ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 77

نفس زدنهای نیره به سینا ثابت کرده بود که اون بیش از اونی که فکرشو می کرده داغ و حشری شد ه . همچنان لباشو می بوسید .. کیر همچنان به کس نیره چسبیده بود .. زن دوست داشت زود تر این کیر فرو بره توی کسش . این تابو زود تر بشکنه . این تردید زود تر در وجودش بمیره .. سینا حس کرد که نیره داره کسشو به کیر اون می مالونه . با این حرکتش اونم لباشو بیشتر رو لبای زن مماس کرد و سینه هاشو به سینه هاش چسبوند . دستشو به کیرش رسوند و اونو مثل یه موشک به سمت کس نیره هدف گرفت . حالا سر کیر رو طوری  روی کس زن مذهبی قرار داده بود که با یه حرکت می تونست کیرشو بفرسته توی کس .. نیره فکرکرد که الان قلبش داره از جا در میاد . دیگه تحمل نداشت .. ضربان قلبش خیلی تند و شدید شده بود و سینا اینو به خوبی می شنید . -خیلی خوشگلی خانومی .. خیلی خوش گوشت و خوش بدنی .. این تن و بدن تو حالا حالا ها طالب داره . بهت نشون میدم طعم شیرین لذت و زندگی و هوس رو . حتی می تونی عاشق بشی و خودتو با عشق تسلیم مردی کنی که دوستش داری . فقط شوهرت نباید بفهمه .. سینا دوست داشت نیره رو تا به مرز جنون برسونه و بعد کسشو بکنه . دوست داشت از زبونش بشنوه که کیر می خواد . زن بازم کسشو روی کیر سینا حرکت می داد . -چیه دوست داری کیرمو بکنم توی کست . اگه می خوای بگو .. بگو حرف بزن .. زن دوست داشت پسر با یه حرکت کارو تموم کنه .. می خواست فریاد بزنه . بگه بسه دیگه انتظار .. بگه بسه دیگه تنش در آتیش هوس داره می سوزه .. تمومش کن .. ولی سرشو آروم تکون داد .. -کیرمی خوای ؟ نیره بازم سرشو تکون داد و این بار سینا خیلی آروم سر کیرشو فرستاد توی کس هنوز تنگ زنی که سی سال بود که یک سکس درست و حسابی هم نداشته .. کس نیره غرق عرق بود غرق آبهای هوس . با این حال خیلی تنگ و چسبون نشون می داد . نیره حرکت ملایم کیر رو در کسش حس می کرد . با این حرکت کیر انگار تمام افکار مزاحم و دست و پا گیر از اون دور می شدند . اون حالا فقط به خودش فکر می کرد . حتی داشت با خودش می جنگید که به زمانها و فرصتهای از دست رفته فکر نکنه . کیر سینا رو وقتی در انتهای کسش حس کرد دیگه متوجه شد که به آخر خط غم و آغاز شادی و آرامش رسیده . دستاشو دور گردن سینا حلقه زد . حالا اون خودشو کاملا تسلیم شده می دونست و دوست داشت  با تمام وجودش خودشو در اختیارش بذاره .. یه حس خاصی درش بر انگیخته شده بود . احساس یک تازه عروسو داشت . با همون ضربه اول این  احساس درش به وجود اومده بود . سینا ازش پرسید اگه پشیمونی بکو دیگه ادامه ندم . پسر می دونست جوابش چیه ولی می خواست این جوری جریان رو شیرین ترش کنه و پیروزی خودشو به رخ زن بکشه . نیره دستشو گذاشت پشت سر سینا و این بار لباشو به لباش بست و با یه بوسه داغ و جانانه به اون نشون داد که کسش می خواد و می خاره .. -اوووووووهههههه سینا ..عزیزم هرچی که می گفتی درست می گفتی . من می خوام . می خوام  منو بکن . بکن .. چقدر کلفته .. چقدر حال میده .. چقدر اینو می خواستم و خودم نمی دونستم .. سینا سر و صورت و زیر گلوی نیره رو غرق بوسه کرده بود . بدنشو رو کس نیره حرکت می داد تا ذهنش همچنان  مشغول لحظه های پر تنش هوس باشه .. -اووووووووخخخخخخ بکن .. بکن .. من کیر می خوام .. -نیره جون هیچ کاری بی حکمت نیست . شاید دیر کردی خیر کردی . این کیر جون داره . این کبر خستگی ناپذیره .-آخخخخخخخ آی گفتی .... آی گفتی .. آی گفتی .. بکن .. نشون بده .. بازم نشون بده .. ولت نمی کنم .. ولت نمی کنم .. -ببینم  نیره جون یادت رفت چه سر سختی می کردی . -غلط کردم . بیجا کردم . خیلی اذیتت کردم . جبران می کنم . تو مال منی .. دوستت دارم . -خوشگله .. نکنه می خوای سی سال کم کاری یا بیکاری رو در سی ساعت فعالیت جبران کنی ..-اووووووفففففف تو می تونی .. تو می تونی . کسسسسسسم کسسسسسسسم از کیرت برمیاد . جوووووووون .. خیلی درازه .. خیلی کلفته .. -پس تو فیلم سکسی هم دیدی .. -نهههه چند تا .. تو اگه بخوای دیگه نمی بینم . کیرتو از همه شون کلفت تره .. -در زبون باز کردن که حرف نداره ... پسر این حرفو واسه این زد که می دید واقعا این نیره با همون ضربه کیری اول کاری شده بود و خیلی هم پر حرف و خوش صحبت . .... ادامه دارد ... نویسنده ..... ایرنی