ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماجراهای مامان زبل 94

آخخخخخخخخخ فرزان عزیزم من دارم اینا رو می بینم حسابی به هیجان میام دیگه طاقت ندارم . حس ندارم . هوسم زیاد تر شده -فدات اشی جون هرچی تو بخوای من بهت حال میدم کیه که حال نده .. مگه این کمته .. ببینم نکنه اون لکه های سفیدی که رو کیر سرخ نشسته هوست رو زیاد کرده . اون هوس احترام جونه . -یواش تر می شنوه فکر می کنه از اولشم هم یه نقشه بود .. رو من خم شد و در حالی که کیرش کارشو می کرد به من گفت تو چقدر ساده ای اون از اون هفت خط هاست داره همه ما رو رنگ می کنه -ولی در این که گاهی کس خل میشه شکی نیست . -چی بگم . شاید سطح سواد و علم و فر هنگش پایین باشه .. کامیار هم که دو تا دستشو گذاشته بود دو طرف  تشک و خودشو رو ماه منیر بالا و پایین می کرد .  تماشای حرکات دو کیر هوس منو از اونی هم که بود بیشتر کرده و ول کن ابن پسره نبودم . خیلی دلم می خواست که منو مست مستم کنه . فرزان رو من خم شد در حالی که گوشامو می مکید گفت اشی جون اون که داره کسشو میده و این فیروز خانی که من دیدم تا کون این احترامو نگاد ول کنش نیست . حالا تفریحتو کردی و تونستی اونو به هر شکلی که دلت می خواد درش بیاری . پس دیگه وقتشه که خودت حال کنی . دیدم که بد حرفی نمی زنه و کاملا درست میگه .. -باشه عشق من هر چی تو بگی . فقط در موارد حساس نگاه می کنم . -کدوم حساسیت حساس تر از تو اشی زبل . خیلی با حالی . زن ندیدم مث تو هفت خط باشه .خیلی به خودت می رسی . پوستت خیلی عالی و جوونه تر و تازه و با حال و آدم عشق می کنه . در جا می تونی به چند نفر جواب بدی .. -نهههههه نگو فرزان پسر خوش تیپ . من چه جوری دل تو رو بردم . اصلا فکرشو نمی کردم که بتونم تو رو ازراه به در کنم . -اینو که راست میگی . برای من در سکس این مهم نیست که زن چه سنی داشته باشه . سوسول بازی و بچه بازی رو باید بذاره کنار .. ممکنه یک زن میانسال حرکاتش طوری باشه که از یک جوون بیشتر به آدم لذت بده و من بهتر با هاش کنار بیام .. -مثل حالا ؟ بگو بگو از چی من خوشت میاد . بگو از اندام من بگو . بگو دوستم داری . همه جا مو می خوای . ..دیگه این ورزش بازی ما از استاندارد خارج شده بود و احتمالا بعضی حرفای ما رو هم این احترام می شنید . یه لحظه که چشام به کیر فیروز و کس احترام افتاد دوباره همون حالتو دیدم . همون سرخی و سفیدکهای هوس .. اما این بار با خونسردی صحنه رو می دیدم . نمی دونم چرا هر کیری که می خواستم دلم می خواست یه نموره ای هم که شده از اونو دشت کنم . فرزان متوجه حس من شده بود . -عزیزم این قدر حریص نباش . اگه همش بخوای به اون چه که دیگران دارند فکر کنی نمی تونی از اونچه که خودت هم داری استفاده کنی .. وااااااییییییی عجب چیزی گفته بود . به وقت سکس آدم کلمات قصار و پند آموز هم بشنوه بد نیست . خلاصه صدای کامیار از یه طرفی در اومد که ورزشکاران در چه حالید .. ماه منیر : داغ داغ داغ .. اصلا خیلی مفیده . اگه چند روز پشت سر هم از این ورزشها داشته باشیم یه هیکل مانکنی حسابی پیدا می کنیم . احترام : هیکل مانکنی به شرطی خوبه که باسن آدم کوچیک نشه . آب نره .. رو کردم به احترام و گفتم مگه تو شوهر داری که این جور حساسیت به خرج میدی .. -نه ولی اونایی که ما رو مالش میدن نباید چیزای زشت ببینن و باید در روحیه شون اثر داشته باشه تا اون وسیله ماساژ اونا حرارت خودشو حفظ کنه .. می خواستم احترام رو اذیتش کنم گفتم بهتره فعلا این کارو نکنم .. کامیار : میگم چه طوره به خاطر تنوع و این که ممکنه هر بدنی با یک آلت ماساژ ساز گاری بیشتری داشته باشه دستو عوض  کنیم ..  احترام که کارش به جا های حساس رسیده بود و هر لحظه امکان ار گاسمش می رفت گفت بد فکری نیست ولی یه پنج دقیقه ای رو صبر کنین .. یه غده چربی اون داخل در یه قسمتی هست که حس می کنم داره آب میشه و لحظه به لحظه کوچیک تر میشه . -اگه اون آلت الان بیاد بیرون می ترسم سرد شه سفت شه .. فیروزبازم با حرص  کون احترام مومنو در چنگ خودش گرفت ..فرزان و کامی هم از پشت یه اشاره هایی به فیروز می زدند که کار اونو سریع تر بسازه . می خواستن صدای احترام در آد .. خود فیروز هم انگشتشو فرو کرده بود توی سوراخ کون احترام و کلفتی کیرشو که می دیدم هوسم زیاد تر می شد با این که این کیری که تو  کسم بود کلفت بود ...... ادامه دارد .. .نویسنده ....... ایرانی