ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 69

بچه ها چرا این جور لخت و بر هنه شدین . این چه وضعشه . . چهار تا پسر با چهار تا کیر آویزون شده و البته شق شق ...من نمی دونم . بی خود به دلتون صابون نزنین . من خیلی خسته ام و از شما هم انتظار ندارم  . کنار درختی و روی تشکی که زیرش و دورا دورش همه چمن بود دراز کشیدم .. داشتم خواب می رفتم . مگه می شد در این محیط لذت بخش جون گرفت و بازم طعم شیرین سکس و هوسو نچشید . وقتی کف دستشونو میذاشتن رو بر جستگی کون من و باهاش بازی می کردن بیشتر به هوس میومدم . هر چی بیشتر کونم دست می خورد بیشتر حس می کردم که اون بر جسته و بزرگ میشه . دیگه من چی به این پسرا می گفتم . نمی دونستم باید تحریمشون می کردم یا تحریکشون ,  ولی چشامو بسته بودم . گاهی می شنیدم که صدام می زنن مامان .. مامان بیداری ؟/؟ جوابشونو که نمی دادم کیرشونو  از پشت می کردن توی کسم .. چند لحظه که می خوابیدم بیدار می شدم . مگه ورود و خروج کیر میذاشت که آروم بگیرم ؟ فقط اینو هم می شنیدم که هر دو سه دقیقه یه برادر به اونی که داشت منو می گایید می گفت برو کنار که حالا نوبت منه . منو تقسیم کرده بودند و از رو هم نمی رفتند ولی خیلی حال می کردم . اسحاق که داشت منو می گایید گفت پسرا دقت کردین  کس مامان چقدر خیس کرده ؟/؟  از دو طرف کونش داره می زنه بیرون .. به نظرم باید بیدار باشه و داره حال می کنه . صدام در نمیومد .. دیگه تصمیم گرفتم راستی راستی بخوابم ولی مگه میشد .. -پسرا کی به شما اجازه داد که سر خود کیرتونو بکنین توی کس من . الان باید یک هفته شما رو تنبیه کنم که دیگه  از این غلطا نکنین .. -مامان تو هم داشتی حال می کردی ... راست می گفتن . هوای خوب فضای شاعرانه و پسرای خوب و آرامشی که  منو به فردای خودم امید وار کرده بود منو به اوجی رسونده بود که دوست داشه باشم ار گاسم شم ولی این بار به دشواری می تونستم . چون صبح , کمال منو به اوج رسونده بود .. رومو بر گردوندم تا پشتم به زمین و سرم به آسمون باشه . چهار تایی شون اومدن سراغ من یک اشاره برای اونا کافی بود . می دونستن که  بهشون علامت دادم که نیاز دارم و باید هر طوری که شده حرکت خودشونو شروع کنن . اشکان درجا اومد رو سرم . کیرشو فرو کرد توی دهنم . افشین هم دهنشو گذاشت رو کسم و کس لیسی رو شروع کرد . دستای احسان  رو سینه هام کار می کرد  منم دیدم کیر اسحاق داره بیکار می گرده چاره ای نداشتم جز این که اونو بگیرم دستم و با هاش بازی کنم . نمی تونستم حرف بزنم . اشکان دهنمو بسته بود . کیرشو هم توی دهنم حرکت می داد .. ووووووووییییییی آب کیرشو ریخت توی دهنم . بعضی وقتا که حس و هوسش هست میشه با هاش کنار اومد و اونو خورد ولی بعضی وقتا انگاری اون جوری که باید و شاید مزه کاملی نداره ولی چاره ای نبود .نمی خواستم توی ذوق اون بزنم . . وقتی کیرشو بیرون کشید می تونستم حرف بزنم و حس خودمو بگم .. -پسرا شما ها خیلی شیطون هستین . از الان دارم بهتون میگم من اگه بفهمم با دخترا سکس می کنین دیگه دو رتونو قلم می گیرم . چون این دوره زمونه دخترای بد میان سراغ شما ..به طمع ثروت می خوان که با شما باشن .. از من گفتن بود ..چقدر مناظر طبیعی زیبا و شاعرانه و روح افزا بود . هر چند بهار اینجا رو دلپذیر تر می دیدم ولی ویلای جنگلی ما پاییز قشنگی  هم داشت . اصلا نمی شد تصور خزانو داشت . وقتی افشین دهنشو از رو کس من بر داشت اسحاق خودشو انداخت رو من .. خوش کیر ترین پسر من سر گرم گاییدنم شد . نمی دونم چرا هوس مردای غریبه رو کرده بودم . دلم می خواست یکی حداقل در حد و اندازه های کمال هم اونجا بود و منو می گایید . اووووووخخخخخخ .. چقدر هیجان داشتم ... نمی دونم شایدم حس می کردم که این یک قانونه که یک مادر باید این جور با پسراش حال کنه و برای همین دوست داشتم سکسو با وجود مردان غریبه برای خودم متنوع کنم . دو طرف و دو تا لبه کسمو داشتم تا وقتی اسحاق کیرشو می کوبونه به ته کسم و بیرون می کشه با یه فشار و اصطکاک بیشتری آلتش با لبه های کسم تماس داشته باشه و بیشتر به من حال بده . وقتی نسیم خنکی بدن ما رو مورد نوازش خودش قراردا د اون وقت حس می کردم که هوسم رفته اون بالا بالاها ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم اگه قرار مامانه باغریبه ها سکس کنه مثل کمال اول دیدش بزنن بعد ارغوان یه سیاستهای خاص خودشو بیاد بعد سکس کنن

ایرانی گفت...

سلام داداش .. یه جوری درستش می کنم ... البته سعی می کنم با ورود چند غریبه داستانو ردیفش کنم ..در هر حال کمالات بسیارند ... متشکرم از پیشنهاد جالبت ...ایرانی