ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیطون بلا 38

نکن اذیتم نکن صفیه . من نمی خوام . خواهش می کنم . -تو که نباید نخوای . این منم که نباید بخوام . داشتم فکر می کردم که چی داره میگه .. بوی عطرش مستم کرده بود .. -صفی به خودت چی زدی . -می دونستم خوشت مباد  . عطر سکسی مردونه رو زدم . -ولی تو که مرد نیستی -تو که زن هستی .. -دختر تو تا ما رو نگایی ول کن نیستی .. -آفرین دختر خوب ..خوب حرفی زدی . تکیه کلامت هم باید همین یاشه این همینیه که من می خوام .  می دونم که تو هم می خوای و خواسته ات همینه .. -تو از کجا می دونی خواسته من چیه . نکن سختمه . من همه اینا رو شوخی و ندید می گیرم و اصلا بیا بریم بیرون و به دوری بزنیم . -اگه رضایت میدی دو تا مرد با خودمون بیاریم من حرفی ندارم -دیوونه تو شوهر داری . این کارا چیه . من که بیوه ام به خودم اجازه نمیدم همچه کاری بکنم . -ببین شراره امشبو که شوهر ندارم . شوخی کردم . من جز شوهرم با مرد دیگه ای نبودم و داشتم مختو کار می گرفتم ولی اگه بهم حال ندی شاید از این کارا بکنم . باید از یه جایی شروع کرد دیگه . من دوست دارم امشبه رو تو شوهرم باشی . اگه بدونی این جوری چقدر به آدم حال میده . دیگه این جور با من یکی به دو نمی کنی  -جون من جدی میگی ؟ -آره مییگی نه امتحان کن . -وااااااخخخخخخ نه بابا من از این کارا کمتر می کنم . خونه بابام که بودم یاد نگرفتم . -اتفاقا من که اومدم خونه شوهرم بیشتر یاد گرفتم . -فقط یه خورده یه ذره .. -جون من شیطون نشو .. -اتفاقا به جون تو قسم خیلی حال میده . باور کن شراره حاضرم تا چند روز نصف کارای غیر فوری تو رو انجام بدم . فقط دو دقیقه به حرکاتم نگاه کن و توجه کن اگه نخواستی و بدت اومد اون وقت هر چی میگی بگو .. -من تا حالا این مدلیشو ندیده بودم -پس بگو تو هم مدل به مدل زیاد می بینی .. -منظورم کلی بود . آخه با عقل جور در نمیاد به شرط چاقو از این کارا بکنن . -اون شروع کرد به دست مالی کردن من .. دستاشو از زیر دامن من رد کرده بود . راستش به ساعت نگاه نکردم که چند رو نشون میده  قصدم این بود که به طور تخمینی حساب کنم و بعد بهش بگم که کاری به کارم نداشته باشه . خب این جوری خیلی بهتر یود . کف دستشو از زیر دامنم رد کرده بود و رسونده بود به باسنم . خیلی سریع این کارو انجام داد .. این کارو داشت با یه دست انجام می داد خیلی نرم و با متانت مشغول شده بود . یه هیجان خاصی رو حسش می کردم اونم در میان نسیم ملایم کولر که فضای اونجا رو دلپذیر گرده بود .فکر کنم یه پنج دقیقه ای شده  بود و اون هنوز دست بر دار نبود .منم چیزی بهش نگفتم . راستش خوشم میومد .. اون یکی دستشو هم گذاشت روی کونم . دامن هنوز پام بود .. -صفیه داری چیکار می کنی . قرار بود چند دقیقه با هام ور بری . -گفتم دو دقیقه ولی خب چیزی نگفتی و منم به کارم ادامه دادم . از قدیم  گفتن  که سکوت علامت رضاست . - فقط یادت باشه خودت گفتی که تا چند روز کارای منو انجام میدی -اووووووفففففف باشه باشه فدات شم .به من میگن صفیه چهار دست .. صفیه زبل .. تو جون بخواه اونو هم تقدیمت می کنم . -یعنی این قدر حال دادن بهت حال میده ؟ یهو یه جیغی کشید و گفت شراره .. تو که شورت پات نیست .  اگه بدونی دل به دل راه داره و کس به کس هم راه داره اتفاقا منم شورت پپام نیست . چه خوب با هم هماهنگ شدیم . خیلی به من هیجان میده . -می دونی ؟ تو که عادت نداری   لز کنی برای اولین بار فکر کن که داری با یه مرد حال می کنی . کلا هم می تونی این طور فکر کنی ولی اگه این روشو فقط همون برای بار اول پیش بگیری بهتره . -اصلا از کارات سر در نمیارم چی داری میگی . دو دسته داشت با کونم ور می رفت . -اوووووووفففففف نکن .. منومثل خودت بار نیار .. -اگه مث من شدی پس بدون که تو هم دلت می خواست . خودت می خواستی که لذت ببری .. -خیلی حرف می زنی صفیه -نگران نباش شراره حشری من . از چشات که داره آتیش می باره . صفیه فدات شه . چرا این قدر ناز می کنی ؟ -من که ناز نمی کنم تو داری لفتش میدی .. -جووووووون پس نشون دادی که تو هم دلت می خوادمن منتظر همین بودم .. -حالا دیگه انگشتاشو یواش یواش رو لبه های کسم قرار داده بود .. داشت خوشم میومد . دیگه به این هم فکر نمی کردم که بخوام اونو جای مرد بذارم . همین جوریش هم دوست داشتم . اون که خودش می پسنده پس من چرا اونو ناپسند بدونم . من که دارم حالمو می کنم ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی .