ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 49

صحنه خیلی هیجان انگیز بود . مخصوصا اونجا که کیر یکی از پسرا تا یه قسمتی رفته بود توی کون سحر و اون همچنان جیغ می کشید .و من تعجب می کردم اون به خودش می نازید که این همه کون داده ولی چرا در مقابل یک کیر معمولی و کمی چاق تا این حد نقطه ضعف نشون می داد . ولی چه استیل قشنگی رو از اون دور می دیدم . که بیشترش مربوط می شد به اون کیر چاقالویی که رفته بود توی کون سحر .. -آخخخخخخ ایرج ..ایرج یواش تر . .یواش تر .. من دارم می سوزم . جر دادی .. جر دادی دیگه نمی تونم بشینم .. یواش بکن .. -سحر تو اون دفعه هم حالمو گرفتی بهت گفتم اگه جنبه شو نداری خیرشو خوردیم .. اون یکی پایینی هم اسمش بود تورج . کیرش در حال وول خوردن  روی کس بود . یک لحظه به نظرم رسید که کیر رفته توی کس .. نههههههه سحر که به من گفته بود  دختره . خوب که دقت کردم دیدم فقط سر کیر رفته توی کس . ولی عجب ریسکی کرده بود این تورج خان و عجب صبری داشت این سحر که تا این جای کار میومد و هنوز هم دختریشو حفظ کرده بود . دستم رفته بود رو لاپام و با جفت سوراخای کون و کسم بازی می کردم . زمان چه زود می گذره .. عمرآدمیه . مثل یه چشم بر هم زدنی می گذره .  انگار همین دیروز بود که قهرمانانه رفتم جلو .. خواستم به پسرا نشون بدم که من می تونم . من هستم . در واقع یه ضد حال به سحر و مونا هم زده بودم . نمی خواستم این کارو بکنم ولی می دونستم که این جوری میشه . همون زمینه پیشرفت منو در امر کون دادن فراهم کرد و اگه یه ترقی و پیشرفتی در این زمینه داشتم شروعش از همون روزاست . حس کردم که حالا هم دوست دارم که قدرت خودمو نشون بدم . حالا هم می خوام نشون بدم که هیشکی مث من نمی تونه به پسرا حال بده . آخ کاش به این زودی از دواج نمی کردم . کاش اصلا از دواج نمی کردم . خودمو گرفتار کردم . خیلی از زنا و دخترا و حتی مردا بر این باورند که زن وقتی که از دواج می کنه خیلی راحت تر از زمان مجردی خودش می تونه دوست پسر بگیره و لذت ببره . چون دیگه این استرس رو نداره که مثلا بکارت خودشو از دست بده . رفتم سر جام دراز کشیدم . داشتم به این فکر می کردم که اگه بخوام از این فرصت به دست اومده استفاده کنم اون پسرا چی فکر می کنن ؟ خود سحر چی فکر می کنه .. الان هیچ مزاحمی ندارم . چه لذت بخش میشه ! دیگه تماشای فیلمهای سکسی و این که کیر های کلفتی رو ببینم که حلقه کونو شکافته و رفته توی کون و بعضی وقتها تا ته هم میره بهم حال نمی داد . دوست داشتم خودم کننده کار باشم و حال کنم . همون کیر تا ته بره توی کونم ..  یه تی شرت و یه دامن آزاد و گشاد تنم کردم . منتظر بودم که سحر یه جیغ دیگه بکشه .. خوشبختانه ایرج کیرشو محکم به کون سحر فشار داد و صداشو در آورد . من مثلا سراسیمه درو باز کردم رفتم وسط اونا .. -واااااااییییییی ببخشید مزاحم شدم . یه لحظه سحر جون جیغ کشید ترسیدم . سرمو انداختم پایین .. -ببخشید . من برم .. ظاهرا سحر کرم منو فهمیده بود . آخه  با هم چند تا مجلس اشتراکی رفته بودیم . کیر از توی کون یکی بیرون کشیده می شد و توی کون اون یکی فرو می رفت . تا حدود زیادی نسبت به هم شناخت داشتیم . -آتنا همین جا بمون . بمون .. کمکم کن .  دردم گرفته . کونمو جر داده .. خیلی کار می کردی که کیرای کلفتو تحمل می کردی .. حالا که دیگه از دواج کردی و دور این کارا رو قلم گرفتی -سحر این حرفا چیه .. چرا آبرومو پیش این دو تا آقا پسر با درک و شعور می بری . تورج : خواهش می کنم آتنا خانوم . ما این مسائلو درک می کنیم . اگه این جور باشه ما الان باید از خجالت آب شیم . ولی دیگه ساخت بدنی انسان و نیاز های اون ما رو به هم پیوند میده .. -سحر جان اگه کار نداری من دیگه برم شما راحت باشین .. سحر دستمو کشید ..-کجا میری دختر دایی . بمون تو قوت قلب منی . تو با این که سوراخ کون تنگی داری ولی نمی دونم چه جوری بود که قلق کیر ها رو داشتی و می تونستی سوراخت رو با اونا هماهنگ کنی -زشته سحر .. بذار من برم شما راحت باشین .. ایرج : اتفاقا شما که تشریف دارین ما راحت تریم . سحر جون راست میگه ..تو باید بهش قوت قلب بدی .. ای کاش تجربیات خودت رو یه جوری بهش دیکته می کردی .. -فعلا دیکته کردنی نیست -پس چه جوریه آتنا خانوم .. -راستش چی بگم در عمل باید نشون داد .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی