ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 59

من و هما طوری به سمت رویا و اشکان حرکت کردیم که سرهای  زن و شوهر  در کنار هم قرار گرفت .. اونا حالا خیلی راحت تر از قبل چش تو چش هم دوخته بودند و انگار به شرایط موجود عادت کرده بودن . اشکان : رویا جون تو سختت نیست ؟ هما : تو چی عزیزم . می بینم که خیلی داری حال می کنی . .. -ولی تو یه لذت دیگه ای به من میدی عزیزم . هر چی باشه تو زنمی .. دوتایی شون با نگاههایی عاشقونه رفته بودن توی حس . در حالی که کیر اشکان توی کس رویا قرار داشت و کیر من هم توی کس هما .. یعنی زن و شوهر کیر و کسشون با یه کیر و کس غیر خودی در گیر بود .. و این طور با هم احساس صمیمیت می کردن . یعنی منم اگه یه روزی از دواج کنم می تونم این شرایط رو برای خودم رقم بزنم . نه .. من که این فکر رو نمی کنم . هر گز . اصلا زن نمی برم . یا اگه ببرم اونو در گیر این ضربدر بازیها نمی کنم . اشکان : هما من خودم شنیدم که تو به ایمان می گفتی کیر تو یه چیز دیگه ایه .. -خب این واقعیت قضیه هست ولی حقیقت مسئله اینه که من تو رو دوست دارم و عاشق توام . می خوامت . من و تو با عشق ازدواج کردیم و این که آینده رو با هم بسازیم . چه شاعرانه شده بود . باورم نمی شد که شرایط ما به این صورت در اومده باشه . لذت می بردم از این که اون دو تا این جوری دارن با هم حال می کنن . زن و شوهر  لباشونو رو لبای هم قرار داده بودن و در حال بوسیدن هم به شدت هیجان زده شده بودند . چه صحنه زیبایی . چند نفر داشتند از این لحظات منحصر به فرد و رویایی که نمی شد حدس زد کجای کار برای اونا لذت بخش تره فیلم می گرفتند . آخه جریان این بود که از پچ پچ بعضی ها می شد فهمید که نظرات بر دو دسته بوذه . یه عده می گفتند این دو تا از عشقی که به هم دارن رفتند توی حس سکس و دارن از بدن یکی دیگه لذت می برن .. یه عده می گفتن به خاطر لذتی که از سکس با غریبه می برند و این طور به هیجان اومدن وقتی می بینن که دو تایی شون از این وضع رضایت دارن  با یه حس حق شناسی و تفاهم و درک متقابل از هم دچار یه حالت و آرامشی شدن که عشقشون گل کرده . .. خلاصه به این میگن اوج لذت که طرف کسش مال یه مرد دیگه باشه و لباش مال یک مرد دیگه . اونا سرشون رو زمین در کنار هم قرار داشت که لباشون رفت رو لبای هم . من و رویا هم که در کنار هم و حالت قمبلی سوار بر طرفمون , داشتیم به پیروی از اونا لبامونو رو لبای هم قرار می دادیم تا لذت این کا رو ماهم بچشیم .. راستی راستی اینم واسه خودش یه کیفی داشت . لذتها تقسیم شده بود . این جوری همه مون در حال رسیدن به اوج بودیم . من کیرمو از روبرو محکم تر به کس و ته کس هما می کوبیدم .. هما در حال بوسیدن شوهرش داشت ناله می کرد . ناله های هوس اون زندونی لب و دهن شوهرش می شد و من از این لذت می بردم که اونو در کنار شوهرش دارم می کنم و دارم ارضاش می کنم . یه دستم رو سینه رویا بود و دست دیگه ام رو سینه هما . لذت پشت سر لذت .. انگشت کوچیکه دستمو فرو کردم توی کون هما و با سوراخش بازی می کردم . این حرکتم باعث شد که دیگه نتونم رویا رو ببوسم ولی تصمیم داشتم که زود تر هما رو به ار گاسم برسونم تا نشون بدم به شوهرش که من چه قدرتی دارم و پیش هما هم سر بلند شم . چه کیفی می داد و چه لذتی داشت . . هما طوری به هوس اومده بود که حالا دوست داست خودشو کاملا وقف من کنه .. اونم لباشو از لبای همسرش جدا کرد . به اندازه کافی حس گرفته بود . الان دیگه وقتش رسیده بود که تمام حسشو از کیر من بگیره . دقایق زیادی بود که اونو در همین حالت طاقباز می کردم . کف دستمو محکم می زدم به روی کس هما . خوشم میومد ورم روی کس اونو می دیدم لذت می بردم . - اووووووووهههههه ... کسسسسسسم کسسسسسسسم .. بکش کیرت رو به سمت بالا .. خیلی می خاره ایمان جون کسسسسسسم می خاره .. می خواد کیرت رو می خواد . جووووووووون .. بکن منو .. بکن .. عزیزم اشکان جون منو ببخش .. الان در یه حالتی هستم که .. -می دونم عزیزم که حالا نمی تونی بیای سمت من . خوش باش ما اومدیم اینجا که لذت ببریم . الان رویا جونم تا بتونه به من حال میده . -اشکان جون .. خوب از کس تنگ هما جون محافظت کردی .. خیلی خوب و ناز و ملوس نگهش داشتی که من دارم ازش لذت می برم . حس کردم که اشکان یه جوری شده .. منم از این که اون حرص بخوره کیف می کردم ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی