ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

من و نلی و عمه اش 2

مرغی بود که از قفس پرید . دیگه حسرت خوردن به خاطر اون فایده ای نداشت .هرچی هم از این و اون آدرس و شماره تلفنشو می خواستم انگار کسی نمی دونست .. البته از همون چند تا رفیقی که با هم جیک بودیم اینا رو می خواستم  .  یه چند وقتی بود که  خونه مون خلوت یا خالی نمی شد که بتونم نلی رو بیارم و با هم حال کنیم .. آخرش یه روز نلی برام زنگ زد که  شب جمعه ای رو برم خونه شون .. چون به یه بهونه ای شبو خونه  تنهاست . خونواده اش رفتن اطراف شهر و اونم گفته که با دوستش می خواد خونه بمونمه و درساشو مرور کنه . آخه نلی دختر سر به زیری بود و خیلی هم بهش اعتماد داشتند .. به خودم خوب رسیدم و واسه یه شب رویایی آماده شدم .. ولی  دقایقی پس از ورود به خونه یه قاب عکسی رو دیدم که تصویر یک مرد و زنی رو نشون می داد که کنار همند .. هر دو تاشون هم یه حالت ایستاده داشتند ..  قلبم داشت از جاش در میومد . من یه بار نلی و مادرشو توی خیابون دیده بودم . اون اصلا شباهتی به مادرش نداشت .. این گمشده ای بود که تا چند روزی رو دنبالش بوده بعد بی خیالش شده بودم و به خاطره ها پیوسته بود . حالا رو زمین پیداش کرده بودم . نلی متوجه این تغییر حالتم شده بود . -چیه اونو می شناسی ؟ -روم نمی شد بگم آره .. آخه من اومده بودم اونو بکنم . اون وقت پیش اون باید از زنی دیگه می گفتم ؟ می تونستم اینو هم بگم که چند شب پیش در مجلس عروسی دیدمش .. -نلی می تونم بپرسم  اون کیه ؟ -اون عمه منه که کنار بابام وایساده .. راستشو بگو تو اونو از کجا می شناسی . عمه من خیلی اهل تفریحه .. نکنه دوست زن تو هم بوده .. -نلی این حرفا چیه من تازه چند شب پیش برای اولین بار و آخرین باردیدمش .. -برای اون فرقی نمی کنه که طرف رو برای چند مین بار دیده باشه .. همون بار اول رو هوا تور می کنه . از هر کی که خوشش بیاد امونش نمیده .. ولی خیلی زن نامرد و بی مرامیه .. راستشو بگو .. رابطه تو با اون تا کجا پیش رفت -اصلا من با هاش دوست نبودم .. -تو چشام نگاه کن نیما . تو داری یه چیزی رو از من مخفی می کنی .. اگه بدونی اون چه ظلمی در حق پدرم کرده .. پدر داشت ور شکست می شد . مجبور شد یه خونه ای رو که واسه من کنار گذاشته بود به عمه بفروشه . می دونی چقدر ازش خرید ؟ به بک پنجم قیمت .. دلم سوخت .. -بابا ت نمی تونست جای دیگه ردش کنه .؟ -سریع احتیاج داشت . آبروش در خطر بود .. دیوونه شده بود . اون خیلی آبرو خواهه . تازه ضامن یه نفری شده بود بالا آورده بود .. . دستم به دامنت .. اگه رابطه ات در حد پیشرفته ایه . .کمکم کن .. نترس .. بهت نمیگم چرا باهاش دوستی . اتفاقا من خودمم دوست دارم که با اون دوست باشی . این طوری می تونی کمک بزرگی در حق من بکنی . من و خونواده ام رو نجات میدی . این عمه ام همش می خواد از آب گل آلود ماهی بگیره . شاید شوهرش از کارای اون خبر داشته باشه ولی هنوز مدرکی بر علیه اون نداره .-راستش نلی من و نگین  گرم صحبت بودیم که  شوهرش صداش کرد و رفت .. روز بعد با هاش تماس نگرفتی ؟ -شماره اونو ندا شتم . -اگه من بهت شماره شو بدم چی بهم میدی .. -تا صبح  سه بار ار گاسمت می کنم .. -ببین عمه ام خیلی اذیتم کرده .. خواهر کوچیکتره  .. همش می خواد گردن کلفتی کنه . یه مدت خونه اونا زندگی می کردیم . همش می خواست زاغ سیاه منو چوب بزنه . بازم خوبه که جوونه .. نمی دونم چرا پدر بزرگم اونو پررو بارش آورده . شاید به این خاطر که اون تک دختر بوده . کمکم کن نیما من می خوام حقمونو از عمه پسش بگیرم .. اون مث سگ از شوهرش حساب می بره . بیشترین علتش اینه که یه سری ملک و املاکی رو به اسم اون کرده که بعد از مرگش بهش می رسه . بهش بخشیده ولی تا زمانی که شوهر عمه زنده هست می تونه مالکو عوض منه یا ملکوبه خودش بر گردونه . اگه کوچکترین خلافی از عمه ببینه و طلاقش بده عمه نگین ضرر زیادی می بینه . حالا من ازت خواهش می کنم با من هماهنگی کنی تا اونو از راه نقطه ضعفش به تله بندازیم . کاری کنیم که دیگه به غلط کردن بیفته ..  اموالی رو که شوهره به اون یعنی به نگین بخشیده خیلی بیشتر از اون پولیه که از بابت مفت خریدن ملک پدرم به دست آورده . به برادر ش به برادر زاده اش رحم نکرده . به خوشگلی اون نگاه نکن .. اگه اون باهات نرمه واسه اینه که کسش زبر شده و می خاره .. -اتفاقا خیلی نرم بود .. در جا یادم اومد که سوتی دادم -چیییییییی ؟ نفهمیدم چی گفتی ؟ تو که چند دقیقه پیش می گفتی که اصلا باهاش ور نرفتی .. حالا میگی دستت به کسش رسیده .. نترس .. جای امید واری هست .. می خوام جرش بدی .. اون وقتی یه پسر خوشگلو می بینه بیهوش میشه .  تعجب می کنم چطور خودش ازت شماره نگرفت . فکر کنم شرایط طوری بود که نمی شد .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی