ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 51

همچنان با دو لذت و عشق داشتم حال می کردم  .. هوتن : لاله عزیزم چرا این قدر داری لباتو گاز می گیری حرف بزن . حال کن .. بریز بیرون اون هوس خودت رو . به منم حال بده  .. همه مون شاد بودیم می دونم لاله هم در حال لذت بردن بود . ولی اون انتظاری که اون داشت چیز دیگه ای بود .. لاله : آخخخخخخخخ وووووووویییییی هوتن .. .. هوتن که  از بس کون لاله رو گاییده بود و قلق اونو داشت دستاشو گذاشت رو سینه هاش و خیلی تند هر کدوم از سینه ها رو با کف دستش می مالوند . به صورت هوتن که نگاه می کردم چشاشو خیلی آروم باز می کرد و می بست . به کیرخودم و کون دوست پسر لاله نگاه می کردم . خیلی بهم مزه  می داد کون یک پسر رو می گاییدم . نمی دونم آیا بقیه شی میل ها هم مثل من از گاییدن کون مردا تا این اندازه کیف می کردند یا نه . به من اعتماد به نفس می داد . .. حس کردم که دوست دارم توی کون هوتن حالی کنم .. -هوتن من دارم از حال میرم بریزم ؟/؟ -شیدا یه خورده صبر کن تا اول من کار لاله رو ردیفش کنم و چون من خیلی از کون کیف می کنم . می خوام اون لحظه ای که داغی کیرت رو توی مقعدم حس می کنم  بازم به لذتی دیگه برسم . آب کیرت جذب کونم شه . گوشت تنم شه . .. لاله : تمومش کن .. من دیگه تموم کردم . دیگه از حال رفتم و بالاخره لاله برای اولین بار به یک مرد کس داد و از همون طریق هم به ار گاسم رسید . چشامو.به کیر هوتن , کون لاله و کس اون دوخته بودم که چه طور داره با حرکات سربع خودش دلمو می بره و  با یه فشار ناگهانی یهوآب کیر  ریخته شد توی کس لاله ..  .. چه صحنه زیبایی بود وقتی که هوتن کیرشواز کس لاله بیرون کشید . فروغ که خودشو به نزدیک صحنه رسونده و آماده بود مثل  یک شکار چی که روی شکار می پره در جا دهنشو گذاشت زیر کون لاله و چه جور داشت کس و کون و دور و بر کون لاله رو زبون می زد و آب بر گشتی از کس رو لیس می زد ومی خورد  .. هوتن : فروغ جون خوب که تمیزش کردی یه نگاه به کیر منم بنداز که اونجا رو هم باید لایروبی کنی . -اون که جای خود داره . چه مزه ای می داد تماشای این صحنه ها -هوتن حالا می تونم خالی کنم -شیدا تو امشب چته .. بذار فروغ جون کیرمو ساک بزنه . وقتی که از قسمت جلوی بدن تا مین شدم اون وقت میگم توی کون من خیس کن .. دلم می خواد به آخر حال برسم . حیفه وقتی داری کونمو خیسش می کنی  اون جوری که باید حواسم بهش نباشه .. فروغ سرشو تکون داد و گفت هر چی هوتن جون میگه درسته . خوب که لاله رو تمیزش کرد رفت سراغ هوتن . کیرشو گذاشت دهنش .. فری هم از اون پشت داشت کونمو می گایید . راست می گفت این هوتن . چون فری که داشت منو از عقب می گایید در لحظه انزال  خود به خود تمام حواسم می رفت به همون . و اون وقت اگه فری می خواست از عقب توی کونم خالی کنه شاید دو تا مزه و حال کردن با هم قاطی می شد و آدم نمی دونست که باید به کدوم فکر کنه . -دوستت دارم دوستت دارم لاله..... اینا رو هوتن به دوست دختری می گفت که حالا دیگه امیدی به ازد واج با اون نداشت .. یعنی هر دو تا شون امید وار نبودند . هوتن که بیشتر از این که عاشق کون کردن باشه کون دادن رو دوست داشت و اونو تر جیح می داد . انگشتو از بغل کیرم کرده بودم توی کون هوتن . -آمادگی داری عزیزم ؟-منظورت اینه که جا دارم که هم کیرت رو بفرستی توی کونم و هم انگشتتو از بغل مکملش کنی ؟-آرررررره .. -اگه بهت بگم نوع حال دادنت بیسته شاید باور نکنی .. بعضی وقتا فکر می کنم یک مرد کیر کلفت خیلی استاندارد داره منو می کنه . فروغ آبای باقیمونده آلت هوتن رو تمیزش کرده بود .. فری : مامان نوش جونت .. کیر هوتن و آبش حرف نداره . خالص خالصه .. گوارای وجودت .. فروغ : خوب آب شناس شدی پسرم . اگه می دونستم این قدر حال داره زود تر این بر نامه ها رو شروع می کردم . در همین وقت هوتن به من گفت که می تونم هر کاری رو که دوست دارم با کونش انجام بدم . دوست داشتم کونشو ببوسم هر تیکه شو . سوراخشو زبون بزنم ولی دیگه حس کردم ممکنه دوباره فرو کردن کیر توی سوراخ کون آقا هوتن کمی سخت باشه واسه همین تر جیح دادم لیسیدن و بوسیدن و بوییدن کون رو بذارم برای سرویس بعدی . -هوتن داره می ریزه داره میاد .. -اووووووففففف شیدا خالی کن .. که من یه حس خوبی دارم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

abba گفت...

سلام داستانات واقعا عالی هست ولی دیگه کله داستانای سایت شبیه رمان شده و ی سبک جداست جوری که من متن نگارشت رو هر جا بینم میدونم مال این سایت هست الانم دوس داشتم اگه بشه این داستانو یعنی شیدای شیمیل رو به لز در زندان زنان ربط بدی وداستانو ساده تمومش نکنی میتونی شیدا رو به زندان بندازی و اونجا شیدا ترتیب تموم نگهبانا و زندانی ها رو بده یا هوتنو بفرستی زندان مردان برا اونای که دوس دارند گی بخونند نظر من بود امیدوارم داستانتو ببیین

ایرانی گفت...

با درود و تشکر .. ممنونم ازت به خاطر پیشنهاد های زیبات .. البته تعداد داستانهام با توجه به این که من سر کار میرم و زندگی شخصی دارم و یکی از نزدیکانم هم به شدت بیماره و مسائل اقتصادی به یک طرف و تازه از تفریح و تماشای شو و فیلمهای تلویزیونی و سفر و مهمونی هم تا حد امکان دوری می کنم بازم زیاده .. برای همین داستان گاهی این جوری میشه که من دلم می خواد به جای بیست مدل داستان و سی چهل پیام در هفته .. ده مدل داستان داشته باشم . تازه اینشم زیاده .. خیلی ها در دو تا داستانش می مونن .. البته من اگه فرصت کنم حتما یه تحولی در داستانها به وجود میارم . داستانهای امشب مثل گناه عشق و بابا و مامان تقسیم بر سه رو که دوبار در هفته اند نمی خوام منتشرکنم چون نرسیدم بنویسم و یک سفر کوتاه هم دارم . حالا فرض کن من می خواستم بنویسم چه جوری در میومد ؟ پس باید از تغداد داستانها کم شه . بگذریم من خب با گی و همجنس بازی مردا به شدت مخالفم و نمی نویسم . هر جا هم که نوشتم یه بهونه ای کرده یک زنی رو کنارشون گذاشتم . از دو تا پیشنهاد .. اونی رو که گفتی شیدا بره به زندان بهتره .. البته نه این که اونو بچسبونم به اون داستان جدای لز در زندان زنان و احتمال منظور تو هم عمل لز بوده که خب در اون زندان می تونه تر تیب مردا و حتی زنا رو هم بده .. اون خودش داستان جداییه و لی میشه اونو فرستاد به زندان و چند قسمتی رو این جوری حلش کرد اما هوتن یا فری رو در حالت گی و به تنهایی با مردان دیگه قرار نمیدم .با تشکر از همراهی تو نازنین ...ایرانی