ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 31

دوست داشتم حسود باشه .. لذت می بردم از این که عذاب بکشه که من زیر کیر یکی دیگه هستم . ولی از این به بعد پدرشو در می آوردم اگه بخواد با یکی دیگه باشه . کف دو تا دستاش رو باسنم قرار داشت و اونا رو به دو طرف بازشون می کرد . -مهران منو ببر نزدیک آینه .. سرمو بر گرردوندم . داشتم به باسن درشتم نگاه می کردم . به شکاف کونم که چه جوری باز شده بود . به کیری که تند و تند می رفت توی کس و بر می گشت . مهران خستگی ناپذیر همچنان در حال گاییدن من بود . خیلی با کیرش به من حال می داد . فرزاد بیشتر با میک زدن کسم سر حالم می کرد و زود آبش میومد ولی مهران اون جوری که آرزوی هر زنیه داشت اونو می گایید . از تماشای قالب کون وحرکت کیر توی کس  خودم درآینه  سیر نمی شدم .  از اون لحظه ای که کیر کاملا عقب میومد و حلقه کسم گشاد می شد تا اون لحظه ای که کیر تا انتها می رفت و کاملا قایم می شد .. -اووووووههههههه مهران مهران ولم نکن .. منو بکن .. کسسسسسسسم .... می کشمت اگه بهم خیانت کنی .. آخخخخخخخ اووووووهههههه -دوستت دارم دوستت دارم فرزانه .. آسون به دستت نیاوردم که آسون از دستت بدم . -بگو بگو بازم حرفای قشنگ بزن هوسمو زیاد کن .. خیسی کسم و اون لکه های سفید و چربی رو که شییه منی مردا شده بود نگاش می کردم و لذت می بردم .. -مهران ادامه اش بده .. ولم نکن . اگه کمرت درد گرفت منو بذارزمین .. بذار رو تخت . اونجا ادامه بده ..  یه حس خاصی دارم . حسی که ارگاسمم نزدیکه . از اون لحظه هایی که میره آبم با انفجار خالی شه .. .. ازش خواستم منو بذاره رو تخت . مهران خوش اندام من خیس غرق شده بود .  پوست سفیدش سرخی و التهاب خاصی پیدا کرده بود . -مهران جووووووووون ووووووووییییییی کسسسسسم کسسسسسسسم ... بکش بیرون بکش بیرون خوشم اومد .. می خوام ببینی زود باش .. دیر میشه .. فکر کنم منظورمو گرفته باشه .. یه لحظه کیرشو کشید بیرونم آب کسم با فشار ریخت بیرون .. -آههههههههه عزیزم چه حالیه .. دیدی . دیدی همش به خاطر تو بوده . همش کار تو بوده .. مهرام دهنشو گذاشت روی کسمو  و تمام کس و دور و برشو حسابی لیس زد تا اون آب و اثرشو بخوره . روی کسم از یه حالت غلیظ به یه حالت رقیق رسیده بود .. -منو بکن .. بازم حس می کنم می تونم ولم نکن .. نذار برم عقب .. اگه همون موقع به جای لیس زدن آبم کیرشو می کرد توی کسم یه بار دیگه هم ار گاسم می شدم .. با این حال ده دقیقه دیگه  منو گایید تا یک بار دیگه اما این بار به میزان و فشار کمتری تونست آبمو بیاره . احساس سبکی می کردم . یه حس تشنگی .. تشنه آب کیرش بودم .. از این ترفند که یکی دوروز بعد و قبل پریود فرزاد آبشو توی کسم خالی کنه خیلی استفاده می کردم و بار دار هم نمی شدم ولی  دیگه باید قرصمو می خوردم . یکی دوروز از پایان پریودم می گذشت .. -مهران بریز توی کسم . آبتو می خوام .. من آبتو می خوام .. -عزیزم دردسر درست میشه . نمی خوام تو رو از دست بدم . نمی خوام برات گرفتاری درست کنم . -نترس عزیزم . نترس . اگرم چیزی شد من خودم هستم . تو هنوز این زنو نشناختی ؟ شاید بهش بگن جنس ضعیف ولی به موقعش  می تونه کارایی انجام بده که عقل جن هم بهش نمی رسه .. فدات شم .. -بغلم بزن منو ببوس . هوستو با عشق توی کسم خالی کن نشون بده که چقدر دوستم داری . برای لحظاتی سینه هامو گذاشت توی دهنش .. و بعد با بوسه هایی آروم و کوتاه روی سینه ها و زیر گلو و صورتمو نوازش داد .. وقتی هم که لباشو رو لبام قرار داده بود کیرش تا آخر توی کسم قرار داشت . اون کاملا رو من دراز کشیده ولی خودشو رو من سبک کرده بود . جهش های کیرش خیلی نرم و ملایم بود و در یه حالت احساسی و اروتیک با پرش های خفیف کس تشنه منو سیراب کرد .-اوووووووففففففف .. فرزانه فرزانه .. چقدر حالم خوشه .. واااااااییییییی بهتر از این نمی شد .. بدنش برای لحظاتی می لرزید . به وجد اومده بود . . -آخخخخخخ .. چقدر خوب رگ خواب و هوس منو تو دستای خودت داری . -تو دستام ؟ - هم توی دستات و هم توی کیرت .. سوختم سوختم ......کیرشو گذاشتم توی دهنم و واسش ساک زدم . بهم لذت می داد .. کف دستشو گذاشته بود لای پام ویک زمان رو سوراخ کس و کونم می کشید . طوری با سوراخ کونم بازی می کرد که حس کردم دوست داره بکنه توی کونم .. راستش با این که از کون دادن پر هیز می کردم و از دردش می ترسیدم دلم می خواست کونمو تقدیم مهران کنم ولی انگاری اون لحظه هنوز آمادگی اونو نداشتم.... لباسامو تنم کردم و آماده رفتن شدم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی