ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرکی به هر کی 238

اشرف عین پلنگ می غرید و دیگه نمی شد کاریش کرد .. عفت فریاد زد آریا اون داره ارضا میشه . وقتی اینو شنیدم چند بار دیگه محکم تر کیرمو کوبوندم به ته کسش .. عین  ماده پلنگ زخمی  همچنان می غرید . راستش  کمی خسته شده بودم . استخون بندی محکمی داشت . خیلی هم داغ و تو پ و گوشتی بود .. عفت دستشو گذاشت زیر کس اشرف مدیر کل خانومای بسیجی ایران .. -آریا آبش اومد .. اومد .. اومد .. -این نشون میده که من قدرت دارم . باشه اون از امتحان کس دادن قبول شده .. مرحله ساک زدن و آزمایش کون دادن هم  داریم که باید از این دو تا آزمایش هم سر بلند بیرون بیاد . ولی اشرف شبیه آش و لاش شده ها بود . معلوم نبود این بسیجی چه جوری به این افتخار می کرد که در چند ساعت پنجاه تا سر باز اسرائیلی اونو گاببدن و اون تونسته با شل کردن کیر این پنجاه تا سر باز خدمت بزرگی به بسیجیان کس و کون  بر کف اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی بکنه . عفت : آریا جون تو عین یک غول اونو گاییدی . -کو هنوز . اصلش مونده . هیکل سنگین و خمار اونو یه دور بر گردوندم . دو طرف کونشو باز کردم و کیرمو با یک فشار یک ضرب کردم توی کونش .  چه سوراخ کون جانانه ای داشت . جون می داد آدم تا ساعتها اونو از کون بگاد . کیر من واقعا قالب سوراخ کونش شده بود .. مقعدش کیرمو آتیش می داد و می رفت . وااااااااایییییی اووووووووفففففف . این قدر جیغ نکش اشرف جنده .. اشرف قوی تر از جنده .. عفت : آریا جون تو رو سر کون عفت دست از سر کون این رفیق ما بر دار . خودم بهت قول میدم که به اندازه کافی برات جبران کنم . خودم تا دلت   بخواد بهت کون میدم . هواشو داشته باش . اگه بدونی این چه به درد ما می خو ره . -این کثافتای کس کش اگه به درد بخور بودن الان وضع مملکت ما این طور نبود . فقر و فحشا و دزدی و به تاراج بردن ثروت عمومی رواج پیدا نمی کرد . خوار مادر همه شونو سگ اسرائیلی بگاد . پست فطرت های بیشرم .. عفت دستشو گاز می گرفت .. -وایییییییی آریا تو این قدر بددهن نبودی ...اومد جلو صورتمو بوسید . خونم به جوش اومده بود .. هرچی دق دلی داشتم سر کون این نامرد در آوردم . می خواد رئیس زنای بسیج باشه که باشه . فعلا کونی تمامه و زیر کیر منه  . من باید تایید کنم تا وارد این مجلس شه وگرنه همون قدر عرضه داره که بره به شپشوهای بوی گندو ی بسیجی کس و کون بده .. ولی مقاومت خوبی هم داشت . اشرف از درد پنجه هاشو گذاشته بود رو صورتش .. -استقامت کن خواهر بسیجی . در های بهشت به روی تو بازه .. جنده خانوم  شما ها دختر مردمو به جرم بی حجابی در خیابونا باز داشت می کنین ؟ جواب این کیر منو بده .. عفت : خواهش می کنم آریا .  پری اومد جلو واسطه شد . اومد زیر گوش من گفت آریا جان مسائل سیاسی رو وارد جمع تفریحی فرهنگی اخلاقی سکسی آموزشی ما نکن .. تو به عنوان یک کارشناس باید مشخص کنی این کس و کون و اندام به درد این محفل می خوره یا نه . دیگه . مادر بزرگ آرومم کرده بود .  طوری هم حرفاشو زده بود که کسی نشنوه . ولی این اشرف  تا حالا خوب گرفته بود . از درد به خودش می پیچید  . برای حسن ختام  کون کنی  چند بار دیگه کیرمو تا اونجایی که می تونستم می کوبوندم به کون و فرو می کردم توی سوراخ کون اشرف چهار چشم .. دیگه عین فشفشه آبمو پاشوندم توی کون گشاد ش .. اون که اصلا حسی نداشت . عین جنازه ها افتاده بود . کف دستامو به هم می زدم .. -اشرف کونی بیداری ؟ هنوز مرحله ساک زدن مونده . پاشو .. پاشو اشرف .. ولی اشرف بد جوری غش کرده بود . زیر کیر من از حال رفته بود . نگران شدم از این که نکنه مرده باشه و جونشو از دست داده باشه . کیرمو گذاشتم رو سوراخ دماغش و رو دهنش به نظرم اومد داره نفس می کشه و یه نسیم ملایمی به کیرم بر خورد می کنه . اینم یه مدل آزمایش برای این که آدم بفهمه بسیجی جون داره یا نه . -نگران نباشین اون زنده هست . چشاشو باز نمی کنه . عیبی نداره اون قسمت ساک زدنو هم با اجازه دوستان بهش نمره میدم . هر چند تا اینجاش به حد نصاب رسیده . پس از امضاء و تایید پری جون اون می تونه در کنار سایر زنان و مردان مجلس به فعالیت ادامه بده . و در مانور عمومی راهیان نور شرکت کنه . در اینجا یک بار دیگه مامان  الیای خوش مشرب شعار همیشگی این روزا رو به صدای بلند بر زبون آورد و یک کفکیری گفت که ته کس همه خانومای اونجا رو لرزوند و اونایی که دور و برش بودند با مشتهای گره کرده هم صدا فریاد  زدند کیر آقا آریا ,تو کون بسیجیا ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

ناشناس گفت...

مثل همیشه خوب
با ارزوی موفقیت روزافزون شما
لطفا داستان های یک قسمتی و با مادر هم بنویسید

ایرانی گفت...

با درود به آشنای گلم .. حتما سر فرصت این کارو خواهم کرد .. شاید از اونجایی که در لابه لای داستانهای دنباله دار مثل هرکی به هرکی و خانواده خوش خیال و پسران طلایی و..سکس با مادر هست من دیگه برای تنوع در داستانهای تک قسمتی به داستانهای دیگه توجه کردم ولی بد نیست هرچند وقت درمیون یه تک قسمتی هم نوشته شه ..با احترام : ایرانی