ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 205

هر چی بود داشتم کیف می کردم ولی راستی راستی پس از این همه کیری که خورده بودم کاملا متوجه بودم که اون کیر,  کیر پویا نمی تونه باشه .. یه لحظه سرمو بر گردوندم که دیدم میلاده .. اووووووووووهههههههه وووووووویییییی نه عجب کیری خورده بودم . عجب کیری به من زده بودند . پویا مگر دستم بهت نرسه .. لجم گرفته بود . با این که داشتم حال می کردم و هوس داشتم ولی نمی تونستم رضایت بدم که اون منو بکنه . تا رفتم جیغ و داد راه بندازم میلاد جلو دهنمو گرفت و. گفت عزیز خواهش می کنم . خواهش می کنم کوتاه بیا .. کوتاه بیا نذار حالمون گرفته شه . داریم حال می کنیم . اتفاقا خود پویا هم گفته بود که کار درستی نیست و خواهر زنش اهل این حرفا نیست . ولی من تقصیر دارم . گفتم هر کیری که به هر کسی وارد شه بالاخره بهش حال میده . -یعنی میگی من الان دارم با تو حال می کنم . -آره یه چیزی در این مایه ها  -ولی من از دستت خیلی عصبی و دلخور هستم .. -حالا کیرمونو شل نکن دیگه ببین از ترس چقدر عقب نشسته -آره جون خودت تو گفتی و ما هم باور کردیم . پویا پدرت رو در میارم .. هوس داشتم و منتظر بودم که میلاد به کارش ادامه بده -اووووووففففففف پسر پسر آتیشم کن . ولم نکن . بذار من بسوزم . بذار من تو حال خودم آتیش بگیرم . جووووووووون ... چه کیریه .. پویا دیوونه .. -اون طور ی تو رو با کیر خودش مست کرده بود که وقتی جامونو عوض کردیم اصلا حالیت نبود .. -حالا حتما داره مهناز رو میگاد .. -آره مهناز خیلی دوستت داره ولی ازت حساب هم می بره .. -از دست شما مردا دیگه آدم نمی دونه چیکار کنه . همش به دنبال تنوع هستین . حالا ما زنا این جوری نیستیم . اگه با یکی دوست شیم تا آخرش با همونیم و با همون حال می کنیم و چشم و دلمون سیره و به دنبال مردای دیگه هم نمیریم . کس شر گویی من گل کرده بود . تر جیح دادم سکوت کنم تا اون با تمرکز بیشتری به کارش ادامه بده و منم بیشتر حس بگیرم .. بازم داشت خوابم می گرفت ولی این بار دیگه می دونستم که مرد سومی در کار نیست که تر تیب منو بده .. واقعا آدم که بدنش نیاز داشته باشه  واسه زنا هیچی مث کیر خواب آور نیست . اگه اینا رو واسه مردا بگی دیگه فیس و افاده شونو می برن بالا و طاقچه بالا می ذارن . -آهههههههه کمکم کن .. کمکم کن .. بچسبون کیرت رو تا ته برسون . بیضه هاتم بفرست که بره . بذار بره . بذارش تو .. اون داخل حرکتش بده . نگو که نمی تونی . نگو که نمیشه .. وووووویییییییی چه خوب شد که پویا تو رو فرستاد ولی بهش نگی ها می خوام ادبش کنم . می خوام آدمش کنم .. چی به خوردم دادین همش داره خوابم می گیره -نادیا جون تو که چیزی نخوردی جز همین کیر .. اینا همش از لذت کیره که این جور داری احساس نشاط می کنی .. -آخخخخخخخ نههههههههه کسسسسسسم کسسسسسسسم اصلا بهش نمی رسسسسم -حالا برس .. هم من اینجام هم پویا .. پویا خیلی خواهر زنشو دوست داره . اون میگه که برای شادی و آرامش تو هر کاری می کنه -آره دیدیم -مگه بد بود ؟ .. -نههههههه نههههههه محکم تر میلاد محکم تر بزن .. کسسسسسم می خاره . می خاره .. خواهش می کنم .. با انگشتاش داشت کسمو می خاروند -اووووووههههههه با کیرت  هم بخارونش .. بخارون .. بگو دوستم داری . بگو منو می خوای . بگو فقط مال منی .. عزیز دل منی , هستی منی عشق منی .. دیگه حسابی قاطی کرده بودم . ضربات  گایشی هر حرفی رو که به ذهنم می آورد بر زبونم جاری می کرد . -داره میاد . میلاد آب کسم داره می ریزه . تند تر .. تند تر منو بکن .. منو بکن . خوشم میاد لذت می برم . حس ندارم دیگه .. دیگه هیچ حسی ندارم . منو بکن .. لذت هوس داشت ازم می ریخت .. بازم یه کیر تازه  منو  سر حالم کرده بود .. چشام بسته شده بود .. ولی کیر میلاد رو حس کردم که با دهنم تماس گرفته بازش کردم و اونم کیرشو فرو کرد توی  دهنم و به حال خودش حرکت می داد .. این بار  دو تا کیر رو توی سوراخم حس می کردم یکی رفته بود توی کسم و یکی دیگه تو دهنم . دیگه نای بلند شدن و اعتراض کردنو هم نداشتم . ظاهرا پس از این که میلاد کیرشو کشیده بود بیرون پویا جاش کیرشو فرستاد توی کس من .. دو تایی شون در حال گاییدن من بودن . یکی داشت کسمو می گایید یکی دهنمو .. چقدر با هم هار مونی داشتند .. همزمان با هم آبشونو خالی کردن .. اووووهههههه نههههههه مجبور شدم آب کیر میلاد همه رو بخورم تا سرفه ام نگیره ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی