ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 18

ولی بیشتر نگاهها متوجه سامان و سلنا شده بود .عروس امریکایی خونواده  رو یکی از این تخت ها دمر کرده افتاده بود و پدر شوهرش سامان کیرشو فرو کرده بود توی کس سلنا و دو تا پنجه هاشو هم گذاشته بود رو دو تا قاچ کونش . طوری که وقتی صحنه از مانیتور بزرگ سالن در حال پخش شدن بود عرفان به خوبی اثر پنجه های سامانو بر روی کون عروس اون مرد  می دید . مثل حریص ها و تا به حال کس نکرده  این سامان داشت سلنا رو می گایید از اون طرف هم سمیر افتاده بود به جون مادرش سحر .. -آخخخخخخخخ عزیزم عزیزم . نکنه تلافی پدرت رو که داره زنتو می کنه داری سر من در میاری .. -نههههههه چی داری میگی مامان ,  من دارم با تو حال می کنم . -اووووووخخخخخخخ فدای توبشم عزیز دلم که سنم داره میره بالا تو هنوزم ازم لذت می بری . -مامان هر گلی یه بویی داره . گل هم همون گلهای قدیم . ببینم تو هم شوهرت داره زنمو می کنه . پس  میشه گفت تو هم می تونی بیای با من .. -هر چی تو بگی.. دلم می خواد منو بزنی منو کبودم کنی . موهامو بکشی .. خوشم میاد لذت می برم .. -اووووووففففففف سحر جون مامان خوشگله من چرا لذت می بری ؟.. -نه این که هر کسی با من این کارو انجام بده لذت ببرم . خوشم میاد که تو این کارو با من بکنی . پسر گلم با من این کارو انجام بده .  فکر کنم اگه بعضی از زنا از هارد سکس خوششون میاد اونم در حد مختصر به خاطر این باشه که وقتی می بینن طرفشون اون قدر حریصه که دیگه خودشو به آب و آتیش می زنه اونا هم  حشرشون می زنه بالا . بیشتر تحریک میشن .. تو چی دوست نداری با مامانت این رفتارو  داشته باشی ؟-خفیف چرا .. ولی دلم نمی خواد دردت بیارم -شروع کن .. عزیزم . کسم داره می خاره . من هوس دارم . تو رو می خوام تو رو می خواد . ولم نکن .. سحر فتنه گر سمیر پسرش یا شوهر سلنا رو در آغوش کشید . سمیر آروم آروم موهای مادرش سحرو می کشید ..بعد با نیروی بیشتری این کارو انجام داد . انگشتشو کرد توی سوراخ کون مادرش و کیرشو یه ضرب گذاشت توی مقعدش .. -آیییییییییییی وااااااایییییییییی ... کشتی منو .. بکن .. بکن .. بزن .. یکی دیگه .. تو مال منی سمیر .. بگو منم مال توام .. .. عرفان دیگه از حال رفته بود . به نظرش میومد که این زن سحر باید هم سن مامانش باشه و همین طورم بود .. آخخخخخخخخخ چه حالی میده .. یعنی اگه مامانمو بیارم توی این جمع ..اون وقت تمام مردا باهاش حال می کنن ؟ در عوض من میرم با تمام زنا حال می کنم . یه مامان میدم هشت ده تا زن می گیرم . یواش یواش داشت مطمئن می شد که اینجا بر نامه تجاری نیست و احتمالا یه جورایی دارن حال می کنن . -اوووووووفففففف سمیر سمیر .. کسم داغ شده .. -مامانی مث یه حلوای داغ و شیرینه .. -ببینم تشبیه بهتری نداشتی که بکنی ؟ ... اون طرف سلنا  به کیر پدر شوهرش عادت کرده بود . یواش یواش یه چیزایی دستگیرش شده بود . وقتی  جمعیت به اون عظمت رو دید که دسته جمعی مشغولن دیگه حساب کار دستش افتاد . با واژه های انگلیسی و فارسی دست و پا شکسته از سامان می خواست که اونو به ار گاسم برسونه .. سامان به وجد اومده بود .. چند ضربه چکشی و سریع که سامان از بالا بر کس سلنا فرود آورد طوری از هوس داد دختره روبرد بالا که یه لحظه سامان دستپاچه شد ولی سلنا که یک ارگاسم طولانی و لذت بخشو پشت سر می ذاشت دستشو ازپشت طوری دور کمر پدر شوهره قلاب کرد که آب کیر سامان در جا توی کسش  خالی شد . -جوووووووووون .. جوووووووووون .. چند جهش آب کیر سامان کافی بود تا کس سلنا سرشاراز آب کیر سامان شه . -آتیشه آتیشه ..آتیش .. ..دقایقی بعد که یه سری کارشون تموم شده بود سامان و سپیده و سیامک سه تایی خواستن که یه حال سه نفره ای با هم داشته باشن . پدر و دختر و پسر .. سپیده : خوشحالم که بابا سیامک منم طوری هیجان زده شده که می خواد به پسر و دخترش افتخار بده .. رفت طرف کیر پدرش و اونو گذاشت توی دهنش . خوب که شقش کرد به سامان گفت که بره زیرش دراز بکشه . سوسن که از دور صحنه رو دیده بود از رو کیر سروش پا شد و به سمت اون سه نفر دوید . سیامک : عزیزم واسه چی اومدی . ما می خواستیم سه نفره حال کنیم -چه ایرادی داره چهار نفره حال کنیم ؟ ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی