ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 85

کیرش  رو شکاف کس من قرار داشت . دلم  می خواست تمامش حتی بیضه هاش وارد کسم شه . به من جون بده زندگی بده .. -عزیزم عزیز دلم -جووووووون طناز بگو چی می خوای - تورررررررو -دیگه چی . -کیر تو رو می خوام به من جون بدی زندگی بدی کیرت رو با عشق بدی -نوشته نوشته رو کیر من که عشق و هوس رو با هم دارم می فرستم توش  . مگه همینو نمی خواستی . -چرا چرا من همینو می خوام  می خوام که مال من باشی . دوستت دارم دوستت دارم . چشامو بسته بودم . هر بار که با یکی سکس می کردم فکر می کردم که اون یه بر تری نسبت به دیگران داره . می خواستم خودمو با تمام وجودم با تمام احساسم تسلیمش کنم تا از این حالم لذت ببرم . وقتی کیرشو داخل کسم و در زاویای گوشت تنم حس کردم   یه آتیشی رو در تمام تنم احساس کردم که داره ذره ذره وجودمو می سوزونه . . یه لذت بی انتها . زبونم بسته شده بود . دلم می خواست همه کارا رو اون انجام بده . چشاش از خوشحالی برق می زد . بازهم تر کیب دو نیاز دو عشق .. دو حس .. دو حسی که در لحظه هما غوشی با هم فراموش کرده بودند همه اون وا بستگی ها یی رو که به غیر هم داشتند . زمانی که دو بدن در کنار هم قرار می گیره انگار که روانهای خسته و نیارمند هم می تونن خستگی شونو درک کنن . آره من داشتم نتیجه می گرفتم که از جسم هم میشه به روح رسید و این جدید ترین تز و تو جیه  من بود .. لباش رو لبای من قرار گرفته بود . خیلی آروم منو می بوسید . مثل  نسیمی بود که یواشکی داره شعله آتیشو زیاد می کنه و من این بوسه شیرین رو  به یه دنیا هوس تر جیح می دادم . چون همین با تمام وجود درآغوش کشیدنها و بوسیدنها بود که تسلیمم می کرد و به من جانی دوباره می داد . خودشو رو من حرکت می داد . دیگه کیرشو به سرعت  حرکت نمی داد . سرش داخل کسم بود و بدنشو رو تن من می جنبوند . -اوووووفففففففف نهههههههه عزیزم . تو اینا رو از کجا یاد گرفتی -من در کنار تو می تونم خیلی چیزا رو یاد بگیرم . -شیطون کلک . این جور آتیش زدنها رو که نمیشه یک شبه یاد گرفت .. منو ببوس منو ببوس گازم بگیر . میکم بزن . کبودم کن . همه جا مو بخور .. نوک سینه هامو .. ببین چقدر آتیشه -آره طناز عشق من . می بینم از همه جات داره آتیش می باره .. داره می سوزونه . آتیش رو آتیش .. با حرکاتش منو خیلی سوزونده بود . دلم می خواست سرعت سوختن من زیاد تر شه . چه خوب می دونست که من در هر لحظه چی می خوام و نیاز هام چه طور اوج می گیره یا تغییر می کنه . همین کا رو هم انجام داد . سرعتشو زیاد کرد .-بردیا عزیزم بگو دوستم داری . بگو .. راستشو بگو تو از این که شکارم کردی خوشحالی یا از این که به اونی که دوستش داری رسیدی .. -رسیدن به تو برام از همه اینا بالا تره .. در عشق و هوسی که دو تایی از هم لذت می برن هر دو شکار و شکار چی هستند و هیشکدومشون هم شکار و شکار چی نیستند . فقط عشق و محبته که بین اونا حکومت می کنه .. بازم غرق در هوس دیگه ای شده بودم . نه .. نههههه یعنی بازم از هوس بود که به عشق رسیده بودم .؟  پس چرا خیلی ها میگن که باید از عشق به هوس رسید . چه فرقی می کنه . اینا در یک دور تسلسل دارن زندگی ما رو می گردونن . .. حالا یه خورده ای خودشو بالا کشید . با نگام تعقیبش می کردم . دلم می خواست بغلم بزنه . دستاشو دور کمرم و پهلو هام حلقه کنه . بازم منو ببوسه . آخ که اون دیگه چه جورش بود من نمی دونم . یک جا دو گر بود . شاید همه این کار ها و نیاز های بر آورده شده من یک تصادف بود هر چه بود داشتم حال می کردم . دستاشو گذاشته بود دو رکمرم و با یه حرکت منو با لا تر کشوند و طناز غرق هوسو یک بار دیگه به خودش چسبوند و لباشو رو لبام قرار داد . این بار خواستم که همچنان مست حرکاتش بمونم و دم نزنم . هر چه بو سه هاش داغ تر می شد و لذت من اوج می گرفت حس می کردم کسم بیشتر آتیش گرفته و منم بیشتر داغ کردم . هیجانم زیاد تر می شد . کف دستشو هم به زحمت قرار داده بود روی کس ورم کرده ام و چنگش می گرفت .. -لبام چسبیده به لباش بود . دوست داشتم حرف بزنم و بگم که بکن بکن . این کا رو بکن ادامه بده .. من می خوام .. اون یه فاصله ای بین لبامون ایجاد کرد و به من گفت می خوای ؟/؟ خوشت میاد ؟/؟ ادامه بدم .. -آره کسمو بمال لبامو ببوس . من مال تو ام . غرق توام . عشق منی .. هوس تو رو دارم .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی