ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 66

هیجان و اضطراب سا را رو ول نمی کرد با این که چشاش پر اشک شده بود حس می کرد کسش دوباره رسیده به اون ترشح و خیسی که روز قبل داشت . فقط باید یکی با حرکات خودش با دستای خودش یا با کیر خودش به نجات اون می رفت . یه نگاهی به سینا انداخت . حس کرد دیگه به هیچی جز این نمی تونه فکر کنه که سینا بره کمکش و  اونو سر حالش کنه .  پاهاشو باز کرده بود  . کیر تیز پسرش یه حالتی شبیه به کیر اون پسر دیروزی داشت همونی که  کسشو با تمام وجودش هدف گرفته بود و به اون , اون لذتی رو داد که در تمام عمرش نچشیده بود . آیا سینا هم می تونه این لذت رو بده یا این یک حس غریزیه که پسر  با دیدن بدن مادر برهنه اش به این شرایط رسیده و اگه در مرحله عمل قرار بگیره ممکنه دیگه نخواد کاری انجام بده . حس کرد که پسرش دلش واسه مادرش می سوزه .. حالا باید کاری کنم که اونو نسبت به خودم مهربون تر و دلسوز تر کنم . ولی من خود به خود دارم داد می زنم که تشنمه  نیاز دارم و می خوام . می خوام که با من باشه .. -سینا .. سینا .. من تو رو  می بینم یه حسی بهم دست میده .. -مامان نترس بگو حست رو به من بگو شاید من تونستم کمکت کنم و نیازی به این نداشته باشی که بری بیرون و با یک دوست هم دردی کنی - حالت تو شبیه به حالت باباته که وقتی حریص میشه و می خواد که همه چی رو از پیش روی خود بر داره اون وقت نمیشه کاریش کرد . -خب مامان اون وقت بابا چیکار می کنه . تو چیکار می کنی -عزیز دلم من تسلیم میشم . نمی دونم نمی تونم بگم اون چیکار می کنه . یه سری حرفایی هست بین مادر و پسر که نباید زده بشه . یه تا بو هایی که نباید شکسته بشه . کیر سینا همچنان شق بود و سارا  نمی دونست که باید به چه چیزی فکر کنه . اگه سینا به طرفش میومد . اگه دستاشو می ذاشت رو کونش .. هنوز کیر سینا سفت بود و بیضه هاش زده بود بیرون . دلش می خواست اون بیضه ها رو می ذاشت دهنش . فقط برای اون لحظه هایی که حشرش بیش از اندازه زده بود بیرون  و  می تونست که این مرزها رو بشکنه  . ...نههههههههههه نهههههههه سارا  تو نباید یک دیو بشی . این همون پسریه که باید برای تو نوه بیاره . تو باید براش زن بگیری .تو که نباید بدن داغ خودت رو به اون بچسبونی و لذت سکس اونو با بدن خودت تر کیب کنی . تو برای اون بزرگی .  نهههههههه نههههههه این فکرا رو از سرت به در کن .. دور کن . اگه دیدی دیروز با یک پسر جوون بودی این به این دلیل بود که کار اون پسر بود وگرنه در شرایط عادی شاید تمایلی برای بودن با تو نمی داشت .. سینه های درشت سارا داغ داغ نشون می دادند . نوک تیز این سینه ها از هوسش می گفتند . سینا دو دل بود . می دونست مادرش در شرایط داغ و تنوری و برشته شده قرار داره و اگه یه دست به کسش بخوره دیگه تا مدتها توان اونو نداره که از جاش پا شه با همه اینا استرس داشت .. سارا خودشو دراز کش کرده بود . البته به صورت دمر .. چند تکون به کونش داد . یه لحظه شهوت جلو چشای سینا رو گرفت .قالب کون مادرش و شورت فانتزی این بار طوری دلشو برد که کف دستشو از راه لاپا و پشت بدن سارا به کسش چسبوند . -نهههههههه سینا سینا داری چیکار می کنی . دستات به کجا رسیدن . خواهش می کنم . بگو به من داری چیکار می کنی . من دوستت دارم . دوستت دارم . این کار رو با من نکن زشته زشته این کار .. ولی سارا می دید حس می کرد که دستی که رو کسش اومده بازم بیشتر و بیشتر داره فکرشو می خوره . قدرت فکر کردنو بیشتر از اون گرفته .. در واقع اون از ته دلش می خواست به سینا بگه ادامه بده . روش نمی شد . برای همین تر جیح داد که بیش از این منعش نکنه و کاری کنه که پسر اونو قبولش کنه و نترسه .. -سینا هم سکوت مادرش رو دید کاملا به این پی برده بود که سارا هم می خواد . شورت مادرشو از پاش در آورد .. اونو فرو برد تو دهنش . چقدر از این بوی خوش شورت اون خوشش میومد . طعم نمکی می داد . سارا سرشو بر گردوند . سینا رو که در اون حالت دید چشاش  داشت از حدقه در میومد . باورش نمی شد . بازم یه نگاهی به کیر ورم کرده داخل شورت سینا انداخت . سینا پیام مادرشو دید و شنید . همون جلو چشاش دست رو شورتش گذاشت و اونو کشید پایین . کیر داغ و کلفت و دراز و بی تاب پسر پرید و اومد بیرون . بوی کس به مشامش خورده بود . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی