ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرجایی 106

می دونستم باید چه جوری حس بگیرم . قبلا با این حالت آشنایی داشتم . یه زن هرزه هم گاهی وقتا دلش می خواد . به خاطر خودش سکس کنه . بار ها و بار ها پیش اومده بود که می خواستم که از مردی که با هاش سکس دارم لذت ببرم . حتی حاضر بودم که چیزی ازش نگیرم ولی نیاز مالی این اجازه رو به من نمی داد . گرمای صورت و لب و و چونه  شاهین منو حسابی سر حالم کرده بود . حس کردم دارم می سوزم . آتیش می گیرم  . کونمو بازش کرده بود  یه حرکتی به سرش داد و چونه اشو به سمت پایین کشوند . تیزی چونه رو روی کس قرار داد و باهاش بازی  می کرد . گاه می رفت  بالا تر واونو روی سوراخ کونم می کشید . هر ثانیه هوس بیشتری دامنمو می گرفت . خیلی راحت خودمو وارد دنیای آرامش و خلسه کرده بودم . می خواستم برای خودم زندگی کنم . شقایق به هیچی فکر نکن . حالا که اون راجع به تو این طور فکر می کنه سعی کن خودت باشی . خودت باشی و زندگی خودت رو بکنی .  اون جوری که تو نیلوفر رو شناختی هیچوقت راضی نمیشه که تنهات بذاره به همه چی پشت و پا بزنه .. شاهین  دستاشو  گذاشت رو شونه هام . آروم و خیلی نرم شروع کرد . ازش خواسته بودم که تنمو مالش بده . رگامو بازش کنه . تا خون هوس بیشتر به جریان بیفته -فدای هوست شقایق . خوشم میاد یه جنده رو به هوس میارم . -بگو عزیزم بگو .. بازم به من بگو جنده .. ولی من جنده توام . مال توام . فقط در اختیار تو .. اختصاصی برای تو . اگه بدونی به هیشکی دیگه نمیدم و فقط پس از مدتها اومدم که در بست مال تو باشم .. اون به کمرم چنگ انداخته بود . سینه هامو از پهلومی مالوند . .. دستمو خیلی آروم گذاشته بودم روی کسم . طوری که نخواستم اون بفهمه . آخه اون رو قسمتای دیگه بدنم بود و داشت با اون ور می رفت . هیجان و گرمی نفسهاشو حس می کردم . دلم می خواست همه جا مو ببوسه . لباشو بذاره رو لبام ..رو نوک سینه هام . با این حس آشنایی داشتم . حس زیبای سکس  در طول سی سال هماغوشی با مردان . مردانی که به احساس و اندیشه و درون زن فکر نمی کنند و همه چی رو در این می بینن که لذتی ببرند و  لحظه ها رو به امید لحظه های پایان پذیر دیگه ای بکشند . نمی دونم چرا انسان از مرگ لحظه ها پند نمی گیره . خودمنم یکی از اونا هستم .. دلم می خواست کیرشو زود تر فرو کنه توی کسم . کف دستشو گذاشته بود لای پام و با حرکات انفجاری خودش صدامو در آورده بود . اولش از سارا خجالت می کشیدم .. سارایی که مثلا براش کار جور کرده بودم یا می تونستم جور کنم ولی خودم ازش خواسته بودم که برام یه مرد گیر بیاره که با هاش حال کنم ولی بعد که خوب فکر کردم  به یاد آوردم من و اون رفیق فریاد های هم بودیم . بار ها پیش اومده بود که دو تایی مون رفته بودیم سراغ یک مرد .. کیر اون مرد حتی از کون یکی از ما که بیرون کشیده می شد اون یکی کیر رو فرو می برد توی دهنش و اونو ساک می زد . دیگه نمی گفت که این کیر وارد کون بوده و ساک زدن اون اونم توسط یک نفر دیگه چندش آوره .. -آخخخخخخ ... پسر پسر کسسسسسم .. خوبه خویه مالوندن من با دست دیگه کافیه . حالا وقتشه که با کیرت منو بمالونی . وقتشه که با کیرت شلاقم بزنی . -دستور بده شقایق قشنگم . همه جای تنت سرخ شده . سرخ سرخ . -آره عزیزم خورشید هوس خورشید وجود تو به روش تابیدن گرفته .. تو رو می خواد .. کیرشو گذاشت رو کمرم .. چقدر داغ بود . دو تا پاشو از پهلو هام رد کرده وبا  یه حالت نشسته رو کمرم قرار گرفت بدون این که فشاری بر من وارد کنه فقط کیرشو روی تنم حرکت می داد . مثل این که می خواست من حرارت و التهاب اونو حسش کنم . بیشتر تمنای اونو داشته باشم . التماسش کنم . ازش بخوام که زود تر کارشو انجام بده . شاهین خوشش میومد .. -پسر این قدر معطل نکن .. زود تر .. به دست و پات بیفتم تا خودم کیرت رو بکنم ؟. کیرشو گذاشت رو شکاف کسم . تنه شو رو همون قسمت طوری فشار می داد و به اون وسط چسبونده بود که هر دو تا سوراخ من با کیر در تماس بود . کیرشو از اون حالت در آورد و در یه حالت گارد گرفته و تهاجمی سرشو به کسم چسیوند .. -ببین چقدر کسم خیس و تشنه کیرته .. یه چیزی بگو این قدر ساکت نباش . بگو که تو هم خوشت میاد بگو که لذت می بری .. -آرررررره منم خوشم میاد .. لذت می برم . حرف نداره هیکلت .. بیست بیسته ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی