ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماجرا های مامان زبل 95

-اوووووووووفففففف هووووووففففففف فرزان جون ..اقا فیروز فدات سوختم .. سوختم روی کونمم داغ شده . این چه مدل حرکتیه -شما تا حالا از این ورزشها نداشتی .. -نمی دونم چی بگم . یه کم خجالت می کشم . اسم اونو نمیشه گذاشت ورزش .. حالا کارتو بکن .. کارتو بکن .. دو تایی شون خیلی سربع در یک بر گردون کلامی صمیمی شده بودند و حسابی با هم راه میومدن . من و ماه منیر به زور جلو خنده مومو داشتیم . هر چی می خواستیم تمام زور و توان خودمونو معطوف عملیات خودمو ن بکنیم نمی تونستیم . این احترام خانوم انگاری اجازه نمی داد امون ما رو بریده بود . تماشای حالتی که فیروز کیرشو از پشت و خوابیده وارد کس احترام می کرد ما رو به هیجان آورده بود . انگاری که دو تایی  مون کیر ندیده باشیم . احترام لباشو گاز می گرفت .. همه مدل جیغی می کشید فقط می دونم خیلی مراقب بود که اینو نگه که منو بکن منو بذار . خیلی جالب بود وقتی که مشتاشو گره می کرد و اونو به زمین می زد .  حسابی از حال رفته بود . فیروز کونشو طوری باز کرده بود که یه لحظه فکر کردم حالا دیگه مقعدش جر خورده ولی دیگه صداش در نیومده بود . خیلی خویشتن داری می کرد . می خواست که فیروز بیشتر خوشش بیاد . یعنی اون نمی دونه که فرو رفتن کیر به کس چطور می تونه با ورزش و داغ در مانی رابطه داشته باشه .. -اوووووههههه فیروز جون خیلی خوشم اومد .. خیلی لذت بخشه . از این بهتر نمیشه .. من یه جوری داغ کردم که انگاری دارم پر واز می کنم .. چشای فیروز سرخ شده بود و از شهوت نمی دونست چیکار کنه . به شدت اون چشاش برق می زد  . می دونستم که باید آب از کیرش خارج شه تا حالش جا بیاد . دیگه اخلاق مردا و پسرا به دستم افتاده بود اونا بعد از کردن و حال کردن با  زنا تا خودشونو خالی نمی کردند آروم نمی گرفتند  اما بیشترشون دوست داشتند آبشونو توی وجود ما زنا خالی کنن . من خیلی خوشم میومد .. ظاهرا فیروز هم یکی از اونا بود . از طرفی بیشتر زنا هم پس از این که ار ضا می شدن احساس نیاز می کردن . حس می کردن بدنشون نیاز داره به این که آب کیر مردا رو جذب کنه . وقتی شوهرم زنده بود من این نیازو بیشتر وقتا حس می کردم و بعد از مرگ اون که همیشه این نیازو داشتم . حالا حدس می زدم که احترام هم در همچین حس و حالی باشه . -احترام خانوم می تونم یه چیزی بگم ؟ الان من تا می تونستم تونستم این قسمت از ناحبه بدن شما رو داغ کنم چربی های اضافه اونو از بین ببرم ولی یک محلولی هست که بعد از هر داغ درمانی باید ریخته شه اون داخل .. از طریق واژن این کار انجام مبشه .. یه پمادی هست که باید ازش استفاده کنی ولی یه مشابه هم داره که خیلی راحت میشه به شما تزریق کرد همون کار رو شایدهم قوی تر انجام میده .. .. همون ماده جنسی یا اسپرم مردونه هست که وارد بدن زن یشه خاصیت دارویی داره . -فیروز جون شما می تونی این کار رو برای من انجام بدی ؟ آمپولش در دسترس هست ؟/؟ -آره احترام جون .. ما سه تفنگدار که همیشه این دارو و آمپول رو با خودمون داریم و روزانه نباید بیشتر از دو یه سه بار تزریق شه . چون دوباره سازی اون ضعیف عمل می کنه البته در بدن مرد .و زیاده روی در تخلیه هم مایه درد سره ..  من و احترام نگاهمونو به هم دوخته بودیم .. با نگاه و ایما و. اشاره ازم پرسید که منظور این آفا چیه .. دست گذاشتم رو کسم و یااشاره به کیر یکی از پسرا متوجهش کردم که این همه روضه خونی ها برای  کیره .و این کیره که باید اون محلول رو وارد کس اون بکنه .. -احترام جون این آبی که الان می خواد وارد  کس  شما شه از اون جایی که جنبه در مانی داره نه تنها حرام نیست واجب هم هست . فتوی هم صادر شده . بعد از درمان جوش و غده این آب رو باید خالی کرد به موضع مورد درمان .. فیروز معطل نکرده بود جفت دستاشو رو کون احترام نگه داشته و تند و تند با شلاق کیرش ضرباتشو یکی پس از دیگری بر کون احترام وارد کرده و اونو می گایید .. -آخخخخخخخ ..نههههههه .. بریز .. اون محلولارو بریز .. تا دیر نشده بریز .. فیروز هم گفت .. الان بهترین موقعیه که میشه با شدت و فشار بیش از اونی که فکرشو میشه کرد  توی بدنت خالی کرد .. اینو که گفت چشاشو حریصانه بست و با چند ضربه کار احترامو ساخت .. کیرشو که از کس کشید بیرون .. قسمتی از آب کیر برگشت کرد که احترام با بت این مسئله کمی نگران نشون می داد .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی