ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 22

به غیر از زمان عشقبازی عادت نداشتیم که با هم حرفای سکسی بزنیم ولی انگاری فاصله و هزاران کیلومتر دوری راه اونو هیجان زده کرده بود که از طرف من حرفای سکسی بشنوه . حس کردم که دلش می خواد . کیوان هم با سرعت و اشتیاق خاصی داشت منو می گایید و نمی دونستم چه جوری هیجان خودمو مخفی کنم . همش این حسو داشتم که  شوهرم مهران که  تلفنی باهام حرف می زنه  حتما داره یه چیزایی رو متوجه میشه . با انگشت به کیوان که با لذت داشت کیرشو فرو می کرد توی کسم و می کشید بیرون اشاره کردم که حرف نزنه .. وقتی ازم پرسید دلت واسه چیزای دیگه هم تنگ شده ثانیه هایی سکوت کرده گفتم آره عزیزم تنگ شده .. ..ولی کسم اون زیر در حال التهاب و سوختن توسط کیر کیوان بود . کاش مهران این موقع زنگ نمی زد و من بهتر و بیشترمی تونستم هیجان خودمو به کیوان نشون بدم .. یه چیزی هم می خواستم بگم از کیوان هم خجالت می کشیدم . سرمو آوردم بالا یه چشمکی به معشوق خودم زدم که یعنی اگه یه حرفایی دارم می زنم با اونم .. از اون طرف هم می خواستم کاری کنم که مهران فکر کنه که من با اون دارم .. آخخخخخخخخ وقتی که یک زن به هوس میاد و شیطون میشه حتی دنیا هم حریفش نمیشه .. -عزیزم .. منو بکن .. -چیکار کنم پریسا .. بگو .. بگو .. چیکار کنم همسر قشنگم .. با چی بکنمت .. -با کیرت منو بکن .. محکم تر .. منو بزن .. کبودم کن .. به سینه هام چنگ بنداز .. آخخخخخخخخ دلم .. آخخخخخخخخ کسسسسسم .. سینه هام .. چشامو خمار کرده به کیوان نگاه می کردم .  اونم کف دو تا دستاشو انداخته بود رو سینه هام . -نوک سینه هامو میکش بزن .. کیوان همین کارو با هام می کرد .. چه لذت بخش بود .. راستش با این که اولش می ترسیدم و تا حدودی عذاب وجدان هم داشتم ولی یواش یواش داشتم از این بازی لذت می بردم . بازی هوس .. بازی نیاز .. بازی آتیش .. قلبم واقعا داشت از سینه در میومد .. گاهی حس می کردم که حتی شاید صدای تپشهای قلبم به گوش مهران برسه .. -پریسا بگو دیگه چی می خوای زن خوب من  .. با انگشت به کیوان اشاره کرده و گفتم تو رو .. تو رو می خوام .. ادامه بده .. کیرت رو محکم تر بکن توی کسم .. دارم از هیجان می میرم . چقدر داغم . ولم نکن . ومهران که تلفنی حرفامو می شنید فکر می کرد دارم به اون میگم .  -پریسا عاشقتم .. دیوونتم . ....-منم همین طور .. انگشتتو بذار روسوراخ کونم .. یه خورده .. یه سانتشو بکن توی کونم .. اگه بدونی چقدر حال میده ... منو ببخش حرفای سکسی می زنم . دلم می خواد باهات حال کنم و بهت حال بدم . دوستت دارم . هوس تو رو دارم .. .. کیوان انگشتشو کرد توی کونم .. ولی از اون طرف شوهرم مهران با سکس تل داشت حرفاشو می زد . بیچاره فکر می کرد که داره این جوری بهم حال میده ولی نمی دونست که زنش داره زیر کیر یکی دیگه دست و پا می زنه .. زنی که وقتی چند روز پیش پاشو گذاشت به اینجا روسری هم از سرش نمی گرفت ولی حالا یه مرد غریبه شورتشو هم کشیده پایین و داره اونو به اوج لذت می رسونه . اتفاقا حرف بعدی مهران هم راجع به همین بود .. -پریسا روسری که سرته .. -نه سرم نیست -یعنی درش آوردی -آره عزیزم -آخه چرا .. -دیوونه  الان موقع خواب مگه روسری سرم می کنم .. نفسی به آرومی کشید و گفت منظورم این بود که روزا وقتی که میری گردش روسری رو که از سرت بر نمی داری -می دونم عزیزم منم گرفتم چی میگی می خواستم اذیتت کنم .. .. کیوان بد جوری داشت بهم حال می داد نمی تونستم جلو خودمو بگیرم .. مجبور شدم دوباره برم در دنیایی بین واقعیت و نمایش یا بهتره بگم هر دو تا .. خیلی جالب بود . هم واقعی بود هم یه فیلم .. -آخخخخخخخخ سوختم .. سوختم .. کیرت رو می خوام .. بکن منو .. عزیزم .. عشق من اووووووففففففف . ..مهران (تلفنی ) : پریسا پریسا .. بگو بگو اون   کس ناز و تپلی داغت مال کیه .. با انگشت به کیوان اشاره می زدم و می گفتم تو .. تو ... -بگو کی سینه هاتو بخوره .. کی کستو میکش بزنه .. بازم تو چشای کیوان نگاه کرده و می گفتم تو کس و سینه هامو بخورش و میکش بزن .. اوووووووووخخخخخخ .. اگه مهران خداحافظی می کرد می تونستم سریع ارگاسم شم ولی باید حواسم جفت می بود که سوتی ندم .. -عزیزم پریسا .. مهرزاد بیدار شده .. باهاش حرف می زنی؟  ... راستش طوری زیر کیر کیوان داشتم حال می کردم که اصلا حواسم نبود خبر پسر کوچولوی خودمو بگیرم .... ادامه دارد ... نویسنده ....ایرانی