ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 69

چی شده سارا جون به چی فکر می کنی ؟-به این که همه چیز من داره همه چیزو واسه من فراهم می کنه .. حالا لذت می برم که به تو نگاه  می کنم از این که تو داری اون چیزایی رو که می خوام و نیازمه به من میدی . خودت رو بهم بچسبون . داغتو فرو کن توی داغ من . که هیچوقت داغتو نبینم و تا زنده ام تو زنده باشی و به من زنگی بدی .. بذارش تو سینا .. بازم بذارش توی کسم اون کیر زندگی بخشتو . نمی خوام هیچ فاصله ای بین خودمون احساس کنم . نههههههه نهههههههه ..سینا .. بگو که من خواب نمی بینم . به من بگو که این لحظات ادامه داره . بگو فقط همین یک بار نیست و بازم تکرار میشه . بگو تن من با تن تو داغ میشه و به اون لذتی که سالهاست ازش محروم بوده می رسه . مثل حالا .. -سارا .. سارای قشنگ من . تو هم معشوقه منی هم زن من .. و من می تونم با این شرایط همیشه در کنار تو بمونم . حالا بیا سارا جون ما که تازه شروع کردیم . این شروع یکد عشق و هوس بی پایا نه در زندگی که فقط مرگ می تونه ما رو از هم جدا کنه .. -اوووووخخخخخخ سینا .. سینا .. فشارش بده توی کسسسسسسم جیغمو در آرش .. حالا نه ساناز اینجاست نه سیاوش فقط من و تو اینجاییم . با لحظه هایی که با هیچی در این دنیا عوضش نمی کنم . بکن .. ووووووویییییی کسسسسسموبکن .. ببین روی کسم ورم کرده .. بزن .. کیرتو تا ته بزن .. فشار بگیر .. به ورم روی کسم ضربه بزن .. بخوابونش منو هم بخوابون .. می خوام می خوام تند تر .. شهوت و لذت حشر سارا رو به دنیایی برده بود که فقط سینا و خودشو در اون می دید نمی خواست از اون هیجان بیرون بره . اون دیگه می دونست برای رسیدن به هیجان هم هیجان داره . -اوووووهههههههه .. ولم نکن .. منو ببوس .. لبام داغه .. تشنه لبای توست منو ببوس . سینه هامو فشارش بگیر . مال خودته .. فقط مال تو .. همه جام .. منو بمالون .. یه کاری کن که همین جوری جیغ بکشم و هوسمو خالی کنم .. -سارا ساااااارااااااا خوشگل من .. همه چیز من .. عزیز دل من .. دوستت دارم .. دوستت دارم . -سینا .. سینا .. ادامه بده .. با روی کسم بازی کن .. سینه هام .. سینه هام . دستای سارا روی سینه هاش می گشت .. به قله داغی و نقطه جوش رسیده بود .. حرکت داغ هوس رو در ناحیه شکمش احساس می کرد . به نقطه انفجار رسیده بود .. آتشفشانی که می خواد زمینو بشکافه و بیاد بیرون یک آن با فشار یه مایعی ازش ریخت بیرون .. دوبار پشت سر هم این کار انجام شد .. -سینا.. سیبنا عزیزم حسش کردی ؟/؟ اوووووووففففففف آرررررره بگو بگو آب کسسسسسمو حسش کردی . لمسش کردی ..کیر تو اونو بیرون آوردش .. اومد بیرون تا اونو ببینه .. دوستت دارم .. چقدر به من لذت میده .. من می خوام . هر چی بیشتر منو می کنی بازم بیشتر می خوام . سینا سعی می کرد حرارت و هوس خودشو همچنان در اوج داشته باشه و نشون مادرش بده . نشون بده که هنوزم هیجان لحظه های اول سکسو. داره . و تا حدودی همین طور هم بود . خسته شده بود ولی نمیخواست این خستگی رو نشون اون بده . -سینا .. عزیزم .. من نیاز دارم . حس می کنم یه چیزی رو کم دارم که خوشبختی منو که لحظه های خوشمو کاملش کنه -بگو چی می خوای سارا .. امید وارم از دست من بر بیاد . بتونم خوشحالت کنم . چیزی باشه که تقدیم تو کنم . بهترین زن دنیا -آخخخخخخخخ این جوری که میگی دلم می خواد اون چیزی رو که ازت می خوام حالا نخوام و یه چیز دیگه بخوام -بگو مامان تو منو کشتی چی می خواستی و چی می خوای . -می خواستم آب کیرت رو زودتر به من تشنه لب و تشنه کس برسونی .. ولی حس می کنم که خوشم میاد تشنه ترم کنی بازم منو بکنی .. بازم به من هیجان بدی .. -فدای تو سارا جون .. فدای اندام . اون کون تپل و پر هوس و هوس انگیزت که وقتی بهش دست می زنم می لرزه .. چه لرزشی ! -لذتشو ببر . حالشو ببر . فقط برای تو می لرزه .. حالا دو دقیقه بکن هر وقت حس کردی دیگه نمی تونی داغی کیر و هوست رو داخل کس سارا جونت تحمل کنی آبت رو توی کسم خالی کن . -باشه ..باشه سارا جون .. یک بار دیگه سینا دستاشو دور کمر سارا قفل کرد و در حالی که خودشو رو بدن مادرش می کشید و کیرش همزمان می رفت تا ته کس و بر می گشت لبای گرمشو هم رو لبای مادرش گذاشت و در حال مکیدن اون لبا حس کرد که دیگه نمیشه جلوی آب کیرو گرفت .. سارا هم طوری رفت توی حس که انگاری روحشو ازاین دنیا کنده .. لذت و هوس سینا به سمت کس سارا سرازیر شده بود ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی