ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 31

-اووووووهههههههه کسسسسسسم کسسسسسسم دیوونه دیوونه مگه تو زن نداری -چرا چرا ولی تو رو که ندارم -حالا که داری . پس این چیه .. برای همیشه برای وقتای بیشتر ... -مهیار کیرت رو می خوام . می خوام که تند تر بکنی منو . تند تر .. تند تر بهم رحم نکن .. زود باش .. امونم نده . ببین چی به روزم آوردی ؟ پریسا این جور افتاده زیر کیر تو .. -نههههه نهههههه عزیزم .. تو چی به سر مهیار آوردی . از خودت بپرس پریسا ..  کیر من اسیر توشده .. الان زندونی کس تو شده .. اگه نمیومدی . اگه نمی خواستی من دیوونه می شدم -حالا شم دیوونه ای .. زود باش .. تو که خودت رو اسیر من می دونی باید به حرفم گوش بدی .. تند تر .. زود باش مهیار.. -اووووخخخخخخ پریسا عزیزم عشق من ... -دیگه از این خالی بندی ها نکن . که من عشق تو نیستم . عشق تو  الان داره زیر کیر یه مرد دیگه دست و پا می زنه . جیمی داره زن تو رو می کنه . بذار بکنه . می خوام تا ابد اونو بکنه . منم تا ابد پیش تو باشم ..  -منو دیگه به یاد هندوستان ننداز دیگه .. اون وقت شوهرم چی ؟ اون باید بیاد بیاد هوا رو بکنه ؟ .. مهیار تمام تنمو زیر پوشش عشقبازی خودش قرار داده بود .. چنگ می زد میک می زد .. لیس و زبون می زد .. دستامو به نوبت می گرفت میون دستای خودش و اونا رو از نوک تا به بالا مالششون می داد و بعد نوک انگشتامو می ذاشت توی دهنش و تا قسمت بازو پیش می رفت -آخخخخخخخ نههههههه نکن .. نکن .. دستمو می بردم بالا می دونست باید زیر بغل منو هم لیس بزنه .. کیرش که دیگه  از جون مایه گذاشته بود .. نمی دونم چیکار کرده بود که حالا دیگه مقاومتش زیاد تر شده و آبش نمیومد . بهتر .. فعلا زود بود .. -اووووووخخخخخخ بگو عزیزم .. مهیار جونم چی حس می کنی . چی می خوای . اگه خوشت میاد بگو تا منم لذت ببرم . تا منم از این لحظه های داغ با هم بودن استقاده کنم .. -مگه از کیر داغ و سوزان من حس نمی کنی که چقدر دارم باهات حال می کنم .. چشای خمار مهیار هوسمو خیلی بیشتر می کرد . دوست داشتم منو گازم بگیره و تا می تونه میکم بزنه . اووووهههههه نه اگه کبود می شدم و همین کبودی رو با خودم به ایران می بردم . این خیلی بد می شد .. حالا یه تکنیک دیگه رو با دو تا دستاش روی کسم اعمال کرد .. قسمت بالای کسو با دو طرف دستاش به طرف وسط جمع کرده ولشون می کرد .. یواش یواش با سرعت بیشتری این کار رو می کرد . وقتی به چشای خمارم نگاه می کرد و متوجه می شد که چقدر لذت می برم بیشتر و با نرمی خاصی این کا ررو انجام می داد . ..-جووووووون کسسسسسسم .کسسسسسسم . می خوام . همینو به همین صورت . بدش به من .. زود باش . -مال توست پریسا .. مال خودته .. چقدر دلم می خواست لبامو می بوسید . بازم رفته بودم به احساس شیرین گناه . لذت و فراموشی و خماری .. باید اون دست و اون بدنی رو که داشت لمسم می کرد یک آشنا تصور می کردم تا از اون لذت بیشتری ببرم . نوک انگشت تا بالای بازومو که می لیسید هیچ حس و نایی دیگه نداشتم ازش می خواستم که خیلی آروم سانتی متر به سانتی متر میکشون بزنه ولش کنه .. سرمو به عقب خم کردم تا زیر گلومو ببوسه .-اووووووووف خیلی داغ شدم .. اووووووهههههه  کسسسسسسم کسسسسسسم همین جور با کیرت اونو بخارون .. بخارونش .. همه جام خارش گرفته .. وقتی لباشو گذاشت رو لبام این بار دیگه سختم نبود که منو ببوسه .. رفتم کمکش .. یه دستمو چسبوندم به صورت قشنگش و اونو بیشتر به سمت لبام  کشوندم تا تماس بیشتری باهاش داشته باشه  .. -دوستت دارم پریسا -منم همین طور .. با هر ضربه کیرش یه حرکت به خواب نزدیک تر می شدم . -داره ازم می ریزه .. منو ول نکن .. کند نشو .. تند تر .. نوازشم کن .. سینه هامو .. موهای سرمو .. با همه جام بازی کن .. دیگه از فریاد کشیدن باکی نداشتم . من بودم و اون . دنیایی از گناه و لذت .. فریاد هایی که اگه در این سر زمین بیگانه کسی هم اونا رو می شنید عین خیالم نبود . -پریسا .. ملکه من .. من تسلیمم . تسلیمم . .. معلوم نبود اون چی رو تسلیمه .. شاید داشت به این اشاره می کرد که من کیرشو داخل کسم قفل کردم .. حرکات موجی شکل هوس کارشو شروع کرده بود .. مهیار با دستای خودش که رو شکم و سینه هام می گردوند این موج رو هم هدایت می کرد و  پشتش امواج هوس دیگه ای تولید می کرد . -خالی کردم ..کارت رو کردی پسر وووووویییییی تموم تنم داره می لرزه . .. خوشم اومد حالا آبتو بریز توی کسم .. بریز . تا نریزی کامل نمیشه .. خواهش می کنم .. -به روی چشم .. پریس خوشگله  .. نازت رو بخورم .. ووووووییییییی دستت درد نکنه جیمی .. -اوووووووفففففف چی داری میگی .. با دو تا دستام دو تا گوشای مهیار رو تا اونجایی که می تونستم و زورشو داشتم کشیدم -نهههههههه پریسا داری چیکار می کنی گوشام کنده شد .. من الان دارم با تو حال می کنم و بهت لذت یدم اون وقت تو همش از جیمی که رو کس زنت سواره و زنت که زیر کیر یکی دیگه خوابیده تعربف می کنی ؟ اگه من خودم رضایت نمی دادم الان کجا می تونستی منو بکنی ؟ چقدر از این حالت که مرد ارو به وقت انزال محکم نگه داشته باشم که در یه حالت ایستایی کیر,  آبشونو توی کسم خالی کنند خوشم میومد و میاد . همین کارو هم با مهیار کردم .  دستامو دور کمرش حلقه زدم و محکم اونو به خودم چسبوندم .. نتونست حرکت خاصی رو با کیرش انجام بده ولی اون کیرشو همون جوری که من دوست داشتم ول کرد .. آخخخخخ با جهش آب کیری که آبشو می ریخت توی کسم حس می کردم یه نوری چشا و دلمو روشن کرده .. هووووووووفففففف .. چقدر لذت داره بهم آرامش میده .. مهیار چقدر این آب کیرت زیاده ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی