ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کی 236

همچنان به کارم ادامه می دادم . جووووووووون ... اشرف خوشگله .. خوراک منی تو . این هم صبحونه من میشه و هم ناهارم و دیگه از این توپ تر نمیشه . چه تن و بدنی داری . خیلی حال میده جون تو اگه بدونی چه عشقی می کنم با تو . هر لحظه که می گذشت اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کردم و مسلط تر می شدم . در بعضی از این حالتا کونشو می گرفتم و به شدت به دو طرف بازش می کردم -واااااااایییییییی وااااااایییییییییی .. داری چیکار می کنی -هیسسسسسس ساکت اینم جزوی از امتحانه .. ببینم می خواستی کادر بسیج شی برادرا لوله تفنگ توی کست فرو نکردن ؟ اینجا هم باید این آمادگی  رو داشته باشی که هر مردی ممکنه طرف تو شه و سلیقه ها مختلف باشه . دیگه جونم چی بهت بگه .. با بی رحمی داشتم اونو می گاییدم . این زنیکه پر مدعا رو . روی این کثافتا رو باید با همینا کم کرد .  پیش اینا اگه شل بگیری میگن چی باشه . -اوووووووفففففف .. تازه داره خوشم میاد .. ولی خیلی درد داره خیلی بد جنسی .. -بخور جنس وطنی رو نوش جون کن . -اگه از کیر من رد شی دیگه خیلی راحت می تونی امریکا و اسرائیل رو هم شکست بدی . این رمز موفقیت ماست . جنگ جنگ تا پیروزی .. سینه های درشت اشرفو توی دستام می گردوندم . این چه جوری تونسته بدنشو تا این حد رو فرم نگه داشته باشه و خم به ابرو نیاره .. - اشی جون این کیرو که کردی نوش جونت! باور کن بقیه کیر های این مجلس همه قلقلکی ان . .. -صبر کن پسر این قدر به خودت نناز . به کیرت مغرور نشو . بالاخره یه جایی تر مز می زنی و از حرکت وای می ایستی . خیلی ها مثل تو باد تو کله شون بود ولی خیلی زود بادشونو خوابوندم . با کف دستم چند بار محکم بهدذو طرف باسنش زدم طوری که سرخ سرخ شد . -فعلا که این باد داره و من باد اینو باید بخوابونم . پس فکر نکن که خیلی قهرمانانه داری می جنگی . تو باید یک بسیجی کوسوی پهلوان هم باشی . تنها قهرمانی کافی نیست . حالا نمی دونم اسمت در  کتاب رکورد های گینس چاپ میشه که افتخاری برای بسیج ایران باشی یا نه . ولی خوب تونستی سربازای شهوت طلب اسرائیلی رو شلشون کنی .. -مسخره ام نکن آریا من تا صد تا سر بازو هم می تونستم شل کنم .. - از بس که ایمانت قویه زور کس و کونت هم قویه ..ولی منو نمی تونی . این کیر من صد تا مث تو رو شل می کنه . رئیس بسیج خانومای ایران رو به گریه آورده بودم .  فکر کرد منم مث بقیه ام که بخورم و دم نیارم . نیروی خودمو تقسیم کردم و با سرعت معتدل و مطمئنه اونو می گاییدم . کیرم همچنان توی کون این جنده خانوم قرار داشت .. -پسر  .. داره خوشم میاد .. خارش کسمو چیکار کنم .. -یه دو ساعتی صبر کن .. -یعنی تا دو ساعت دیگه می خوای کونمو بکنی ؟ .. -ما گرگ بارون دیده ایم . درسته سنمون کمه ولی از این مجالس استقامتی زیاد داشتیم . مادر بزرگ پری بی جهت منو کار شناس نکرده . فکر نکن چون دوستم داره و عزیز ترین کس زندگی  اونم این کارو در حق من انجام داده .. دو تا ضربه محکم به ته کونش زدم و گفتم اینو ثابت می کنم . ثابتش می کنم .-خوبه جرم دادی خونینم کردی .. دیگه ثابت کردی ... منتظر بودم یه بهونه ای به دستم بده پوزیشن یا حالتو  عوض کنم . ولی انگاری اون نمی خواست به این آسونی ها دم به تله بده .  منم به همون حالت یکنواخت دست از سر کونش ور نمی داشتم تا این که گفت کمرم تازگی ها  مشکلی پیدا کرده -غلط نکنم از وقتی که زیر کیر سربازای اسرائیلی رفتی این جوری شده .. بالاخره رضایت دادم که اون بشینه رو کیرم . البته با کس .. اینجوری در لحظاتی که خودشو با من مماس می کرد .. دستامو با لذت رو کونش گذاشته بودم و اونم با قدرت خودشو روی کیر من بالا و پایین می کرد . کس خیسش نشون می داد که حشرش زده بالا . نمی شد گفت که زیاد گشاد شده ولی اینو هم باید در نظر می گرفتم که کیر منم خیلی کلفته و این تا حدود زیادی می تونه عیب کس های گشاد رو پوشش بده . -جوووووووون اشرف کونی .. یادت باشه هنوز از کون کردن سیر نشدما .. -اگه به من نمره قبولی ندی دیگه می دونم چیکارت کنم همچین حالتو بگیرم که از به دنیا اومدنت پشیمون شی . -البته اگه تا اون موقع حالی برات باقی گذاشته باشم . من باید قدرت مرد ایرونی رو نشونت بدم . تو باید کیف کنی که کیر ایرانی آریایی بر تمام این کیر هایی که خوردی بر تری داره .. ظاهرا کمی اونو برده بودم به فکر . شاید غیرت ملی اون به جوش اومده باشه . البته اگه به میهن اعتقادی داشته باشه . از نظر این افراد مرزها ی جغرافیایی تا زمانی که مرز اسلام در خطر نباشه معنایی نداره ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی