ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 92

خودمو طوری بهش نشون دادم که اون دلش بره و بخواد که شورت و سوتین منو از تنم در بیاره .. موهامو افشونش کردم . می دونستم در این حالت بی اندازه تو دل برو میشم . می خواستم بهش نشون بدم که من مث زنای دیگه نیستم که  نشه به اون توجه کرد . حساب من با اونا فرق می کنه . من حسابم خیلی با اونا فرق می کنه . کاری می کنم که اون روز بعد منو ببره تو کار گاه خونه شون که بخواد راحت تر با هام ور بره . فکر کرده منم همون اثری رو که زنای دیگه روش داشتن  دارم . کور خونده . حساب من طناز از بقیه جداست . به من میگن فتنه گر . هنوز منو نشناخته . یه آینه تمام قد هم روبروم  البته در فاصله چهار متری گذاشته بودم که می تونستم هیکل خودمو هم ببینم .  -طناز جون نمی خوای لخت شی ؟ -من دستم یه کمی درد می کنه اگه ممکنه بند سوتین منو از پشت بازش کنی .. نمی دونم چرا دستم یهویی گرفت .. وقتی داشت  دستورمو اطاعت می کرد حس کردم تنمو برق گرفته . یه لحظه به سینه های درشتم نگاه کرد . -خوشت میاد ؟ یه نگاهی بهشون انداخت و گفت .. عالیه حرف نداره . تو کار خیلی جالب در میاد . من سینه ای به این نقش ندیدم . انگار که یک مجسمه ساز اونو تراشیده باشه . سفت و یه حالت  گچی داره . -در این که چشمای یک نقاش اشتباه نمی کنه شکی نیست ولی خب شما که مجسمه ساز نبودید می تونین واسه این که مطمئن شین با دستاتون بر رسی کنین . من خوشحال میشم که بدونم در کجای کار قرار دارم . لذت می برم از این که استاد ماهر و توانایی چون شما این جور ازم تعریف کنه .. یه جور خاصی نگام کرد .. متوجه نگاهش نشدم .  ندونستم که آیا این نگاه از هوسش بود یا این که ممکنه دست منو خونده باشه .. ولی کف دو تا دستاشو گذاشت رو سینه هام ..آ روم آروم چنگشون می گرفت . طوری که آدم فکر می کرد می خواد طالبی شیرین بخره .. -عالیه .. حرف نداره .. -اما حفظ این سینه ها هم خیلی مهمه .. -اون که آره وارد مقولات زنا شویی نمیشم . دوست داشتم کله شو بکنم . ولی با این حال هر مردی هم یک ظر فیتی داره . اصلا نکنه این خواجه باشه و من خبر ندارم . نمی دونم .. -اگه امکان داره شورتمو هم درش بیاری ممنون میشم . بعد یه نظری هم در مورد سایزسایر قسمتهای بدنم بدی . مثلا تراش باسن .. و پشت پا ها و بعضی جا ها که من نمی دونم در نقاشی بهش چی میگن ولی صلاح می دونم اسمشو نبرم .. -می دونم کاملا می دونم . زنای ایرونی یه حجب و حیای خاصی دارن که من ازش لذت می برم . خارج که بودم در چند مورد بعضی از زنا یه تقاضاهای خاصی داشتند که خوشبختانه  با این موارد در اینجا بر خورد نکردم .. دلم می خواست یه کار د می داشتم و همین جا تو شکمش فرو می کردم . توی دلم گفتم اونجای بابای دروغ گو زنا می خواستن به تو کس بدن و تو قبول نکردی .. -خب آیدین جون تو هیچ عکس العملی نشون ندادی ؟ راستش تو هیچ انگیزه ای نداشتی ؟ می بخشی این سوالو می کنم . آخه میگن مردای ایرونی  مثل تشنه به چشمه رسیده ای می مونن که رحم به آب نمی کنن اون قدر می خورن تا بترکن . -خب همه این طور نیستن . من اگه دروغ نگم دوست دختر زیاد داشتم  .  زیاد هم عاشق شدم و خیری هم از هیشکدوم ندیدم .. این دیگه عجب کس خلی بود .. زیاد عاشق شدم .. آخرش هم نفهمیدم کجای کاره . نکنه خجالتی باشه و من خبر ندارم .. خلاصه دلم می خواست موقع در آوردن شورتم در تمام جهات حرکت کنم تا هم قالب کونمو ببینه و هم کسمو . ولی بهتر می بود بیشتر کونمو نشونش می دادم چون در هنگام کار و نقاشی قسمت کسم بیشتر توی دید اون قرار داشت با این حال یه پهلو کردم تا دستشو بذاره رو شورت فانتزی من . وااااااایییییی چه دستی داشت .. انگشتاش وقتی رو قسمت بالای باسنم قرار گرفت همین جور داشت آتیشم می داد . داشت منو می سوزوند . نمی تونستم چیزی بگم .  شورتمو کشید پایین .. پایین پایین تر .. بهتر بود مسیر کس رو از روبرو نشون نمی دادم . حداقل کسم از پشت تا حدود زیادی محو بود و نمای اون تا اون حدی مشخص نبود که خیسی کسمو نشون بده رسوام کنه .. -واااااااااوووووو واااااااااوووووووو فوق العاده است .. چه کون و ببخشید چه باسن و کمری ! هیجان زده شده بود .  جا داره که از همین استیل پشت هم یه نقاشی جدا بکشم .. اصلا می ارزه که من یک سال تمام فقط تو رو به عنوان مدل و کارم قرار بدم . باور کن اگه تابلو های تو رو ببرم اون ور آب حسابی آب میشه .  دوتایی مون درپول غرق و میلیاردر میشیم . -خب حالا این قدر هیجان زده نشو . می تونی یه دستی هم بر سر کونم بکشی .. این کارو کرد .. -اوووووفففففف عالیه .. عالیه .. مثل سینه هات بیسته بیسته .. ..ظاهرا می خواست کارشو شروع کنه .. به بهونه دستشویی رفتم کسمو خشک کردم و بر گشتم . سعی کردم حواسمو ببرم جای دیگه تا این قدر خیس نکنم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی