ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 81

این چهار تا زن مارمولک طوری رفته بودن توی فکر که انگاری می خوان آپولو هوا کنن . طوری یکه خورده بودن و مثلا بهشون بر خورده بود که انگاری راهبه مقدس باشن . یه راهبه ای به اونا نشون بدم که اون سرش نا پیدا .. منیژه خانوم که مثلا مامان بزرگ گروه بود گفت من بمیرم یه عمری عبادت کردیم و هدر بره ؟  به طرز عجیبی نگاش کردم که از دید دیگران پنهون نموند . می خواستم به چیزی بگم که شوهرش نریمان خان پیش قدم شد . -سر کار خانوم .. خانوم زاهد و عابد و سجاده آب کش .. زیر کیر 4 تا نامحرم میری عیبی نداره .. جهنم سراغتو نمی گیره حالا می خوای به آشنا ها بدی حرامه ؟ ارغوان جون هر کی  مخالفه می تونه خارج گود بشینه یا بره از تلویزیون فیلمهای کانال جم یا فارسی وانو ببینه . ما این جا می شینیم حالمونو می کنیم . ما باهات کاری نداریم . رو کردم به منصوره و محبویه و محجوبه ..گفتم نظر شما چیه خانوما .. یه نگاهی به هم انداخته و یه لبخندی زدند که حاکی از رضایت اونا یود . فقط محجوبه زن نیما و دختر نوروز گفت که باید هوای بابا بزرگ نریمان رو داشته باشیم که سکس زیاد اونم با جوونا در این سن به نفعش نیست و ممکنه خدای نخواسته سکته کنه .. منیژه : نفوس بد نزن . من خودمم میام تو جمع شما  هوای نریمان جون خودمو هم دارم . -مامان بزرگ منظور خاصی نداشتم -دختر حالا میشه برای چند ساعتی رو به من نگی مامان بزرگ ؟ احساس پیری می کنم . فقط می خوام باشی و قدرت مادر بزرگ خودت رو ببینی . ظاهرا ما اگه می خواستیم در هم شیم زن کم می آوردیم . چاره ای نبود جر این که در چند مورد دو تا مرد برن با یه زن باشن . منیژه به هیجان  اومده بود . بقیه زنا هم همین طور . نریمان یه نگاهی به ناصر کرد و گفت پسرم برای شروع کار برو مادرت رو شاد کن . هیشکی نیست که بهت بگه بالای چشت ابروست من خودم بهت مجوز میدم که این کارو انجام بدی .. ناصر یه نگاهی به مامان منیژه خود انداخت و کیرشو به طرف دهنش برد . اما روکرد به مادرش و گفت -ننه ما رو به خاطر جسارتمون می بخشی . راستش اول می خواستبم کیرمونو فرو کنیم توی دهنت ولی دیدیم که این از پهلوونی و جوانمردی به  دوره که ما یه زمانی شیرت رو خورده باشیم و به اندازه کافی برای ما زحمت کشیده باشی ولی این جوری اول خود خواهانه به فکر خودمون باشیم . -نه ناصر جان راحت باش . همون جوری که انگار تو رو به دهن گرفته بودم و از این سو به اون سو می بردم تا در میون سختیها بزرگت کردم و امروز وضعمون خوب شده ..همون جور کیرت رو هم به دهن می گیرم  ناصر دهنشو به طرف سینه مادر ش نزدیک کرد و گفت به همین سینه ای که حالا شل و ول شده و من از ش شیر خوردم و به اون کسی که منو از شکافش در آوردی قسم تا قدر دانی خودمو ازشون اعلام نکنم کیرمو توی دهنت فرو نمی کنم . -آفرین پسرم . معلومه که تو شیر پاک خورده ای . این مادر و پسر دست از کس شر گویی خود بر داشته . , ناصر رفت سمت مادرش .. دهنشو گذاشت رو یک طرف سینه اش و گفت من از همین جا شیر خوردم باید مراتب قدر دانی و تشکر خود را اعلام کنم .. -پسرم این قدر کتابی حرف نزن و بخورش .. ناصر با هوس سینه های مادرشو می مکید و زن بیچاره از حشر زیاد رو زمین دراز شد . در این مرحله ناصر لاپای مادرشو باز کرد و گفت حالا می خوام یه جایی رو ببوسم و میکش بزنم که از اون  ناحیه اومدم به دنیای روشن زندگی . کس مادرش گنده و تپلو و در بعضی قسمتها آب افتاده نشون می داد . ناصر طوری با هیجان کس مادرشو می خورد و زن هم ناله سر داده بود که همه مون از این عشق و علاقه و هوس میخکوب شده بودیم . پسر دستاشم رو سینه مادر قرار داده اونا رو تو چنگش فشار می داد . یه پنج دقیقه ای داشت کس میک می زد . منیژه دستاشو گذاشت زیر دلش .. هیجان زیاد تپش قلب اونو زیاد کرده بود . ولی به خیر گذشت . اون تونسته بود ار گاسم شه اونم پس از مدتها . بعد از این که منیژه یه دو دقیقه ای رو در خواب و خماری بود یهو مث اجل معلق پاشد و افتاد سر پسرش . اونو خوابوند ودهنشو گذاشت رو کیر چاق و تپل ناصر خان . دهنشو تا حدی که می تونست بازش کرد تا کیر پسرشو بخوره . خیلی بهش حال می داد .. جووووووووون جووووووون مااااااااماااااااان اووووووخخخخخ .. چه قشنگ ساک می زنی . مث حرفه ای های در جه یک امریکا .. منصوره : مامانو درست جنده اش کردی رفتی . اونا جنده بودند و هنرپیشه فیلمهای پورنو . .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم داستانها عالی بودن دمت گرم داداشم واقعا خسته نباشی

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین گل و مهربونم خسته نباشی ...ایرانی