ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 209

حسابی خودمونو واسه اون دو تا آقا ردیف کردیم . -خوش به حالت نادیا هر وقت دوست داشته باشی می تونی با پویا باشی . -اون جوری هام که فکر می کنی نیست . آخه اون دامادمه . من که نمیام زندگی خواهرمو خرابش کنم . یه وقتی متوجه جریان بشه زشته .. -واااااااییییی نادی جون اینا که باز دوباره پیداشون شد .. -آقایون این جا خیلی گرممون میشه بریم بیرون . این چه کیریه که شما دارین . انگار خستگی نا پذیرانه دارین فعالیت می کنین . من چی بگم به شما .. خدا به داد خواهرم برسه پویا . معلوم نیست که چیکارش کردی که همش از دستت فراریه . -اوههههه نادیا کی میره این همه راه رو . تو از کجا می دونی شاید من از دست اون فراری باشم .. ببینم دخترا ما الان دوست داریم  یه بر نامه دو به یکی پیاده کنیم . کدومتون آمادگی اونو دارین که اول شروع کنین .. مهناز : اگه بگیم هیشکدوم آمادگی نداریم شما آقایون از خیر ما می گذرین ؟ معلومه که اصلا رحم ندارین  .. میلاد : شما لب  باز کنین تا جواب ما رو بشنوین . دو تایی مون نگاهی به کیر شق شده آقایون انداخته من گفتم ببینم اگه ما لب باز کنیم و بگیم آیا حضرات رعایت حال ما رو می کنن جوابشو باید از لباتون بشنویم یا از کیرتون .. پویا اومد طرف من و گفت این جور که معلومه میلاد جون نادیا خارشش خیلی زیاد شده و اعلام آمادگی کرده -پویا من کی همچین حرفی زدم . بذارم زمین .. نهههههههه من نمی خوام خسته ام . بس کنین . ولی پویا منو گذاشت رو دوشش و میلاد هم همراهش اومد بیرون .مهناز هم اومد کمک من و با دو تا مشتاش می زد به پشت میلاد که دست از سر من ور داره .. خلاصه من تسلیم شدم و از مهناز جون خواستم که فعلا سکوت کنه . یک بار دیگه شور و حالو به من بر گردوندن . میلاد و پویا با حرارت خاصی اومدن رو من . ولم نمی کردند .  به من اجازه نمی دادن که استراحت فکری داشته باشم . -آخخخخخخخخ .. نههههههه پسرااااااا .. یواش تر .. مثل همیشه دارین خشن رفتار می کنین .. اوووووخخخخخخ میلاد جونم . انگشتاتو فرو کن توی کسم و.. درش بیار خیسی کس منو بکش بیرون خیلی زیاد شده .. سنگینم کرده .. بکشش بیرون .. هوس منو بکش بیرون . هر چی خالیش کنی بازم هست . بازم جون داره . داره به من حال میده . می خوامش .. اوووووووففففففف .. پویا بیکار نشین . دستاتو رو سینه هام بغلتون . هرچی بیشتر بهش حال میدین بیشتر می خوامشون .. ووووووویییییییی وووووووویییییی داغم داغ داغم . هوس هر دو تا کیرو دارم . دوتایی باهم بره توی یه سوراخ . دو تایی بره توی کون .. بره توی کس . چقدر حال میده .. پویا رو خوابوندم رو زمین رفتم رو کیرش نشستم . با کس رفتم رو کیرش ... -میلاد تو هم از پشت بکن توی کسم .. در مرحله بعدی دو تایی تون باید بکنین توی کونم . می خوام تجربه هر دو حالتو داشته باشم . باشما ببینم حس کنم چقدر می تونم حال کنم لذت ببرم . جوووووون .. دو تا کیر رفته بود توی کسم . ولی یکی از اونا رو جلو تر حسش می کردم . دو تایی چه لذتی می داد ! بالا و پایین کسم و اون مغز وسطش داشت از هوس می تر کید و آب نمی شد و جفت کیر دو تا آقایون لذت رو مثل آتیش پخش می کرد -حالا یکی تند تر یه کاری کنین که من دیگه سنگین نباشم و به این مهناز جونمم برسین . مهناز که اون روبرو نشسته دستشو گذاشته بود روی کسش و با نگاه کردن به ما مثلا داشت خود ارضایی می کرد ولی می دونستم که منتظره که مردا یه حالی هم به اون بدن . اومد به سمت ما و کسشو نزدیک میلاد گرفت تا پسر با لیس زدن و زبون زدن کسش یه حالی به اون داده باشه .. تیکه های اضافی کس و چوچوله های مهناز حالا زیاد به نظر می رسید . در بعضی حالات این تیکه ها داخل کس مخفی می شد .. در بعضی حالتا هم می زد بیرون . آدم فکر می کرد کس مهناز دو کاره یا دو مدله هست .. من یکی که هوس کرده بودم کسشو بلیسم . هر چند می دونستم پوزیشن من طوریه که گردنم درد می گیره اگه کسشو میک یا زبون بزنم . با این حال ازش خواستم که کسشو بچسبونه به دهنم .. با دستاش موهامو نوازش می کرد . -اووووووههههههه کسسسسسم کسسسسسسسم نادیاااااا دوستت دارمممممم ولم نکن .. -عزیزم این جوری فکر نکنم به ار گاسم برسی . صبر کن این دو تا کیر حالمو جا بیارن خودم میام کمکت .. مردا دو تایی کسمو هدف گرفته بودند و من داشتم براشون کار گردانی می کردم آخرش به میلاد گفتم که کیرشو در بیاره فرو کنه توی کونم .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی