ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 58

به چشای هما نگاه می کردم و از لذت بردن اون لذت می بردم . اصلا به خود منم یه کیف خاصی می داد وقتی که انگشتای پاشو میک می زدم ولی کسشو نمی تونستم تند و تند بکنم . . یه دستمو گذاشته بودم رو سینه اش .. یه دستم رو پاش بود . با تمام بدنم داشتم ازش لذت می بردم . -آخخخخخخخ آخخخخخخخخ -جااااااااان جووووووووون بریز بیرون .. بگو بگو کیر ایمان داره ایمانتو قوی می کنه . خانوم خوشگله و خجالتی . من نمی دونم اگه خجالت می کشیدی اصلا واسه چی تو و اشکان اومدین این جا .. می دونم سختته . فقط کیر اول سخته . همونو که قبول کنی .. لباشو باز و بسته می کرد . اونا رو طوری غنچه می کرد و نشونم می داد که حس کردم از من می خواد که اون غنچه های باز شده رو ببندمش . غنچه کسشو که با کیرم باز و بسته می کردم و حالا دیگه نوبت غنچه لباش بود . نوبت هر دو تاش بود . اونو کاملا رو زمین صافش کردم . یه چشمکی هم به رویا که رو کیر اشکان نشسته بود زدم و بهش یه علامتی دادم که متوجه شه که باید شوهره رو هم از وضعیت این طرف با خبر کنه تا اونم یه تحرک بیشتری از خودش نشون بده . زن و شوهره خیلی بی حال نشون می دادند . باز این زنه  تازه داشت راه می افتاد . اشکان و زنش هر دو تا شون رو زمین دراز کشیده بودند .  نگاه زن و شوهر به هم افتاده بود . چقدر لذت می بردم و هوسم زیاد می شد از این که  اشکان و هما که رو زمین دراز کشیده بودند با چشای هوسبارو هوسبازشون به هم نگاه می کردند . حالتی که بار ها و بار ها در اون شرایط به هم لذت داده بودن . حالا این لذت و فروکش کردن آتش هوسو از یکی دیگه می خواستن . اما نگاهشون به نگاه هم بود و چش در چش هم دوخته بودند . زمانی این چش تو چش دو ختن ها نتیجه اش این می شد که این زن و شوهر با هم حال کنند ولی حالا واسطه هایی به اسم  ایمان و رویا بین این زوج قرار گرفته بود .. چقدر هوسم زیاد می شد وقتی به این چیزا فکر می کردم . کس خلی من گل کرده بود . معلوم نبود چرا به این چیزای عجیب غریب فکر می کردم . حتی داشتم به این می اندیشیدم که اگه خودم یه روزی از دواج کنم راضی میشم که زنمو وارد گروه عمومی بکنم یا نه . این یکی رو دیگه نتونستم که به خودم بقبولونم که می تونم انجامش بدم . زن دیگرانو گاییدن واسه من خیلی راحته ولی نمی تونستم  زن خودمو در اختیار دیگران قرار بدم . شاید این یک نوع خود خواهی لذت بخش باشه . نوک سینه های هما  آتیشم داده بود . ولی فعلا می تونستم لباشو ببوسم . چون دوست نداشتم کیرمو از توی کسش بیرون بکشم . لباش هم چقدر کوچولو بود . چقدر این دختر ناز داشت . هنوز هم نفس نفس می زد و آه می کشید . من خودمو همین جور به طرف بالا می کشیدم . کیرم به انتها رسیده بود ولی با فشار به طرف جلو حرکت می کردم . خودمو به طرف بالا می کشیدم . کاش با بیضه هام می رفت توی کسش . احساس آرامش و لذت می کردم . کیرمو که می کشیدم عقب غرق بود از خیسی کس هما .. چشاشو باز کرده بود  . حس کردم گونه هاش به دو طرف باز تر شده . انگاری داشت لبخند می زد . لبامو از رو لباش بر داشتم تا راحت تر حس قشنگشو نشون بده . تا تبسم زیباشو ببینم . -هما عزیزم . بگو چه حسی داری .. دیدم بازم سکوت کرده . کیرمو کشیدم بیرون .. همچنان ساکت بود  . هر لحظه منتظر بود که کیرمو بکنم توی کسش . تصمیم گرفتم که یه جور دیگه ای اونو حشری کنم . دوست داشتم صداشو بشنوم و شوهرش هم صداشو بشنوه . کیرمو تمام قد گذاشتم رو شکاف کسش . اونو عمود و از بالا به پایین با فشار حرکتش می داد . خیلی هم سریع .. بالاخره جیغشو در آوردم . -ایییییییی اییییییی ایماااااااااان جوووووووووون کسسسسسسسسم زود باش دیگه چرا این جوری می کنی واااااایییییی کسسسسسسم می خاره .. بد جنس .. بذارش تو .. کیرتو می خواد ..کیرتو می خواد جووووووووون بکن منو .. می خواستی صدامو در آری  -آره عزیزم .. هما خوشگله من .. اشکان ببین چه جوری داره حال می کنه .. نگاه کن . محل تماس کیر اشکان و کس رویا رو ببین ؟  ببین رویا چه جوری با کیر شوهرت حال می کنه ؟ -اوووووووفففففففف نهههههههه نگووووووو من با کیر تو بیشتر حال می کنم . کس من با کیر تو بیشتر حال می کنه .. من خودم هر دو تا رو لمسش کردم حسش کردم می دونم کدوم بهتره . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی