ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 77

پاورچین پاورچین وارد خونه شدیم . اونا طوری سرشون گرم بود و در حال گایییدن خوار مادر و زن و دختر نوروز خان بودند که اگرم سر و صدای خفیفی کرده باشیم متوجه چیزی نشدن . در هر حال وارد خونه شدیم . ساختمونو دور زدیم و خیلی آروم از یه راه باریکه ای وارد یکی از اتاقایی شدیم که اونا کاملا پشت به ما بوده نتونستن ما رو ببینن . خلاصه رفتیم داخل خیلی آروم حرف می زدم که اونا هم آروم جوابمو بدن .. -بچه ها یعنی آقایون دسته جمعی لخت میشیم .. اونا طوری به هیجان اومده بودند که اصلا به این فکر نمی کردن که پسرام دارن ناموسشونو می کنن . اون هشت نفر رو به راحتی می تونستیم از حاشیه در که یه دو سانتی بازش کرده بودیم ببینیم . ولی مردا اهمیتی به این نمی دادن که زناشون در حال دست وپا زدن و زیر کیر غل خوردنن . حداقل حالا به این فکر نمی کردن . از نظر اونا منو داشتن مهم تر از زنای خودشونو از دست دادن بود . -آقایون چه خبرتونه .. ما تا چند دقیقه دیگه می خواهیم خودمونو آفتابی کنیم . چرا بچه بازی در آوردین . آخه نزدیک بود دست به یقه شن واسه این که بیان سر وقت من و به من حال بدن . اون می گفت اول من , این می گفت اول من .. یکی می گفت من اول چون بزرگترم .. یکی می گفت زن من جوونتره بیشتر به من ظلم شده باید زودتر برم تلافی . تلافی رو بهونه کرده بودند . چهار تایی شون داشتن به جون هم میفتادند . -آقایون امشب تا صبح اینجا بر نامه داریم . می خواهیم بتر کونیم . من به همه شما می رسم . این قدر ندید بدید بازی در نیارین .. یه نگاهی به کیر بر و بچه ها انداختم . نریمان کیر درست درمونی نداشت . . با این حال به نوروز گفتم که دراز بکشه تا برم رو کیرش و به نریمان هم که بزرگ جمع بود و احترامش واجب گفتم که بیاد پشتم قرار بگیره و بکنه توی کونم . رو کیر نووز نشسته  تا وارد کسم شه . شما دو تا ناصر و نیما بیکار وای نایستین . ناصر تو سینه هامو بمالون . نیما تو هم کیرت رو فرو کن توی دهنم که می خوام ساک زدنو شروع کنم .. جااااااااااان چه بر نامه ای بشه . جریان همان طوری شد که من کار گردانی کرده بودم . دستور دادم که در اتاقو باز کنن هر وقت به طور تصادفی دیده شدیم بقیه بر نامه به صورت خود جوش ادامه داشته باشه . به این می گفتن حال کردن . ناصر در حالی که داشت سینه هامو دست می زد منم کیرشو گرفتم تو دستم .. با اشاره مردا رو متوجه کردم که حال کردن خودشونو نشون بدن تا پسرای نامردم صدا رو بشنون . ببینن  که مادرشون هم می تونه بره زیر کیر مردای دیگه همون جوری که اونا ننه دیگرانو میگان یکی دیگه پیدا میشه که ننه اونا رو بگاد . این باید درس عبرتی باشه برای دیگران . برای اونایی که به حق خودشن قانع نیستن و پا رو از گلیمشون دراز تر می کنن .. نریمان : آخخخخخخخخ نوروز پسرم . عجب کونی داره این ازغوان خانوم . از نو منو جوون کرده .. منیژه توی جوونی هاش همچین کونی نداشت . نوروز : واااااااااااااایییییییی اون کس تنگتو .. جوووووووووون  از کس منصوره تنگ تره .. نیما : ساک بزن .. ساک بزن آب کیرمو نوش جون کن . ناصر : بمالون . بمال ارغوان جون کیرمو بمالون . جوووووووووون کیییییییرررررررم وااااااایییییی آبم داره میاد .. نه نههههههه زوده باشه می خوام خالی کنم تو سوراخت هر سوراخی که باشه ... حس کردیم سالن در سکوت فرو رفته .. احتمالا اونا دارن فکر می کنن که گوشه کنارا یه جایی یه فیلمی در حال پخش شدنه .. نیما نزدیک بود آبشو توی دهنم خالی کنه .. ناگهان سر ها به طرف اتاق ما بر گردانده شد .. به مردا علامت دادم که آتیش کنن . حمله موشکی رو شروع کنن . سه تاشون آب کیرشونو توی سوراخام خالی کردند .. نریمان : آخخخخخخخخ جووووووووون .. کون تنگتو قربون . آبمو کشیده وووووویییییی دلم قلبم داره از جا در میاد جاااااااان . جاااااااااااان .. چقدر تنگه .. از کون منیژه خیلی با حال تره .. نوروز آخخخخخخخ آبم داره سر بالایی توی کس خالی میشه .. نیما : نهههههههه دهنت غنچه ای تر ازدهن محجوب جون منه .. واااااااییییی .. ارغوان جون آب کیرم توی دهنت پر شد .. .. زنا جیغ می کشیدند و دودستی می زدند توی سرشون ..نوروز : آهای خانوما قایم نشین .. پسرا م که دیدن طرفشون قایم شدن اومدن سمت من .. -ناصر زود باش من قمبل کردم تو بکن توی کسم .. بقیه مردا هم بیکار نباشن .. -آخخخخخخخخ ناصر بکن بکن .. کسسسسسم می خاره .. پسرا چهار تایی شون مات و مبهوت نگام می کردند .. -پسرا فوتسالو بردین ؟ .....  ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم عالیه دمت گرم

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین گلم .. روزت خوش ...ایرانی