ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 39

-وووووووووییییییی پژمان عزیزم سوختم . سوختم .. آتیش گرفتم . اگه بدونی چه دردی داره . ولی خیلی شیرینه .. یه خورده هم براش ناز می کردم . اون بیشتر خوشش میومد از این که می دید تا حد زیادی تونسته به من حال بده . این جوری بیشتر به آرامش می رسید . وقتی کیر خونین خودشو از کسم کشیnبیرون یه لحظه باورم نمی شد که این خون کس من بوده باشه .. -عزیزم چقدر حالا داری با پنبه  تمیزم می کنی . من که خنجر نخوردم . این شوهرمون چه کیفی می کرد وقتی کیر قرمز شده از خونشو می دید . -آتنا اگه خیلی سوزش داری بگو کمتر بهت فشار بیارم من که عجله داشتم واسه رسیدن به کون دیگه این یه ذره درد رو هم پذیرا شدم و گفتم دیگه هر چه بادا باد . هیکل سنگین منو به طرف خودش می کشید . پا هامو انداخت رو شونه هاش و کیرشو تا ته فرو کرد توی کسم البته پاهام و دو طرف کشاله رونم داشت جر می خورد . چون اگه اونا رو به دو طرف باز نمی کرد کیرش تا نصف بیشتر وارد کسم نمی شد -نههههههه عزیزم .. چقدر با هوس و عشق داری با من سکس می کنی . همون انتظاری رو که در رویا هام از یک شوهر خوب و سر به زیر و اهل زندگی داشتم . شوهرم رفته بود توی عالم خودش منم پاهامو بیشتر به طرف هوا گرفته تا سوراخ کونمو نشونش بدم و استیل تپل کون رو که حالیش کنم این قسمت کا ر رو که ور رفتن با اون و گاییدنش آرزوی بیشتر مردانه از یاد نبره . ولی خیلی بی ذوق بود . کون به این تپلی و مشتی رو باید حسابی دید می زد و مزه مزه می کرد و اونو می گایید . یه دستمو گذاشته بودم روی کس و  چند تا انگشت دیگه مو روی کون قرار داده بودم .  بی مرام فقط چشاش و حرکاتش نشون می داد که فقط داره با کس من حال می کنه .. .. خیلی هم حال می کردم . یواش یواش عادت کردم به حرکاتش ولی با این حال دلم خوش بود به لحظه ای که بتونه سر حالم کنه و بعدش همون چیزی بشه که من دوست داشتم و دارم .. کیرشو بیرون کشید .. به نظرم اومد بوی خون میده با این که با دهن من فاصله داشت . داشتم به این فکر می کردم که نکنه یه وقتی کیر خودشو بذاره توی دهنم و منم رو در بایستی گیر کرده اون کیر خونی رو ساکش بزنم . ولی نه از این نظر خیلی با مرام بود و عقلش می رسید و تازه اون اومد رو کس من و دهنشو گذاشت روش - وااااااییییی من بمیرم پژمان فدات از این کارا نکن . من تمیز نیستم . ولی اون دیگه خیلی حالی به حالی شده بود و اختیار از دستش در رفته بود . چونه شو به کس من فشار داده با هاش بازی می کرد . عجب حالی می داد این پسره .. -من فدای اون کس بشم . چه حالی میده .. چه مزه ای داره -نوش جونت عزیزم . همش مال تو بخورش . باز نگو زن ما هوای ما رو نداشته .. باورم نمی شد که از دواج کرده باشم هنوز کون نداده باشم . همین جور داشت کسمو زبون می لیسید و میک می زد .. -آخخخخخخخ نکن پسر .. چقدر تو با حالی .. واسه این که اونو عطشی و حشری ترش کنم گفتم خیلی دوست دارم قمبل کنم تو از پشت کارت رو بکنی -یعنی از پشت بکنم توی کست دیگه -عزیز دلم توی هر سوراخی که می خوای بکنی من که حرفی ندارم . من دیگه مال تو هستم -فدای تو .. من کاری نمی کنم که تو زیاد درد بکشی . طوری می خوام با هات سکس کنم که تو هم لذت ببری حال کنی . -عزیزم تو هر کاری بکنی من لذت می برم . عشق می کنم . در جا کونمو گرفتم طرفش .. خودم که از تماشای این کون برجسته در آینه به هوس میومدم و می گفتم واقعا اسرافه اگه پسرای خوش تیپ و خوش بدن و با مرام و اهل حال از این نعمت استفاده نکنن . دو تا دستامو گذاشتم دو طرف کونم و قاچای تپل و مشتی خودمو به دو طرف بازشون کردم تا پژمان سوراخ کونمو بهتر ببینه و وسوسه شه . اگه این کا رو نمی کردم به خاطر تپل بودن باسنم سوراخ کونم زیاد مشخص نبوده و بین پا هامو محو شده نشون می داد و باید با دست دو طرف کونو باز می کردی تا سوراخ کون در مسیر چاک وسط به خوبی مشخص شه . اون کیرشو به مسیر کونم نزدیک کرده بود ... وووووووووییییییی هیجان و التهاب لحظه به لحظه  دامنه محاصره شو تنگ تر وتنگ تر می کرد . .. چقدر دلم می خواست سر کیرش بچسینه به سوراخ کونم و فرو بره اون داخل ولی نوک کیرشو روی کسم حس می کردم ... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی