ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 18

ناله ها و التملس فتانه به گوشم می رسید .. مهرام روی سوراخ کون فتانه رو خوب کرم  مالی کرد و یه مقدارشم رو کیرش ریخت .. فتانه سرشو بر گردوند و با دستای خودش کیرچرب و روغنی و آغشته به کرم  معشوقشو خوب دستمالی کرد  . -آخخخخخخخ .. فتان .. عزیزم بمالش .. بمالش .. سفتش کن .. -این که سفت سفته از آهن هم سفت تر شده .. بکن تو کونم .. زود باش .. کونمم حقی داره .. ....دستمو گذاشته بودم رو دلم . درد حسرت و ندانم چرا همچنان رو سینه ام سنگینی می کرد . چرا شخصیت یک انسان باید اینقدر تغییر کرده باشه .  من باید چیکار می کردم تا این جوری نشه . چرا من گیج و در مونده شده بودم . اصلا رشته امور از دستم در رفته بود . یک مرد وقتی به اینجا می رسه نمی دونه باید چیکار کنه .. دیگه هیچ حسی براش نمی مونه . زندگی و مرگ هر دو براش حکم مرگو داره . مرد به عزت و شرفش زنده هست . وقتی که اونو از دست بده یعنی همه چیزشو از دست داده . من می تونستم همه چی رو ندیده بگیرم وبذارم هر کاری که دلش می خواد انجام بده . ولی خودمو که نمی تونم گول بزنم . تازه ماه زیر ابر پنهون نمی مونه . وقتی یکی دیگه به روم بیاره اون وقت باید زمین دهن باز کنه منو ببلعه . -نههههههه نههههههههه این رسمش نبود . این رسمش نبود . -مهرام بکن .. بذارش تو کونم . حالشو ببر .. حالتو بکن .. فقط مال توست .. اختصاصی توست .. ... وااااااایییییی نمی تونستم صحنه رو ببینم . اون خیلی راحت داشت به مهرام کون می داد .  ولی وقتی به من می رسید از درد و پاره شدن مویرگها و عوارض دیگه اون می گفت . از این که کون دادن بهداشتی نیست .. و زن دردش می گیره و فشار های جانبی و درونی زیادی به مقعد میاد . کیر مهرام به سر سوراخ کون زنم چسبیده بود .. دقت کردم تا لحظه حرکت کیر و شروع گاییده شدن فتانه رو در این مرحله ببینم . ببینم چیکار می کنه .. یه لحظه متوجه شدم که چند سانت اولیه کیر رفته توی کون اون .. .. زنم از پشت خودشو به مهرام می چسبوند . به اون فشار می آورد تا قسمت بیشتری از کیر وارد کون شه . -بزن ..بزن تلمبه بزن .. بزن .. جرش بده .. پاررررششششش کن .. ببین کونم مال توست . تنم مال توست همه جای بدنم .. فتان مال توست .. با این که اون زنی که در فیلم داشت کون می داد و با معشوقش حال می کرد زن من بود ولی حس می کردم که کونش   برای من شده یک کون دست نیافتنی . سابقه نداشت اون این جور با لذت بخواد کون بده و تازه التماس کنه که کیر بره توی کونش .. اصلا بهم  کون نمی داد که تا اینجای قضیه برسه . سرعت تلمبه زدن مهرام زیاد شده بود .. -آخخخخخخخخ کونم کونم .. مااااااامااااااان جوووووووون کونم .. -بکشم بیرون؟  .. اگه دردت میاد اگه می ترسی خون بیاد نتونی بشینی بهم بگو .-بذار بیاد بذار بیاد من می خوام لذت ببرم . عیبی نداره .. اووووووفففففف درد داره درد داره .. ولی شیرینه .. بکن بکن .. مال توست . شما مردا از کون کردن لذت می برین . من می خوام عشقم حال کنه . خوشش بیاد . بیشتر بیاد بهم سر بزنه .. کونمم آبتو می خواد . ولی حالا زوده . دارم حال می کنم .. مهرام هم با حرص و هوس سر گرم گاییدن فتانه بود و هر چند لحظه در میون با کف دستش محکم به کون و کپل فتانه می زد .. اون قدر فیلمبرداری در این قسمت شفاف به نظر می رسید که کون فتان با ضربه های کیر ودست مهرام عین ژله می لرزید و به راحتی می شد این لرزشها رو دید .. شاید در عمرم تا اون لحظه  دو سه بارهم  گریه نکرده بودم  اونم سر قبر پدر بزرگ و یکی دو نفر دیگه که واقعا دوستشون داشتم اما چند وقت بعد آروم شدم .. بیشتر وقتا حس می کردم که یه قلب سنگی دارم که اشکو از چشام بیرون نمیده ولی اون لحظه ریزش بی اختیار قطرات اشکو از چشام احساس می کردم . می دونستم اگه فتانه هم اشکامو ببینه هیچ تاثیری نداره .. وقتی یک زن هرزه میشه دلش از سنگ میشه . فقط به لذتش به شهوتش فکر می کنه .. حتی اگه توبه کنه و مرد اونو ببخشه بازم نمی تونه مرد  اون حس گذشته رو نسبت بهش داشته باشه . چون اون خونه رویایی تعلقش در هم شکسته و از طرفی این احساس درش وجود داره که برای همیشه احتمال تکرار خیانت هست  .حتی خود زن هم نمی تونه اون حس قبلو داشته باشه . -فتان جون عزیزم .. کیرمو کندی . آب شده  انگاری داره اون داخل می چسیه .. -نهههههه نههههههه بازم منو بکن . من حال می کنم از حال کردن تو .. -اگه دوست داری کیف کنم پس بذار توی کونت آب بریزم . دیگه نمی تونم جلو شو بگیرم .. هنوز فتان چیزی نگفته  کیر مهرامو دیدم که از کون زنم بیرون کشیده شد و این بار آبهای  بر گشتی از کونشو شاهد بودم که چه با سرعت در حال غلتیدن به اطراف کونش و چاک وسطش بودند .. مرد به سرعت کیرشو به دهن فتانه نزدیک کرد .. آخخخخخخخخ نهههههههه .. کیرفرو رفته توی کونو فرو کرد توی دهن زنم و اون با حرص و هوس وحالتی از گشنگی و تشنگی در حال میک زدن کیر بود . سرمو به علامت تاسف تکون می دادم . اون اگه می مرد این قدر عذاب نمی کشیدم . شاید مرگ اون منو خیلی خوشحال  می کرد . یک بار مردن برای این زنای کثیف و خیانتکار کمه .. باید اونا رو گذاشت جلوی جوخه آتش .. یا رگبار گلوله ها سوراخ سوراخشون کرد .. نمی دونستم آیا از این فیلم چیزی مونده یا نه ولی دیگه کاتش کردم . گذاشتم بقیه رو سر فرصت ببینم .  فکرم کار نمی کرد .. حسشو نداشتم . بعدا هم می شد دید . دیگه چی رو می خواستم ببینم . دیدن مرگ آدم توسط خودش چه لذتی می تونه داشته باشه . من باید بدونم اون مرد نامرد چیکار می خواد بکنه . این جور مردا خوب که از زن سوءاستفاده کردن مال اونو می چاپن و می زنن به چاک . من چه طور می تونم وایسم بذارم این هرزه حق من و بچه شو بده به یک مرد اجنبی . یه حسی به من می گفت که مهرامی که انواع و اقسام کس و کونها رو در خارج گاییده و خیلی هم کم سن تر از زنم بودند نباید به این سادگی خودشو وا داده باشه . اون می خواد اموالی رو که دیوونگی کردم به زنم بخشیدم از چنگش در بیاره .. اون زنمو برای تفریح زود گذر می خواد .. بر گشنتم به بستر .. فتانه خوابیده بود . همون نگاه و حالت قبل رو داشت .. ولی قبلا که می خوابید اونو مثل فرشته های مظلوم می دیدم ولی الان حس می کردم که یک شیطان یک عفریته آشیانه بر هم زن اونجا دراز کشیده . اون خیلی پسته ..  متوجه شدم که این خود ما هستیم که از چهره ها فرشته یا شیطان می سازیم . با تصورات خوب یا بدی که از آدما داریم . یه نگاهی هم به کونش انداختم .. نمی دونم چرا شورت پاش نبود . سوراخ کونش مشخص نبود . ولی وقتی فکرشو می کردم که کیر از این اتوبان و شاهراه گذشته و به مقصدی که می خواسته رسیده دلم می خواست سرمو می کوبوندم به دیوار .. فقط یه مرد می تونست احساس منو در اون لحظات درک کنه .. یه مرد در همچین شرایطی احساس حقارت می کنه .. احساس سر شکستگی , بی ارزشی ,بی لیاقتی و این که ارزش اونو نداشته که یک زن بهش وفادار بمونه .. شخصیتشو نگه داشته باشه .. همه اونو به چشم یک ببو گلابی نگاه می کنن که زنش اونودور زده .. اون مال من بود . برای من بود .. درسته که هیچکس مالک هیچکس نیست ولی عشق و احساس و هوس اون مال من بود .تمنای اون مال من بود .. من که جز اون با کسی نبودم و به کسی دل نبستم . آخه چرا ؟! .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی