ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 72

الهام کیر منو همچنان به کون الناز می مالوند . دلم می خواست این کارو ادامه بده ومن دو طرفه لذت ببرم . تنه کیر من در دستای الهام بود و سر کیر به سوراخ کون الناز چسبیده .. دو تایی چه لذتی به من می دادند .. نوک کیر به سوراخ کون مالیده می شد و همون دور و بر سوراخ تمام تنمو به لرزه مینداخت .. تنه کیر هم که توی دست الهام بود یه لذتهایی رو زیر پوست و در مغز استخوناش حس می کردم .. الناز : بابا زود باش بکنش توی کونم این قدر معطل نکن . من منتظرم . می خوام . برم اعلامیه پخش کنم ؟ الهام جون اگه نمی تونی تنظیمش کنی بابا خودش بلده چیکار کنه . -ببینم مگه قبلااز این بر نامه ها داشتین با هم ؟ -نه .. اون از بر نامه هایی که با شما داشته وارده -طوری حرف می زنی که انگاری یه عمره که با هاش بودی .. -آره بابا جونم منو از بچگی دوس داشته .. بیشتروقتا کنار اون می خوابیدم .. آره بابا منو از همون روز اول بیشتر از بقیه دوست داشته . -از تک  سوراخ بودنت مشخصه . ..منظور الهام خوب گرفته بودم . اون می خواست بگه که من در مورد سه تا دخترام هم کس و هم کونشونو میگام ولی در مورد اون یعنی الناز جون فقط کونشو می کنم . الناز هم خیلی زرنگ بود و خیلی زود دوزاریش افتاد . -بابا .. دیدی ؟ من که خودم راضیم فرو کنی توی کسم . حالا اون داره به من متلک میگه  . که اگه دوستم داری پس برای چی فقط کونمو می کنی .. -الهام این مسخره بازیها چیه . برو توی نوبت خودت بشین که من بعدا بیام سراغ تو .. -پدر اول باید کسمو بکنی . می دونم الناز نمی تونه خوب سیرت کنه . چون تو با کس کردن جون می گیری و من خودم مخلص بابایی گلم هستم .. کیرمو به کون الناز جون فشار داده تا هم دردش بیاد و هم این که یه چند سانتی رو بکنم توش تا فکرش مشغول شه و افکار منفی نبافه . به زور یه چهارسانتی رو کردم توی کونش . دستشو گذاشت جلو دهنش تا پیش خواهرا کم نیاره . دلم می خواست زود تر النازو ار گاسمش می کردم و می رفتم سراغ اونای دیگه .. الهه : پدر پس کی می خوای بیای سر وقت ما . نوبت ما کی می رسه ..؟ المیرا : الهه درست میگه .. تازه بعد از الناز نوبت الهامه .. -دخترا حق با شماست . یک ربع برای هر نفر خوبه ؟  الناز : پدر تا اونجایی که طرف ار گاسم شه خوبه .. المیرا : پدر این درست نیست . اومدیم یکی ار گاسم شه و راستشو نگه و تو باید تمام وقتتو صرف اون کنی .. بد حرفی هم نمی زد این الناز .. در هر حال قرار گذاشتیم که نفری بیست دقیقه و در صورتی که حالشون جا اومده باشه و ار ضا شده باشن اعتراف کنن و وجدانی کار کنن . یه اشاره ای هم به الهام کردم که بیاد سروقت خواهرش و انگولکش کنه تا زود تر به ار گاسم برسه . فقط تنها کاری که می تونست بکنه این بود که سینه های اونو دست مالی کنه . -اوووووووهههههه ..بابا بابا فشارش بکیر .. کیرت رو بفرست بره تا ته . -عزیزم این که امکان نداره . این کیر تا ته برو نیست -حالا همونم نصفه بفرست . بذار تا یه جایی بره بیشتر از اون مقداری که توی کون خواهرام میذاری .. الهه : خودت داری میگی که از ما کون گشاد تر هستی . ببینم هنوز هیچی نشده پسرای دانشگاه تر تیبت رو دادن ؟ -من جز بابابام با هیچ مرد دیگه ای نبوده نخواهم بود . حتی اگه شما شوهر کنین من حاضرم شناسنامه مو عوض کنم زن بابام شم . المیرا : یخ نکنی . حتما می خوای ازش بچه دار هم بشی . -خب از دواج و زن و شوهر شدن که بی بچه  نمیشه . لطف زندگی مشترک در اینه که میوه ای شیرین به نام فرزند,  زندگی رو شیرین تر کنه . می دونستم الناز در اون لحظات داره شوخی می کنه ولی یه جورایی داره حال بقیه رو می گیره . از این همه خونسردی و بهتره بگم تسلط اون خوشم میود . الهام داشت سینه های خواهرشو می خورد و منم کف دستمو گذاشته بودم رو قاچای کونش . وقتی کیرم می رفت توی کون الناز و بر می گشت حس می کردم که اون خیلی تونسته رو من نفوذ کنه .. ولی خیلی بهم می چسبید که تا ساعتها فقط الناز خودمو بکنم و به هیچی دیگه فکر نکنم . یه اشاره ای به سه تا دختر دیگه ام کردم و گفتم فعلا کاری به کارم نداشته باشین تا فکر کنم چه کار باید کرد .. می دونستم دختر خوشگلم دردش می گیره . ولی چه مزه ای می داد کون تنگو این جوری گاییدن .. اوووووففففف عاشق  کون الناز و اون سوراخ شده بودم . دوست داشتم اول کلی ماچش کنم و بعد توی کونش می ذاشتم . ولی این سه تا حسود ول کن نبودن ... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی