ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 79

می دونم اگه در شرایط دیگه ای بود پسرام اون مردا رو می کشتند ولی طوری مچ اونا رو گرفته بودم که جرات نفس کشیدن رو هم نداشتن .. زنا یکی از یکی مغموم تر اومده بودند .. مرداشون شروع کردن به حرف زدن و بد و بیراه گفتن به خانوماشون . از همسراشون طلبکار نشون می دادن . -جووووووووون خوشم میاد این جوری شما خانوما و شما چهار تا پسرای خودمو سر افکنده می بینم . شاهد باشین که من ارغوان چه جوری زیر کیر پر توان و داغ همسایه های گلم به گاییدن میرم . فقط پسرا یه چیزی رو باید خوب بدونین و تو گوشتون فرو بره که این آقایون خیلی بزرگوارن و رحم دارن که چیزی به شما نمیگن و به من اکتفا کردن . چون از خونواده اونا چهار تا زن بگا رفته ولی اونا فقط دستشون به یک زن رسیده .. نوروز خان : خواهش می کنم ار غوان خانوم . شما به تنهایی ارزش اون چهار تا کوسو رو دارین شایدم بیشتر ... توی دلم گفتم نوروز خان اینم از  حرف زدن توی فرنگ رفته . حالا من به تنهایی شدم به اندازه چهار تا کسو .... خب دیگه کار دنیا بود و نمی شد کاریش کرد باید به حرفای اینا گوش می دادم .  منیژه تازه زبون باز کرد و به پسرش نوروز گفت واقعا خجالت آوره که ابن جوری ما رو مقایسه می کنی با زن همسایه که به تنهایی داره با شما چهار نفر حال می کنه . نوروز این جا لحن تجدد مآبانه خودشو کنار گذاشت و یه لحن لاتی پهلوونی به خودش گرفن -ننه تو رو جون مولا واسه ما یکی ادا بازی در نیار . حیف که ننه مایی و آقاجون صاحب اختیارته و احترام ننه بر پسر واجبه وگرنه می تونستم چفت دهنمو وا کنم و تا دلم بخواد به تو حرف بزنم ولی اینو که با جفت چشام دیدم که می تونم بگم . می تونم بگم که با تخم چشام دیدم که  جنابعالی زیر کیر این آقایون قرار داشتی و حسابی داشتی حال می کردی .. ننه  اگه ما تو و بقیه رو این جور نمی دیدیم امکان نداشت دست از پا خطا کنیم و رو کون ناموس مردم سوار شیم . نمی دونم ننه تو و بقیه خانوما به کی رفتین که این جوری از آب در اومدین . مگه ما از کیرمون کم واستون مایه گذاشتیم ؟ روکردم به نوروز خان و گفتم حالا ناراحت نباش ارغوان برای این اینجاست که از دل شما در بیاره که به شما بگه اگه پسرای نامردم در حق شما نامردی کردند ارغوان با این که یک زنه می تونه جوانمردانه در اختیار و خدمت شما باشه .. نوروز : فدای مرامت ارغوان پهلوون .. یه اشاره ای به نوروز زده و اون کف زمین دراز کشید ..رفتم رو کیرش دراز کشیدم . حس می کردم به نوروز خان بیشتر از همه فشار اومده و دلش شکسته .. آخه زن و مادر و دختر و خواهرش رفته بودند زیر کیر بچه هام وباید بیشتر با اون مدارا می کردم و از دلش در می آوردم . رو کیرش نشستم .. -آقایون شما سه نفر دیگه یه جوری با هم کنار بیاین که کدومتون اول بذارین توی کونم . نریمان خان ببخشید اگه در این شرایط که بقیه حضار شاهد این صحنه های تاریخی و به یاد ماندنی هستند اول رو کیر نو روز خان نشستم . امید وارم بی ادبی نشده باشه .. -دخترم این حرفا چیه من و نوروز نداریم . من و پسرم خوب می تونیم با هم راه بیاییم . نریمان به نیما که شوهر نوه اش بود گفت که می تونه کیرشو فرو کنه توی کون من .. کیر نوروز بود توی کسم و می خواستم که  اون سه تا رو هم یه جوری تنظیمشون کنم که دور و بر بدن من مستقر شن . اون هشت نفر لالمونی گرفته بودند . جالب اینجا بود که صحنه رو نگاه هم می کردند . فقط اشکان دستاشو گرفته بود میون صورتش انگاری همچنان اشک می ریخت . -جووووووووون اوووووووفففففف نیما جون یواش تر .. درسته که سنمون بالاست ولی به اندازه زن بیست ساله تو محجوبه خانوم کونمون تنگه .. من که عادت نداشتم کون بدم .. ولی زن تو زیر کیر چهار تا پسرام چه دست وپایی می زد .. جاااااااااان اوووووووهههههه یواش تر یواش تر ... ناصر اومد طرف دهن من .. کیرشو که دیدم اشتهام باز شد . دهنمو تا جا داشت بازش کردم .  هیجان پشت سر هیجان .. اشتهام حسابی باز شده بود .. دلم خنک شده بود . باید تا اونجایی که می تونستم حال پسرامو می گرفتم . برای من مهم نبود که زنای جنده و ناموس این چهار تا همسایه چه حالی پیدا می کنن . برای من پسرای خودم مهم بوده که یه درس خوبی به اونا بدم و می دونم همین که حرف بزن نبودن از هر درسی براشون بالاتربود . دستمو رسوندم به کیر نریمان تا از این کیر چهارم هم نصیبی برده باشم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی