ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 67

-آهههههههههه نهههههههه نهههههههه سسینااااااااا نهههههههه -آررررررررره چرا که نه .. همینه .. این همینه که تو می خوای .. مامان آرومت می کنه . نمی خوام دست غریبه بهت برسه .. تو دوست داری این طور شه ؟. نمی خوای آروم و بدون تشویش همین جا توی بغل من باشی ؟.. وقتی داشت حرفاشو می زد کف دستشم رو کس مادرش قرار داده و اونو از این سمت به اون سمت و درچند جهت حرکت می داد . سارا حس کرد آتیش گرفته .. -نههههههه دارم می سوزم . -مامان حس کن من یک غریبه ام . خودتو دادی به دست من .. منم حس می کنم که تو هم معشوقه منی .. عشق منی .. بذار درمان شی .. بذار اعصابت آروم شه دیگه  افکار شیطونی به سراغت نیاد . سارا درمونده شده بود . نه به اشکها فکر می کرد و نه به لبخند ها . دیگه روز های روشن و تاریک براش مفهومی نداشتند . خیلی دلش می خواست سرشو بر می گردوند و یک بار دیگه کیر پسرشو می دید . حس کرد همون کیر دیروزیه ولی نه اون که نمی تونه اون پسر باشه .. شاید رنگ خیاله.. رنگ هوس و نرد هوس با مردی به غیر از شوهرو باختن .. این فکرو تداعی کنه که همه کیر ها یک مدلن .. اما چقدر سینا حالت و حرکانش شبیه به اون پسر بود .. دیگه دلش می خواست .. وقتی که خود سینا این طور میگه و خجالت نمی کشه .. سینا دستشو همچنان روی کس مادرش می غلتوند . خودشو خم کرد و زیر گوشش شروع کرد به زمزمه های هوس انگیزانه .. نرمه گوششو هم هر چند ثانیه میون لباش قرار می داد و اونا رو می مکید . -یادت باشه سارا جون چی بهت گفتم . نمی خوام حس کنی که با بابا هستی . اون قدر تو رو نمی دونه . اون رفته با زنای دیگه . تو حس کن که با دوست پسرتی .. با معشوقتی .. با یکی که قدر تو رو می دونه . یکی که خودش هم نیاز داره . نیاز به سکس .. سارا عشق من دوستت دارم . پس بیا من و تو مثل دو تا عاشق و معشوق باشیم که با غرق هوس شدن به خواسته هامون برسیم . دیگه کسی بین من و تو نیست . حالا نه بابا هست و نه ساناز فقط منم و تو ... امروزم نمیرم سر کار و ساناز هم که به این زودی نمیاد . درو هم از داخل قفل  کردم .. می دونست مادرش سارا دیگه حسی نداره و حاضره ساعتها زیر کیر اون دست و پا بزنه . اما خوشش میومد لذت می برد از این که می دید اونو تونسته این جور تسلیم کنه . سارا خبرنداشت که دیروز هم این پسرش بوده که اونو گاییده ولی چون سینا روز قبل به صورت ناشناس با مادرش سکس کرده و لذت هماغوشی با اونو هم می دونست خیلی راحت تر می تونست این کارو باهاش انجام بده .. خودشو خم کرد و پایین تر کشید . سارا به دمر افتاده روی تخت بوده و سینا هم دهنشو گذاشت روی کون مادر و نرم گاز گرفتن و میک زدن کون مادر رو شروع کرد .. نفسهای بریده بریده سارا نشون از هوس بالا و تسلیم شدن اون داشت . امروز سینا لذت دیگه ای می برد . چون مادرش اونو حس می کرد و آگاهانه خودشو تسلیم اون کرده بود . چون می دونست این طوری می تونه تاثیر مثبتی روی اون داشته باشه . زبونشو کشید روی کسش . از پشت میک زدن کمی دشوار به نظر می رسید .. ولی سینا این کارو واسه سارا انجام می داد . سارا حس کرد که اگه یه خورده دیگه سینا باهاش ور بره همون اول راه می تونه ار گاسم شه . داغ داغ داغ شده بود . هنوز شرم داشت . شرم از این که خودشو تا این حد تسلیم پسرش کرده بود . پسری که حتی صحبت از این مسائل پیش اونو کار سختی می دونست .. دلش طاقت نیاورد .سرشو بر گردوند تا کیر پسرشو ببینه ولی اون کیر به تشک چسبیده بود . سینا که متوجه شده بود مادر برای چی سرشو بر گردونده از جاش بلند شد و گفت -سارا جون این داغ تر از کس توست . نگاه کن چقدر تیز و کلفت شده .. تو نمی تونی بگی درد کدومه در مان کدومه .  یه دستشو گذاشته بود روی کس مادر و دست دیگه شو هم گذاشت روی کیر خودش و گفت این هر دو تا هم دردند و هم درمان .کیرشو چسبوند به سوراخ خیس کس سارا .. سارا سکوت کرده بود . نمی خواست و نمی تونست حرفی بزنه . اون همه چی رو موکول کرده بود به انتهای زمانی که حس کنه درد هاش تسکین یافته .. دو تا دستاشو گذاشته بود رو سینه هاش و چنگشون می گرفت . صدای ضربان قلبشو می شنید . به اوج نیاز رسیده بود .. ناگهان آهی کشید و رفت  به عالمی که دیروز هم همین عالمو سیر کرده بود اما امروز حس می کرد در آرامش بالاتری قرار داره . چون خطری تهدیدش نمی کرد .. کیر سینا نرم نرم تا نیمه راه پیش اومده بود ودریه حرکت دیگه با یه فشارخودشو رسوند به انتهای کس .. حالا تمام کیر پسر داخل کس مادر قرار داشت .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی