ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 37

با این که حالیش نمی شد چی دارم میگم ولی همچنان دوست داشت براش عشوه گری کنم و با حرفام دلشو ببرم . با حرکات کونم حالیش کردم که باید تند تر منو بکنه . کیر کلفت و درازش لذت و هوسو از همون ته کس من می کشید و می آورد به لبه ها و دوباره اونو فروش می کرد تا به انتها . -اوووووخخخخخخ جیمی عزیزم .. آخخخخخخ .. آبمو بیار .. راضیم کن .. خودمو محکم به زمین فشردم .  ضربات کیر اون هم بیشتر بدنمو به زمین مماس می کرد . حسابی داغ شده بودم . -اووووووووخخخخخخ جیمی بکن .. بکن .. کیرت رو توی کسم بپیچون .. خودم کونمو دور کیرش می گردوندم . حس کردم که در چند متری ما یکی داره ما رو می بینه . شاید از مردای خد متگزار همون اطراف بوده باشه . بذار حال کنه . بذار کون پریسا رو ببینه و با اون کیرشو دست مالی کنه . من که فعلا مال جیمی خوشگله خودم هستم .. آخخخخخخخ جووووووووون .. چه کیفی داره . چقدر طبیعت اینجا کارت پستالی و زیباست . درختان نخل دو طرف استخر .. کاج های مطبق ... گلهای زیبا و صحنه های سکسی دور و برش .. منو به وجد آورده بود . جیمی دستشو گذاشت زیر بدنم . دو تا دستشو به صورت حلقه در آورد تا نیمتنه منو کمی بالا بیاره . وسط بدنشو هم بیشتر به کونم چسبوند و با حرکاتی انفجاری جیغمو در آورد . تمام سر ها متوجه من شده بود . پریزاد و پریناز چه سوتی می کشیدند . از این که می دیدند دیگه خواهرشون از  فاش شدن زیر کیر دیگران بودنش ترسی نداره کلی خوشحال شده بودن . مهدیس کف می زد .. و بدن خوشگل و هوس انگیز من ,  جیمی رو از حال برده بود . اون خودشو به آب و آتیش می زد تا منو ارضام کنه . یه لحظه ریزش داغ آب کس  گرممو حس کردم که به اندازه فراوون داره از دور و بر کسم می ریزه پایین . می دونستم کیر جیمی هم داغی اونو حس کرده بود .  لحظاتی بعد خودمو بر گردوندم تا اون از روبرو به کردنش ادامه بده .. ارضا شده بودم ولی وقتی کیرشو توی کسم حس می کردم بازم دلم می خواست.  این بار طاقباز شده چهره خوشگلشو می دیدم که رو من سوار شده . کیرشو از زیر می خواست فرو کنه توی کونم . ولی من دستشو دورش لول کرده و بازم اونو سمت کسم فرستادم . هنوز کسم طالبش بود .. -جیمی جون خوب که حال کردم  میذارم با کونم حال کنی . قمبل می کنم بذار تو کونم . نمی دونم تا چه حد متوجه شده باشه ولی اون مثل یه بچه حرف گوش کنی که مامانش بهش وعده بستنی میده و منم وعده کون ,  کیرشو از روبرو گذاشت تا انتهای کس من -جیمی بزن دوباره خوشم اومده .. لبامو باز و بسته می کردم . ازش می خواستم منو ببوسه .. دیوونه اول حالیش نشد که چی میگم کیرشو کشید بیرون و اونو می خواست فرو کنه توی دهنم .. -من باید مغز خر بخورم تا حالیت کنم .  .. یه دادی سرش کشیدم که دوزاریش افتاد و کیرشو دوباره کرد توی کسم . مجبور شدم دستشو دور گردنش حلقه زده لباشو ببوسم . حالا دیگه پر حرارت هم با لباش و هم با کیرش به من انرژی می داد و با سینه های سفیدی که به سینه هام چسبونده بود و لذت منو زیاد می کرد .. . برو بچه های دیگه خودشونو به ما نزدیک کرده بودن و می خواستن که خودی نشون بدن .. پریزاد :اووووووووو اکی ... پریناز : نمردیم و حال کردن خواهرمونو دیدیم . به این میگن کیف کردن .. آخخخخخخخخ پریزاد من دوباره هوس کردم . خوشا به اقبالت پریسا . ای کاش من هم پریسا بودم .. در همین لحظه کیوان هم سرشو  گذاشت وسط دو تا گردن دو تا خواهران ورو شونه شون و گفت ای کاش من هم یک جیمی بودم . الان پریسا دیگه ما رو تحویل نمی گیره -ببین چیکارش کردی که تو رو نمی خواد . -نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار .. پریزاد دستشو رسوند به کیر کیوان و گفت من خودم کنیزشم .. -پرنسس منی .. سعی کردم حواسمو ببرم به کیر جیمی .. حس کردم دارم دوباره ار گاسم میشم . بی اراده و بدون شرم از بقیه فریاد می زدم جیمی زود باش داره میاد .. مهیار که اون نزدیکی بود و یه چیزایی از انگلیسی سرش می شد یه چیزی به جیمی گفت و اونم پاهای کشیده منو انداخت رو شونه هاش . و گازو زیاد کرد .. -نههههههههه نههههههههه .. منو بگیرین .. کمک ..کمک .. کیوان می خواست کیرشو بیاره سمت من و یه حرکتی کرد که متوجه شدم می خواد اونو فرو کنه توی دهن من .. که مهیار دستشو کشید و گفت جیمی ناراحت میشه .. اون وقتی که داره یکی رو می کنه اگه بهش علاقه مند باشه دلش می خواد فقط خودش اونو داشته باشه . حداقل جلو چشاش با کس دیگه ای سکس نکنه و برای مدتی نسبت به اون احساس مالکیت کنه معلوم نبود این مهیار چی داره میگه . جیمی غلط کنه مالک من باشه . من اونو بازیش میدم . آبم داشت میومد . جیمی اینو حس کرده بود .. -بکش بیرون .. آب کسم با فشار می خواد بیاد .. مهیار به جیمی فرمون داد و اونم وقتی کیرشو کشید بیرون طوری که انگار شاشیده باشم آبم فوران کرد و صورت چند تا از مردا و زنای حاضر در اونجا رو خیس کرد . مردا طوری لذت برده بودند که با دستاشون این تیکه از صورتشونو لمس می کردن . .. منم خیلی خوشم اومده بود .. به ناگهان یه آهنگی شروع شد به پخش شدن .. مهدیس : اوخ جون آهنگ استریپ تیزه . جیمی خیلی خوشش میاد. پریناز : چی داری میگی ما که کاملا لختیم مهدیس -باشه همین جوری کونمو نو تکون میدیم و بدون لباس مردا رو مخصوصا جیمی رو هیجان زده می کنیم . خیلی خمار بودم . نمی تونستم چشامو باز کنم . فقط زنا رو دیدم که از اون فضا دور شدن و شروع کردن به رقص های وسوسه انگیز .. باسنشونو کسشونو تکون داده حواله مردا به خصوص جیمی می کردند .. همه شون دور و بر منو خلوت کرده و منم حرصم گرفته بود . اون سه تا زن خیلی تحریک آمیز کار می کردن . من اگه می خواستم پا شم و دل مردا رو ببرم دست همه شونو از پشت می بستم .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی