم می تونی اوج بگیری و تا مین شی .. خیلی هم به سکست آب و تاب می دادی و نشون می دادی که از اون بیشتر لذت می بری .. باید درس خوبی به اون بدی . -اون بچه کونی واسه فری ارزش بیشتری قائله تا من .. -خب دیگه .. در واقع میشه گفت اون دو تا پسر زن و شوهر همن . هر دو تا شون  هم زن هستند هم شوهر . کاریش نمیشه کرد . باید دور هوتن رو قلم بکشی . این واقعیت قضیه هست . الان در کشور های دانمارک و سوئد و خیلی از کشور های دیگه دو تا مرد با هم از دواج می کنن . -کثافتا .. اون چرا باید هوس منو بکنه .. اون که به اندازه کافی با کون دادن و کون کردن حال کرده -لاله خودت رو ناراحت نکن . اگه تو یه روزی عاشق هوتن شدی به خاطر این بود که فکر می کردی اون آدمه ولی دیدی که اون از نظر اخلاقی و این که بخواد مرد زندگی بشه دوزار هم نمی ارزه . به خاطر همچین آدمی که خودت رو نباید ناراحت کنی . لاله رو آرومش کردم . دستی به سر و صورتش کشید .. یه دوش گرفت و خودشو کاملا تمیز و خوشبو کرد .. . خیلی آروم خودشو نزدیک فری کرد .. فری رفته بود روی  یکی از مبلهای چرمی نشسته بود و لاله هم کنارش نشست .. لاله پاهاشو دراز کرد . طوری که فری بتونه اونو ببینه و خوب هم ببینه و از حال بره .. ظاهرا فری دلخور بود . انتطار نداشت که این جور باهاش بر خورد شه بهش بر خورده بود .. ولی وقتی که دست لاله یه سمت کیر فری رفت اونو از خود بی خودش کرد . در عرض چند ثانیه کیر فری با یه حرکت رو به جلو به حداکثر شق بودنش  رسید ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی