ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 13

عرفان  هنوز دستشو به کیرش نرسونده داشت از حال می رفت . سر در نمی آورد اون جا چه خبره ! واقعا چه خبره . این جا یک جنده خونه بزرگ در حد خیلی گسترده ایه . ولی عجب جنده های با کلاسی هستند . اندام ها همه تر و تازه .. کونها بیشترشون شکیل و بر جسته بوده حتی سینه پیر زنان زیاد افتادگی نداره .. نکنه اینا دارن فیلم سوپر بازی می کنن . من باید از ته و توی قضیه سر در بیارم ولی چه جوری . این جا که صداها در هم و بر همه و نمیشه چیزی شنید .  تکون بخورم منو گیرم میندازن . کیرشو از شلوارش کشید بیرون . به هر طرف نگاه می کرد  هیکل های لخت و بر هنه ای رو می دید که در خیلی از صحنه ها کیر چسبیده به کس و یا دهن مرد به کس زن چسبیده یا کیر توی دهن زن بود ولی در مجموع همه شون داشتند به اون دختر و پسر جوانی که در بالای تالار سرگرم سکس بودن نگاه می کردند . اگه مامانش بفهمه که اون  پریده اومده این جا اولا به خاطر این حرکت تنبیهش می کنه و اگرم بفهمه که این جا چه خبره اون وقت نکنه خودش تحریک شه و بیاد عضو این جنده خونه شه  . یکی دوبار رفته بود شوهر کنه ولی با گریه زاری های عرفان پشیمون شده بود . این جا از هر فیلم سکسی پر هیجان تر نشون می داد . به تک تک صحنه ها نگاه می کرد و می خواست یه بر رسی از همه شون بکنه ببینه کدومشون با حال تره و  جلق زدن خودشو رو اون صحنه متمرکز و تنظیم کنه .. من چیکار کنم همه شون با حالن . نگاهشو به یک کون با حال می دوخت می دید بغل دستی یه سینه هایی داره که به تنهایی کافیه اونو برسونه به اون بالا بالاها.. از اون طرف می دید که یک پیرزن چه جوری خودشو به یک پسر جوون چسبونده .. اووووووففففففف کاش من جای اون پسر جوون بودم . من در این کسادی بازار یک کس هشتاد ساله رو هم می کنم . قدر اینا رو می دونم . دو تا دور بین فیلمبر داری رو به دست دو نفر از  شرکت کنند گان در مجلس که دید مطمئن شد که این جا داره فیلمبرداری میشه و احتمالا این فیلم رو می فرستن به خارج . چون اگه بخوان داخل ایران نشون بدن که تمام چهره ها مشخص بوده و لو میرن ولی اون جا هم اگه نشون بدن مامورین جان بر کف می تونن راحت شناسایی کنن .. .. عرفان خیلی دلش می خواست دراز کشیده جق بزنه .. بهش آرامش بیشتری می داد . ولی باید کاملا حواسش جفت می بود که اگه یکی از این سکسیون داره  از صحنه خارج میشه فوری خودشو مخفی کنه . هر چند به تمام راههای خروجی تالار آشنایی نداشت . هیجان پشت هیجان .....  فیلمبردار یه چیزایی رو فریاد می زد .. سامان : بفرمایید نزدیک صحنه تا فیلم دقیق تری گرفته شه و تمام جریان کاملا مشخص یاشه .. شما که اولش نزدیک به صحنه بودین حالا چرا این قدر فاصله گرفتین . این جوری که شما دارین فیلم بر می دارین اگه با مویایل فیلم بگیریم خیلی خوشگل تر میفته .. حالا از فاصله نزدیک تری داشتن فیلم می گرفتن .. سهیل : سارا جون هیچ خیالت نباشه فقط همین چند دقیقه هست بعدا این فیلم برای ما یاد گار خوبی میشه و می تونیم از این لحظات شیرین به خوبی یاد کنیم . سختت نباشه خیلی راحت باش . همه مثل خودمونیم .. این بار دور بین  مسیرشو به سمت عملیات و جایی که کیر می خواست با کس تماس بگیره زوم کرده بود . یه دور بین دیگه هم از زاویه دیگه ای مشغول بود و پی در پی با درشت نمایی کس و کیر سعی داشت صحنه رو هیجانی تر کنه .. یه مانیتور هم صحنه گایش این دو جوون تازه به دوران و ابتدای راه رسیده رو به خوبی نمایش می داد . -سهیل زود باش من دارم از هوس جون میدم . کسسسسسم کسسسسسسم .. -سارا من هیجانی تر از توام . فقط از این می ترسم که تو یه موقع هول نکنی .. -چی رو هول کنم از کون دادن که درد ناک تر نیست . من از بقیه که کمتر نیستم .. زود باش .. دیگه خیلی داری لفتش میدی .. هر کی ندونه فکر می کنه تو نویسنده هستی داری این قدر معطل می کنی . سهیل سر کیرشو به کس خواهرش چسبونده بود و حالت اونا طوری بود  که برای فیلمبرداری هم خیلی مناسب نشون می داد و می شد زوایای عملیات رو به خوبی دید . یه چند نفری هم خودشونو به صحنه رسونده و با هندی کم و موبایل و عکس برداری خودشونو سر گرم کرده بودند .. عرفان از اون پایین و پشت پنجره همچنان داشت با کیرش ور می رفت .. عجب صحنه ای شده . به خودش می گفت  کاش منم در کنار اونا بودم و از نزدیک می دیدم که این دختر و پسر جوون چه جوری دارن همدیگه رو می کنن ولی عجب صحنه هایی شده .. چشاشو مالید و یه نشگونی از خودش بر داشت .. نه مثل این که خواب نیستم . چند بار جلو ریزش آب کیرشو گرفت .. چون حس کرد که ممکنه صحنه مهیج تری رو هم ببینه که در اون حالت جق زدن بیشتر بهش کیف بده .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

6 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم داستان واقعا حساس شده و عالی داداشم یعنی میشه یکی اهالی خونه عرفانو ببینه

دلفین گفت...

داداشم یعنی میشه یکی از اهالی خونه عرفانو ببینه اگه یکی از زنا باشه خیلی بهتر میشه وخیلی مهربانانه با عرفان برخورد کنه و مردای خونه هم عرفانو تحویل بگیرن داداشم بقیه داستانها هم عالی بودن مرسی

ایرانی گفت...

با سلام .. اگه عرفان رو در این قسمت می دیدند که خیلی جالب می شد .. ولی با توجه به این که کمی غیر طبیعی بوده و به ناگهان نمی شد با هاش سکس کرد و قبلا هم گفته بودم که عرفانو در این صحنه نمی بینن . گذاشتم برای قسمتهای بعد . بذار یه خورده توی خماری بمونه چون داستان که خودش به اندازه کافی تخیلی هست ولی تا حدودی در این تخیلی بودن باید طبیعی ترش کنیم . چون اونایی که از یک کشور دور میان و با آزادی هایی که دارن می ترسن که یکی اونا رو بپاد جاسوسی کنه و یک دفعه دست نوازش بر سر عرفان کشیدن اونم بدون شناخت دیگه خیلی غیر طبیعیو مصنوعی میشه و از طرفی خودشون هم به اندازه کافی بین خودشون مرد و زن هست و در فراوونی هستند و در شرایط مناسب تری حتما از عرفان و مادرش استفاده خواهیم کرد . با تشکر از دلفین عزیز ..ایرانی

دلفین گفت...

داداشم منتظرم ببینم چی میشه ولی داستان خیلی قشنگ داره پیش میره دمت گرم دادشم فقط مامان عرفان چجوری میخواد با این خانوده اشنا بشه

دلفین گفت...

داداشم فیروزه رو چجوری میخوای بااین خانواده اشنا کنی ولی دادشمنتظر اون صحنه هاشم زنا لخت میرن تو خیابون منظورم اینکه زیر مانتوشون لختن مرد بهشون میچسبن یا برای خرید لباس میرن لختن براشونم مهم نیست که فروشنده اونا رو ببینه ولی داداشم اگه امکان داره صحبتهای سکسی هم بینشون بزار مثلا همشون لخت نشستن دارن درباره جامعه و جونای جامعه حرف میزنن که فیروزه و عرفان هم تو جمشون باشن

ایرانی گفت...

با درود به دلفین عزیز .. البته نحوه آشنایی باید طبیعی تر باشه و خالی بند ی ها هم در حدی باشه که زیاد تابلو نشه .. مثلا سکس گشتن و یک روپوش یا مانتو رو خودشون انداختن می تونه هیجان انگیز باشه ولی این جور نیست که خیلی هم عادی به نظر برسه و مثلا یکی اونا رو سکس ببینه و مثلا نره به یکی دیگه نگه .. البته هنوز تا رفتن به خیابون و صحنه های دیگه کلی کار داریم و دیگه داستان زیاده و رسیدگی به همه شون وقت می خواد و حتما تا اونجایی که یادم بمونه از نکات ارزنده پیشنهادی دلفین گلم استفاده خواهم کرد با سپاس ...ایرانی