ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 65

بابا جونم بابای خوشگل من  معطل چی هستی . زود باش . زود باش . الناز نازت منتظره . ناز النازت منتظره .. از این تکیه کلام اون خوشم اومد . بیچاره به این قانع شده بود که کونشو بکنم و لی من همونشم داشتم استخاره می کردم . هر چند در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ولی بازم دلم نمیومد . همش داشتم به این فکر می کردم که آیا واقعا گاییدن الناز کار درستیه .. کیرم بیش از اندازه تیز و شق شده بود ولی با همه اینا من داشتم به مسائل اخلاقی قضیه فکر می کردم . الناز خودشو از پشت به کیر من می مالوند . -بابا این چقدر کلفت شده . واسه منه ؟ -پ ن  پ واسه زن همسایه هست .. -بابا بچه بد . نبینم و نشنوم دیگه از این حرفا بزنی . وقتی یه دختر ناز این جا جلوت وایساده و هر چی رو که بخوای تقدیم تو می کنه دیگه نباید از این چیزا بگی  . دستای من روی رون پای عزیز دلم قرار داشت و از اون قسمت پا هاشو به پهلو باز می کردم . -اووووووووووهههههههه پدر پدر ... بااااااابااااااا جون من زود باش .. دیگه متوجه شدم که راه دیگه ای نیست جز این که اونو با تمام وجودم بکنم  هر چند سوراخ کون اون و کیر من آغشته به کرم و یه ماده روغنی دیگه شده بود ولی در فشار اول کیرم رد شد یعنی به جای این که وارد سوراخ کون الناز شه یه گردش به چپی کرد و اومد قسمت بالای کون . . این بار باید فشار بیشتری می آوردم . -الناز باید محکم تر فشار بیارم . اگه درد رو می تونی تحمل کنی بگو وگرنه .. -بابا کاریت نباشه . من خودم می دونم که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها .. فشارمو زیاد کردم .. تا به حدی که کیر من دردش گرفت و دچار سوزش در قسمت سر شد . درد کیر داشت منو می کشت حالا حساب کون الناز به جای خود . بد جوری به خودش می پیچید . دلم واسش می سوخت . اگه کسشو می گاییدم امروزه رو می تونست حال کنه و تا دفعه بعد یه جوری راه کونشو باز می کردم که از اون طریق هم حال کرده باشم . اما این جوری خیلی عذاب می کشید . من باید با اون راه میومدم . سینه هاشو در چنگ خودم گرفتم . -دخترم تحمل کن . تحمل کن .  با این حال  یه دستمو از رو سینه اش بر داشته و اونو روی دهنش قرار دادم . کل بدنشو با فشار به سمت خودم می کشیدم .. جااااااااان .. حرکت و نفوذ سرکیرمو به داخل کون الناز حسش می کردم . باید یه کمی دیگه فشارش می دادم تا بیشتر جا بیفته . -آخخخخخخخخخ الناز عزیزم .. رفت رفت رفت . من تکونش نمیدم . تو هم حرکت نکن تا آروم بگیری . دستمو از جلو دهن دخترم گرفتم . -عزیزم منو ببخش . بابات این قدر بیرحم و سنگدل نیست . آخه خودت خواستی و گفتی که مسئله ای نیست . من چاره ای نداشتم . -نههههههههه باااااباااااا بکن بکن . کونمو بکن . لذتشو ببر . من خوشم میاد که تو کیف می کنی . بابا بابا جونم . کونم تنگه .؟بهت مزه میده ؟ می چسبه .. مال من بهتره یا مال اون سه تا .. -دخترم اونا که هووهای تو نیستن . دیگه هم از این فکرا نکن. -بابا چه فکری ! مگه غیر اینه -حالا که با تو هستم و دیگه تو که نباید حرف اونا رو موقع سکس خودمون به میون بیاری . -ولی پدر جونی حواست باشه که سکس اصلی خودت رو داری با اونا انجام میدی . کف دستت رو بذار رو کس من ؟ ببین چقدر داغه . اشکشو در آوردی -عزیزم یه روزی منم می تونم اونجا رو داشته باشم - حتما می خوای اول شوهرم بدی بعدا . نه بابا . از این فکرا نکن . تا تو شوهرم نشی من به هیشکی دیگه شوهر نمی کنم . اصلا می خوام تا آخر عمرمو کنار تو باشم . فقط مال تو باشم . می بینی یه روزی به تو نشون میدم که از همه اون خواهرام بهترم . بیشتر هوای پدر جونمو دارم . صورت الناز از درد سرخ شده بود . با این حال یکریز داشت حرف می زد و از آرزو هاش می گفت . با یه حرکت نرم دیگه حدود هفت سانت از کیرمو توی کون الناز حس می کردم . -عزیزم واسه این دفعه تا همین جاش کافیه . بذار کیرموچند بار عقب و جلوش کنم تا یه خورده جا باز کنه .-اون وقت بابا من کون گشاد میشم ؟ دوست ندارم کونم گشاد شه -عزیز دلم کون و سوراخ اون یکی از اون چیزاییه که اگه یه خورده ای و یا حتی به میزان زیادی جا باز کنه بیشتر حال میده . درد کمتری سراغ زن میاد و این به خود مرد هم لذت بیشتری میده . بهتر می تونه کیرشو توی کون حرکت بده و حال کنه و لذت ببره و به طرفش لذت بده . -بابا هر کاری رو که می دونی درسته انجام بده ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی