ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

وقتی سیما قاطی میشه

خدمتمو تموم کرده بودم و کار و کاسبی درست و حسابی نداشتم . مجبور شدم به شغل قبل از خدمتم که نصابی ماهواره بود ادامه بدم . بیست و یک سالم بود و توی عمرم فقط یک بار کس و کون یک جنده رو کرده بودم که اونم بهم مزه نداد .. هی زود باش زود باش می گفت و  پنج دقیقه کسشو کردم و دو دقیقه کونشو .. که توی کونش خیس کردم . اصلا نمی ذاشت به سینه هاش دست بزنم . با این که خیلی هم خوش تیپ بودم و بدن کار درستی هم داشتم ولی در آشنایی با دخترا و سکس کردن کمی دست و پا چلفت بودم . هر زن و دختری که از کنارم رد می شد حس می کردم که اونا رو دارم می کنم . حتی به زن 51 ساله همسایه هم قانع شده بودم . تیپ بدی نداشت  . شیک پوش بود . تنها زندگی می کرد . دختر و پسرش ازدواج کرده رفته بودند و شوهرشم مرده بود . اسمشم بود سیما .. چهار دور خونه شو از اون میله های بلند و مثلا دزدگیر کاشته بود که یه وقتی بهش حمله نکنن و کسشو ندزدن .. حتی گاهی دزدکی یه نگاهی به حیاطشون مینداختم . تابستون بود و گاهی اونو نیمه بر هنه می دیدم ولی خیلی خانوم متینی بود . اسم منم خیلی با اسمش جور بود . ولی حیف که خودم باهاش جور نبودم . من که دلم می خواست .. یه روز زنگ تلفن خونه مون به صدا در میاد گوشی رو گرفتم تا رفتم بگم الو, صدای دو تا زنو شنیدم که با هم حرف می زنن . اصلا انگار نه انگار منم آدمم . فضولی من گل کرده بود .. -سیما جون .. تو الان ده ساله شوهرت مرده  .. بچه هات بزرگ شدن و رفتن . درسته پدر شوهرم بیست سال ازت بزرگتره ولی وضعش خوبه .. -منم وضعم بد نیست -آخه زن یک نیاز های دیگه ای هم داره -باید ببخشی شهلا اونش دیگه کاره ای نیست . چه به درد من می خوره -نکنه دلت می خواد یه پسر بچه بیست ساله بیاد خواستگاریت -اصلا کی گفت می خوام شوهر کنم .. -پس همین جوری حاضری بری زیر یکی دیگه ؟ -شهلا من نمی خوام زن پدر شوهرت شم و بشم مادر شوهرت .. که مثلا بخوای میراث شوهرت محفوظ بمونه .. چرا تو هین می کنی .. آره منم نیاز دارم . الان  اگه یه جوون خوب و آبرو دار پیدا شه شاید تابو شکنی هم بکنم ولی نمی خوام خودمو علاف یک مرد بکنم . وابسته شم .. و نمی خوام که هر روز خودمو در اختیار یکی بذارم . تازه من یه عمره آبرو داری کردم .. ده ساله که شوهرم مرده خلاف نکردم .. پسر همسایه بغلی سینا (خبری من می گفت )با نگاش داره منو می خوره .. -ببینم کجاتو می خوره .. میدی بهش بخوره؟ -شهلا دیگه از دست تو من دارم آتیش می گیرم . راستش منم خیلی چیزا دلم می خواد .. ولی با همه اینا اگه من اشتباه کرده باشم نمی تونم خودمو ببخشم .. شاید اون نخواد .. ولی تو با این که بهترین دوست منم هستی و از بچگی همه  راز ها مونو با هم در میون میذاشتیم اگرم بخوام کاری کنم و بکنم دیگه تو رو در جریان نمی ذارم . چند بار باید بگم من نمی خوام زن پدر شوهرت شم .. -همین جوری چی -ببخشیدا حالا که کار به این جا رسید آدم به خاطر یکی این کارو بکنه که بیارزه -- اگه سینا جون بخوادت چی ؟ -دیگه بهت نمیگم .. -حالا قهر نکن فراموشش کن ...  متوجه بقیه حرفاشون نشدم . فقط یه وقتی به خودم اومدم که دیدم تلفن داره سوت می کشه و کف دستم پر شده از آب کیرم .. پس اون می خواد .. می خواد ..وووووویییییی ..ولی اگه برم جلو .. اگه خیطم کنه .. من که نمی تونم برم خونه شون در بزنم که اومدم بکنمت . نه این جوری نمیشه . .. خونواده ام رفته بودند سفر و من خونه دارشون بودم .نه عرضه شو داشتم یکی رو بیارم خونه و نه اون شهامتشو که از دوستام بخوام  این کارو بکنن . می ترسیدم همین سیما بفهمه لوم بده .. زنگ زدم برای دوستم احسان تا باهاش در مورد چیزی که شنیده بودم مشورت کنم .. -سینا خاک توسرت حالا کارت به جایی رسیده که به دنبال هلوی ترشیده ای .. -باور کن اون جوری ها هم که میگی نیست . خیلی خانومه و قیافه اش هم بدک نیست . -هرچی باشه سی سال ازت بزرگتره .. تو الان با این تیپ و هیکلت هر روز باید یکی رو زیر کیرت داشته باشی ولی تویی دیگه برو جلو نترس .. -ببینم اون دیش و رسیور و از این چیزا داره ؟ -دیش که من نمی بینم .. -یه جوری مخشو کار بگیر واسش نصب کن .. یه جهت سایروس هم واسش بذار که فیلم سکسی بیست و چهار ساعته نشون بده چیزی بهش نگو(اون موقع هنوز از این ماهواره فیلم سکسی پخش می شد ) .. یه جوری کنار هات برد جاش بده .. تو که خودت استادی .. -ولی به چه بهانه ای .. ..نمی دونستم چیکار کنم .. درست فرداش  زنگ در خونه مون به صدا در اومد .. وای سیما بود . چقدر خوشگل و ناز شده بود .. عین هلوی پوست کنده . هیچوقت اونو تا به این حد زیبا ندیده بو.دم . کیرم خود به خود شق شده بود پیرهنمو آوردم روش .. -آقا سینا یه وقتی هم واسه من بذارین دو تا دیش و چهار تا ال ان بی و یک رسیور خوب برام ردیف کنین پولش هم نقده .. اصلا این چهار صد تومن دستتون باشه بعدا کم و زیادشو حساب می کنیم .. کور از خدا چی می خواد دو چشم بینا .. واست یه کانال سکسی ردیف کنم که همیشه بیای و زیر کیر من قرار بگیری .کارای نصبو براش انجام  که دادم اون از حموم بر گشت .. واااااااییییییی پسر چی شده بود . یه دکلته خیلی کوتاه نخی به رنگ قرمز شیک و ماتیکی تنش کرده بود که دهنم از تعجب وا مونده بود .. پشتشو که بهم کرد زاویای کون و شکاف وسطش مشخص بود . آب دهنمو به زور قورت می دادم . یه دختر بیست ساله منو این طور به هیجان نمی آورد .. -ببخشید آقا سینا شما از تلفن و سیم کشی سر رشته دارید ؟ اگه نه من برم مامور مخابراتو بیارم . فکر کنم به اونا مر بوط شه -مگه چی شده .. -هیچی سیما قاطی کرده و من صحبت همسایه ها رو می شنوم .. یعنی خونه من زنگ می خوره صحبت همسایه پشتی رو می شنوم اگه اونم صحبت منو بشنوه چی ؟.. مردم چهار کلام حرف خصوصی دارن .. چی شده آقا سینا چرا رنگ و روت زرد شده .. چرا داری می لرزی .. -هیچی .. ببینم من جای مامانتم ؟ تعجب کردی این جوری راحت می پوشم ؟ تو که فکر نمی کنی من هلوی ترشیده باشم .. آخ من بمیرم که اون همه حرفای من و احسانو شنیده بود و شنیده بود که منم حرفاشو شنیدم . دلم می خواست آب می شدم و می رفتم زمین و بر نمی گشتم اصلا تبخیر می شدم . -ببخشید منظوری نداشتم . خودش این جوری شد .. من نمی خواستم گوش کنم حرفاتونو -چیه فکر می کنی این کار درستیه ؟ .. بیا جلو بینم .. دیگه حس کردم آب کیرم داره خشک میشه .. به درک یه سیلی میذاره زیر گوشم قال قضیه کنده میشه . من برم  به همون جق زدن خودم بچسبم که هیچی مثل اون بی خطر نیست -فقط به مامان بابام چیزی نگین .. یک آن دیدم بغلم زد و لباشو گذاشت رو لبام .. فکر کردم شوخیش گرفته یا می خواد گازم بگیره و خونینم کنه ولی نه ..   -کشتی منو تو .. چقدر با این لباس قرمزم بهت چراغ سبز نشون بدم .. چرامتوجه نمیشی .. وقتی تو هم حس منو می دونی و منم حس تو رو می دونم چرا از هم فاصله می گیریم .. بیا بریم .. تو که خودت می دونی ده ساله دست مردی بهم نخورده .. ببین برات داغم .. واست خوشگل کردم . خوشم اومد جواب احسانو اون جوری دادی .. ببین خوشت میاد .. رفتیم رو تخت . دیگه شجاع شده بودم .. کیرم همچین تیز شده بود که تو عمرم سا بقه نداشت . اون خیلی راحت با هام تا می کرد . چون می دونست احساس و نیاز منو .. منم سعی کردم باهاش هماهنگ شم .. دیگه برام مهم نبود که سی سال ازم بزرگ تره . پوست تنش تازه بود و باسن سفیدش یه ذره لک هم نداشت . وقتی دکلته نرمشو دادم بالا قلبم از سینه داشت در میومد . اون زیر شورتی هم نداشت .. -خوشت میاد سینا ؟ اگه بخوای از این یه بعد دیگه مال توست .. یه خبر خوب هم بهت بدم که پریود هم نمیشم . می تونی آبتو هم  بریزی توی کسم .. -آهههههههه از این بهتر نمی شه .. بدنش کلا برق انداخته بود .. پیرهنشو دادم بالا .. شکاف کونش منو به وجد آورده بود .. تنش بوی صابون و شامپو و عطر خاصی می داد  . همه جاشو غرق بوسه کرده بودم .. -آههههههه سینا .. خیلی سخته یه زن پس از بیست سال شوهر داری ده سال تمام دست مردی بهش نخوره و توی عذاب باشه .. می خواستم بهش بگم من که سرشار از آبم و انگارهمیشه در خوابم چی ؟ نوک زبونمو گذاشتم رو سوراخ کونش .. جوووووووون .. چه صفایی داشت . هر چی رو که تو فیلما دیده بودم پیاده می کردم . دیوونه شده بودم .. من و سیما هر دو مون لخت لخت شده بودیم . هنوز اون  دمر کرده بود و من پشتش قرار داشتم . لذت می برد وقتی که آروم لبا و صورتشو می بوسیدم و نوازشش می کردم . حس کردم کیرم خودش را دار داره و بدون این که بهش بگم داره راهشو به طرف کس سیما پیدا می کنه .. کیر داغ و آتیشی من رفت توی کس سیما .. هر دو تاشون داغ بودند . کس اون جنده ای که کرده بودم خشک بود واسه همین این کس برای من تازگی داشت .. جووووووووون چه حالی می کردم .. سیما هم کونشو از پشت  به بدنم می چسبوند .. آب کیرم همون دقیقه اول راه افتاد طرف کس زن همسایه .. دیگه نمی شد اسمشو گذاشت دیر انزالی و زود انزالی .. این کیر کس ندیده دیگه هیچی جلو دارش نبود ولی همونو بیرون نکشیدم و این سیمای حشری هم هرچی می گاییدمش سیربشو نبود . نیمساعت  به حالت دمر گاییدمش .. یک بار ارضا شد بازم می خواست .. طاقباز کردش .. سینه هاشو هم که خیلی تازه نشون می داد میکش زدم .. کسش همچنان داغ بود .. -سینا ولم نکن .. محکم .. محکم .. بعدشم باید کونمو بکنی .. می خوام حال کنم . تا صبح باید پیشم بمونی . می دونم خونه ات کسی نیست . بچه هام هم غروبی سر زدن و رفتن. امشب می خوام مال تو باشم و هر وقت دیگه ای که فر صت شه .. کسسسسسم کسسسسسم .. ووووووویییییی می خاره .. .. چقدر این زن خوشگل بود .. به غیر از یکی دو تا چین در کناره های صورتش دیگه لک نداشت ..قبلا تا این حد دقیق نبودم .. -وااااااییییییی سینا کسسسسم .. آبتو می خواد بازم آبمو آوردی .. بریز توش .. .. واسه دو مین بار توی کسش خالی کردم .. کیرمو که کشیدم بیرون اونو گذاشت دهنش .. ساک زد .. شق که شد  این بار با سوراخ کون نشست روش .. یه لذت بی سابقه .. آبمم نمیومد تا یک ربع فقط داشت  با کوتش رو کیر من بالا پایین می کرد . نصف کیر من رفته بود توی سوراخ کونش .. خیلی کم توی کونش خالی کردم .. دو تایی مون کنار هم دراز کشیدیم .. ولی سیما دیگه ول کنم نبود . از اون روز به بعد طوری منو آب بندی کرد که دیگه وقتی دخترای دیگه رو می دیدم اصلا اشتها نداشتم .. ولی خودشو که می دیدم مثل آدمای گرسنه و کس و کون نخورده می افتادم روش .. راستی اینو هم بگم  روز بعد از اولین سکسم با سیما یه جعبه شیرینی گرفته اونو بردم مخابرات خیابونمون و تحویل کار مندای اونجا دادم .. -به چه مناسبته -این شیرینی بعد از عروسیه .. به خاطر قدر دانی از زحمات شما که سریعا همه چی رو ردیف می کنین .. اگه بدونین که بعضی وقتا با قاطی شدن سیما همه چی بر می گرده سر جاش به من حق میدین .. یا رو کار مند مخابرات طوری بهم نگاه می کرد که انگاری سیمام قاطی کرده باشه .... پایان ... نویسنده .... ایرانی