ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماجراهای مامان زبل 98

فرزان و فیروز همچنان مشغول بودند . احترام هم داشت نگاهشون می کرد .. -کامیار تو کارت رو بکن . من که خیلی داغ کردم . هم تماشا کن هم اشی زبلو بکن ..من اصلا از نرمش و ورزش سیر نمیشم . اگه تا اون سر دنیا هم با من ور بری بازم میگم کمه . آخه تو که خودت می دونی چقدر من حشریم . -آره همین چند دقیقه ای که اومدم اینجا متوجه شدم . ولی اون احترام جونی رو که اونجا زل زده و داره به اونا نگاه می کنه عجب چیزیه . یعنی اون فکر کنم خیلی حشرش زده بالا . خوب تونستین مخشو کار بگیرین . -ولی کامی جون . این جوری که بوش میاد اون از اون هفت خط هاست . به نظرم این اونه که مخ ما رو کار گرفته . اگه بدونی اولش چه بازیها در می آورد که می خواست حال کنه . حلال و حرامی جدا می کرد و از این حرفا ... احترام سرشو خم کرده بود با دقت به صحنه عملیات نگاه می کرد که کیر ها جه جوری دارن میرن توی کس و کون ماه منیر و بر می گردن . ماه منیر : احترام جون خوب نگاه کن و ببین می تونی این مدل ورزش رو تحمل کنی .  قسمت بالا رو که می بینی استفاده از آلت نرمش برای داغ کردن قسمت مقعده که چربی های اضافه داخل اون آب میشه .. احترام : مگه من چمه که نتونم مقاومت کنم . اصلا به من اجازه دادی که امتحان کنم ؟ قرار بود .. -باشه احترام جون از من دلخور نباش . این سه تا پسر از اون بچه های گل و نازنین هستن . اگه بخواهیم می تونن با تعداد بیشتری بیان و ما رو سر حالمون کنن . ماه منیر یه حرکتی به خودش داد و خودشو از کیر فرزان و فیروز جدا کرد و اومد به طرف من . راستش من که زیر کیر کامیار حسابی گرم افتاده بودم اصلا حال و حوصله ماه منیر و این که کامیار رو با اون به اشتراک بذارم رو نداشتم ولی چیکار می شد کرد . این آشی بود که پخته بودم و خودمم باید به شراکت با بقیه می خوردمش .. کونمو از پشت به کیر کامیار می مالوندم تا به اون نشون بدم که همچنان نیاز دارم و با اومدن ماه منیر نبایبد دست از سرم ورداره . اونم به خوبی با وظیفه اش که جلب رضایت من بود آشنا بود . -خیلی دوستت دارم . ماه منیر هم حس کرد که با اومدنش مزاحم منه برای همین بیشتر اومد طرف من تا به من حال بده. لبشو گذاشت رو سینه ام و خواست منو سر حالم کنه و منم که دیگه حسابی سر کیف اومده بودم نمی دونستم با این همه هوسم چیکار کنم . کامی کمرمو گرفته بود و با یه سرعت باور نکردنی تند تند کیرشو می کرد توی کونم و می کشید بیرون . -اووووووففففففف پسسسسسسر پسسسسسسسسر منو کشتی .. محکم تر آتیشم کن . منو بسوزون . داغونم کن . قیمه قیمه ام کن .. واااااااایییییییی .. احترام : چی شده تو که ما رو کشتی . اینجا ما داریم ماساژمی گیریم . سکس که نمی کنیم .. این بار من و ماه منیر دیگه نتونستیم جلو خنده مونو بگیریم . حالا نخند کی بخند .. در همین اوضاع و احوال بود که صدای هوس احترام هم در اومد .  اون فقط  ناله می کرد و دیگه مثل من نبود که پی در پی فریاد بزنه بکن بکن کیرت رو محکم تر بزن . شایدم اگه از ما خجالت نمی کشید این حرفو می زد . -جووووووووون جووووووووون .. کامی کسسسسسم کسسسسسسم می خاره .. کیرت رو بزن . آلت ماساژ رو بکوبون به ته کسم . احترام جون یادت باشه فردا از مرجع ستم ستیز مبارزت سوال کنی وقتی کیر میشه وسیله ماساژ اگه آدم لذت ببره و مسئله شهوانی پیش بیاد این حرامه  یا حلال . براش تشریح کن که جریان چیه .. ماه منیر : راست میگه اشی جون . اصلا ممکنه این مجتهد اعلی و اعظم و اعلم و بلغم و شلغم خودش از اون ماساژور ها باشه . قدیم حموم  عمومی مد بود و اینا خیلی خبره اند .. یکی ماه منیر می گفت و یکی من می گفتم . حسابی اونجا رو گذاشته بودیبم رو سرمون و این احترامو پیچوندیم . ما رو کس خل گیر آورده بود . همه کار انجام می داد و مومن بازی در می آورد . یه نگاهی از این فاصله چند متری به اون سه نفر انداخته تا وضعیت کیرشونو ببینم . چقدر کلفت و ملتهب به نظر می رسیدند . این پسرا انگاری زیاد کس نکرده بودند .. ماه منیر : پسرا شما دخترای جوونو ماساژ میدین ؟..فرزان: درصورتی که دوشیزه باشند فقط از راه مقعدی صورت می گیره در غیر این صورت حرامه .. این بار من حرف زدم . -پسرا : آیا مجوز شوهر برای انجام چنین عملی لازمه .. فیروز : البته که واجب شرعیه . ما چون می دونستیم شما بیوه هستید از شما مجوز نخواستیم ...... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی