ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کی 228

-آریا لذت ببر .. از بس کس و کون گشاد گاییدی دیگه وقتی به یه چیز تنگ و با حال می رسی دیگه  هوش و حواس از سرت می پره . -راست گفتی آنی .. خیلی ناز داره این کس کوچولو و تنگت .. بگیر خواهرم .. بگیر .. پری جون یه چشمکی به ما زد .. متوجه شد که داریم فیلم میاییم .آرمیلا رو اگه کارد می زدی خونش در نمیومد ولی مامان الیا چون پای دخترش در میون بود سعی می کرد خودشو کمتر در گیر کنه . دیگه دو تایی مون عادت کرده بودیم . پیش اونا حسابی مانور دادیم. ولی راستی راستی دیگه لذت می بردیم . سعی کردیم حس بگیریم که دیگه مجبور نباشیم که نقش بازی کنیم . . آنیتا رو طوری ارضاش کرده بودم که همونجا دراز کشید رفت توی چرت .. منم خسته بودم .. بقیه هم دور ما رو خلوت کرده بودند .گفتم بهتره برم یه دوری واسه خودم بزنم و ببینم دنیا دست کیه . طوری هم می رفتم که متوجه من نشن . چون اون دور دورا جمعیت بر هنه زیادی رو می دیدم که مثل میدون جنگ کیر ها رو فرو می کنن توی کس و کون و می کشن بیرون . یه چند تایی کیرشونو گذاشته بودن لای سینه های زنان . بعضی  ها داشتن کس لیسی می کردند و یه سری هم کیرشون توی دهن طرف بود .. عجب جایی اومده بودم .. چه  نهر آب زیبا و چه نسیم خنکی .. وااااااییییی ظاهرا یه سنگی چیزی افتاده بود رو کمرم و منو نقش زمین کرد .. سرمو بر گردوندم عفت رو دیدم . با یه شورت نازک که نصف بیشتر کس و تمامی کونشو انداخته بود بیرون اومد سراغ من -بسیجی ! تو مگه الان نباید حواست به لشگریانت باشه -واسه همینم اینجام . لشگریان مبارز و کس و کون بر کف زیر کیر های دوستان در حال دست و پا زدنن . ای دوست تو هم بیا رحمی به حال زار ما کن .. -عفت جون حتما ما باید بیاییم شما کیر بخوری ؟-چی بگم آریا . باید تر تیب چند تا ازدواج فامیلی رو بدیم که اینجا حسابی شلوغ شه و تنوع داشته  باشه . سنگینی خودشو انداخته بود رو من و بدنم با چمنهای خنک تماس داشت . -ببینم خوشت میاد ماساژت بدم پسر خوشگله ؟ -دستمزدت چیه ؟/؟دستشو گذاشت روی کون من و از رو لاپای من رسید به زیر و آلت منو کشید بالا . -نیم ساعت می مالونم . ده دقیقه اینو می خوام که بذاری توی هر سوراخی که دوست داری ولی کس باشه بهتره .. مردای اینجا مخصوصا پیر مرداش تا می تونستن به یاد جوونی هاشون به اندازه کافی کردن توی کونم . -بسیجی دلاور رزمنده ! پس حسابی ثواب کردی . -همه رو که امروز ندادم .. -خوبه حالا این قدر خایه  مالی منو نکن . -اون که آرزومه . چرا نکنم . خایه تو رو باید خورد و میکش زد . منو چند دقیقه ای نرم و گرمم کرد و بعدش طاقباز شدم . کیرمو از زیر کشید و آورد بالا . دستشو گذاشت دور آلت یا همون لوله کیرم .. چشاشو از حدقه در آورد و گفت عجب چیزیه .. وقتی اونو فرو کرد توی دهنش دیگه من یکی یادم نمیومد چند تا سکس در اون روز داشتم و به مغزم هم فشار می آوردم که با کی ها بود م . -آخخخخخخخخ زن .. زن .. چه با حال داری کیرمو می خوری و ساکش می زنی .. انگاری که این کیر امروز کاری نکرده .. یه لحظه کیرمو از دهنش کشید بیرون و گفت .. -پس که این طور ..حالا کیرت رو دست چندمش می کنی و تحویل ما میدی ؟ ولی اگه این عفته که می دونه چه جوری کیر مردا رو کلفتش کنه . کیر مرده ها رو هم بیدار و زنده می کنه .. -جون من ؟ -اوخ پسر کیرت به کون من .. .. -واقعا که بسیجی جنده و دریده درجه یک به تو میگن .. -هنوز دریده شو ندیدی .. یه بسیجی جنده داشتیم خیلی خوشگل بود . عاشق یه پسری میشه .. می خواد خودشو در اختیارش بذاره هر کاری کرد پسره اونو نگایید ..آخرش واسه پسره یه پاپوش درست کرد و یه بر چسب سیاسی بهش زدن و انداختنش زندان .. -اینی که تو الان داری تعریف می کنی منو به یاد داستان یوسف و زلیخا میندازه . .. بیا بیا کیرت رو بخور که یواش یواش باید راه بیفتیم و بریم به یه نقطه دیگه . -کسمم می خاره یادت باشه .. وقتی عفت بسیجی کیرمو ساک می زد لذت و برق گرفتگی شهوانی رو در تمام وجودم پخشش می کرد . با اون همه انزالی هم که شده بودم دیگه حسابی مقاومت داشتم فقط لذت می بردم .. چه حس با حالیه آدم لذت ببره  به همین صورت مداوم ولی آبش نیاد .. و پس از یه مدت طولانی اون وقت  آبشو خالی کنه .. این یه چیزی میشه در مایه های لذت زنونه .. ساک زدن عفت هم  این حالتو در من ایجاد کرده بود . تمام بدنم سست شده بود . ولی اون به این چیزا قانع نبود . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی