ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کی 237

با این که اشرف چهار چش رو کیرم نشسته بود و در حال فعالیت بود ولی منم از پایین طوری کیرمو می کوبوندم که اون بدونه که من هنوزم هستم و وجود دارم . -جوووووووووون .. خیلی خوب می تونی خارش منو بگیری .. راستشو بگم . تو بهترین  مردی هستی که تا حالا منو گاییدی . -از چه نظر .. -از این نظر که خوش کیر ترین و ناز کیر ترین و کلفت ترین اونارو فرو کردی توی کسسسسم . -این همون چیزیه که من دا رم . تازه هر چند ساعت هم که بخوای می کنمت .. -پس بکن .. بکن .. چه خوب شد اومدم این جا .. جووووووووون .. تعجب کردم . انتظار نداشتم این قدر زود اعتراف کنه به این که من قدرت بر تر هستم . ولی من به این نون و ماستها گول بخور نبودم . از این بسیجی نامرد ستمگر ستمکش هر کاری بر میاد .  ابله ترین و زرنگ ترین آدما هستند ولی ابن دو تا رو اگه در اونا جمع کنیم به یه نتیجه می رسیم که اون کس خلی اوناست . پنجه هامو گذاشتم رو کون اشرف تازه داشتم معنای حال کردن با اشرف رو می فهمیدم . راستی راستی چه زوری داشت . شاید می خواست به من بقبولونه که پیروز شده و منو به نحوی شل کنه و با نیرویی زیاد  تحرک منو کم کنه .. -اووووووفففففف پسر من ار ضا شدم اگه دوست داشته باشی می تونی توی کسم خالی کنی .. -نهههههههه نههههههه اشی چارچش گلم . بذار بیشتر با کست حال کنم . هنوز زوده زوده .. بعدا خالی می کنم . من تا سه بار خالی کردن در یک ساعت رو هم جا دار م . حداقل تا شش ساعت یکسره می تونم بگام .. هر چند هیچ زنی شش ساعت در مقابل من دوام نیاورده ولی یکی می رفت یکی جا یگزین میومد . حالا جریان جریان امتحانه . و شاید الان هر شش ساعت تو رو بکنم .. اینا رو که می گفتم صورتش عین کون بوزینه سرخ می شد .. توی دلم گفتم کور خوندی  . تفنگ بسیجی نمی تونه کیر آریا رو شکست بده .. خودت رو خوارت رو و کل فک و فامیلاتو البته زناشو میگام .  خوب که از این ور گاییدمش و سیرش کردم .. طاقبازش کردم .. کسش حسابی خیس و چرب بود و نشون می داد که داره لذت می بره .. ولی برای این که اذیتش کنم و یه چیزی برای گفتن داشته باشم گفتم ببینم به کست تف نمی زنی که نرم شه -پسر فکر کردی من جنده هستم ؟ می بینی که دارم حال می کنم واسه چی به کسم تف بزنم .. - کی گفته شما جنده هستید . شما چند درجه بالاتر و قوی تر از جنده هستید . اونا باید بیان جلو شما لنگ بندازن .. در همین لحظه دیدم یکی اومده ار گوشه در داره سرک می کشه .. -آنی برو اینجا وای نایسا .. واسه بچه خوبیت نداره .. اینو به عنوان شوخی گفتم ولی شوخی بی جایی بود .. ناراحت شد و یه فریادی زد و رفت -ببینم این خواهرت هم خیلی حساسه ها . فر دا پس فردا اگه بخوای زن بگیری معلوم نیست چه جوری می خواد باهات کنار بیاد . -فکر نکنم که من زن بگیر باشم . جون دوست ندارم زنمو وارد این مجالس بکنم .-ااوووووهههههه عجب پسر زرنگی .. حالا رو تن اون زن سوار شده بودم و لبای کلفت و خوشگل و پر هوسشو می بوسیدم . سینه های سفت و درشتشو در چنگ خودم داشتم . جوووووووون ببینم تو به اینا آمپول زدی ؟ خیلی استاندارد و مد روز کار می کنی . من  از این سینه های سفت در فیلمهای سکسی زیاد دیدم . وقتی جنده ها با ژل یا آمپول سینه سفت می کنن و فیلم سکسی بازی می کنن . -نه پسر جون این سینه ها مال خودمه . اگه یه مدت با من و کنار من باشی متوجه میشی که اصلا از دارو استفاده نمی کنم . اصلا دوپبنگ در ذات من نیست . -ووووووویییییییی چقدر ناز داری تو .. -بکن بکن .. اووووووفففففف کسسسسسم  کسسسسسم می خاره .. می خاره .. ظاهرا راست می گفت حشرش زیاد بود و بد جوری بالا زده بود . -من که دارم می کنمت .. نعره های وحشتناکی می کشید .. پری و مامان الیا و آبجی آرمیلا و آهو و خیلی های دیگه خودشونو سراسیمه به اونجا رسوندن . عفت بسیجی هم اومده بود . -آریا زود باش مجوز رو بده و قال قضیه رو بکن دیگه . -نه موضوع چیز دیگه ایه .. کسی که زیر کیر پنجاه تا اسرائیلی بوده باید امتحانشو خوب  پس بده . ما در حال مبارزه با صهیونیست ها هستیم .. برای همین باید اون قدر این اشرف رو بکنم تا اون خسته شه و نشون بده و بر من ثابت شه که یک ایرانی دلاور مثل آریا از پنجاه تا اسرائیلی قوی تره .. ..در اینجا مامان الیا فریاد زد کفکیر .... همه یک صدا فریاد زدند .. کیر آقا آریا , تو کون بسیجیا .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی