ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 90

-آخخخخخخخخ عزیزم .. یه خورده تکونش بده می خوام بیشتر لمسش کنم . نههههههههه ..یواش تر .. نرم نرم بذارش تو بکشش عقب . این جوری خیلی عالیه . خیلی بهم حال میده . ولم نکن .. حرکتش بده .. ولش بده .. -تو هم قرش بده .. کونمو یکی دو دور گردوندم و بهش گفتم این طور چه طوره -همونیه که بر دیا می خواد .. هوسمو بازم اوج گرفته بود و ازش می خواستم که کمونمو مثل یه کس بگاد -نه عزیزم من این کارو نمی کنم . دلشو ندارم که اذیت شی . نمی خوام که دفعه دیگه که کیرمو فرو می کنم توی کونت همراه با دردت باشه . -ببینم خوشگل پسر .. غصه خودت رو می خوری یا غصه منو ...-غصه هر دوتا رو .. -مثل این که داریم به بعد از ظهر می رسیم .. -نمی دونم یه تماس با مهرداد بگیرم که اگه خونه نمیاد به جاش تو پیش من بمونی . این جوری خیلی حال میده . .. نمی دونم چرا گوشی رو بر نمی داشت . -بردیا گوشی رو نمی گیره .. خیلی دلم می خواد با هم بریم یه جایی و حداقل یه روزو با هم باشیم . -مطمئنی که دلتو نمی زنم؟ . . -تو اگه دلمو بزنی اون کیر کلفتی رو که توی کونم فرو کردی دلمو نمی زنه .. دلم نمی خواد اینو ازت بخوام ولی هر جوری که حال می کنی منو بکن کونمو بکن .. سوراخامو بکن .. و بهش آب برسون که خیلی هوای آب تو رو کرده .. -بگو من بدون این و تو چیکار کنم -شیطون همون کاری رو که تا حالا می کردی .. با دخترای دیگه -ولی تو یه چیز دیگه ای .. اووووووخخخخخخخخ اگه بدونی که من  چه حس خوبی دارم . وقتی آدم یه چیز عالی رو شکارش می کنه .. چیزای متوسط و خوب  دیگه چنگی به دل نمی زنه . -چه خوب  تشبیه می کنی . حالا مثل یه بچه آقا کارت رو بکن .. -زوده .. زوده ..طناز -طناز فدات .. لحظه های من کنار تو مثل نسیمی میاد و میره .. -برای من مث یه طوفانه .. طوری اسیر شهوتش شده بود و سوراخ تنگ کونم اونو داغش کرده بود که با چند حرکت ملایم داغی کیرشو ریخت توی کونم .. -آهههههههه پسر پسر بکش بیرون و بیا منو ببوس .. بغلش کردم . دلم می خواست تا ساعتها اونو همین جور سفت و سخت نگهش می داشتم . چه حالی کردم من .. دیگه وقت خداحافظی بود . نمی دونم چرا حس می کردم که به این زودیها دیگه نمی بینمش . شاید دوباره بذاره بره خارج از کشور . بهتره به چیزی که نمی تونه مال من باشه وابستگی نداشته باشم . یاد تز بعضی از این آقایون افتادم که معتقد بودن که وقتی با یک زنی غیر از همسرت سکس می کنی سعی کن یک یا دو وعده بیشتر این کارو انجام ندی بهش وابسته نشی همین برای تو دردسر درست می کنه . با این حرفا  و خیالات داشتم خودمو تسکین می دادم . با این افکار باهاش خداحافظی کردم . .شب جمعه بعدش خونه دایی مهرداد دعوت بودیم . بچه هاش یه شش ماهی می شد از اروپا بر گشته بودند و خلاصه اون روزا میون فامیلای مهرداد مد بود که هر کی می خواد بره خارج یا بر گرده یه دعوتی بده . بعضی جا ها هم سلیقه ای بود . حالا این دایی جان دستش به دهنش می رسید و می خواست همه دور هم باشیم .. دوروز قبل از مهمونی رفته بودم خونه یکی از دوستام که اتفاقا با آیلین دختر دایی مهرداد همکلاس بود .. یه وسیله آرایشی ازم خواسته بود که باید بهش می دادم . مهسا هم مث من ازدواج کرده بچه نداشت و اتفاقا اونم در دعوتی شب جمعه ای دعوت بود . وقتی وارد اتاق خواب مهسا شدم رو دیواری که تختشو به اون چسبونده بود یه تکمه کوچیکی رو فشار داد و یه تیکه از اون قسمت دیوار بر عکس شد و یه تابلوی بزرگی  که عکس بر هنه اونو از روبرو نشون می داد جلب توجه می کرد .. سینه های درشت و کس برق انداخته اش .. موهایی که رو شونه هاش ریخته بود .. یه نگاه به صورتش انداختم ... -مهسا این چقدر زنده و طبیعیه .. آدمو به یاد کارای داوینچی میندازه .. هرکی این تصویرو کشیده خیلی زیبا کشیده .مهسا  انگار رو صندلی نشسته بود و پاهاشو به دو طرف باز کرده بود . -حتی تاتوی تو با این تصویر مو نمی زنه .. ببینم از روی عکس که نکشید .. -نه من نشسته بودم و اون کارشو انجام می داد .. ولی طناز اگه بدونی کی این کارو کرده ؟.. -من چه می دونم . من چهار تا نقاش تاریخو می شناسم که همه شونم مردن ... -آیدین و آیلین این کاره ان . البته داداشه کارش خیلی بهتره .. ولی شوهرم امیر فکر می کنه  این نقاشی کار آیلینه . دوروزی که شوهرم بود مسافرت آیدینو آوردم این جا .. هر وقت می خوام با امیر سکس کنم این نقاشی رو روبروش قرار میدم . اونو خیلی حشری می کنه . -ببینم این مدتی که آیدین رو تصویرت مشغول بود تحریک نشد یا شیطون گولش نزد ؟ -نه براش عادیه .. ازبس  تصویر زنا و دخترای زیادی رو به همین صورت کشیده .. نقاشی غیر سکسی که لباس هم تنت باشه انجام میده . ولی تو ایران خودمون همه ندید بدیدن دیگه .. یک کار نو و هیجانی که می بینن رحم نمی کنن . ولی دو سه نفر دیگه رو که می شناسم اونا هم رفتن پیش آیدین .. یک نفر که مومن تر بود از آیلین خواست که واسش ردیف کنه ..-تعجب می کنم چه طور تحریک نشد ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی