ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 20

عرفان پسر خیلی خوش سر و وضع و خوش هیکلی بود ولی کمی هم خجالتی بود . چند بار مادرش فیروزه بهش گفته بود که اگه دوست داره می تونه بیاد و ردستش آرایش زنونه رو یاد بگیره و دستیارش بشه . البته زمانی که فشار درساش کمتره .. و مثل تابستونا که بیکاره ولی عرفان قبول نکرده بود . حالا می تونست  قبول کنه .. الان هم که تا چند ماه دیگه درسی نداشت .. هیجان زده شده بود . نگران بود از این که نکنه اونا یه آرایشگر دیگه برای خودشون گیر بیارن . دیگه از حال رفته بود که این همه کس و کون و سینه های رنگ و وارنگ می دید و نمی تونست از اونا  بهره ای داشته باشه . چی می شد ما هم می تونستیم چند دقیقه ای یکی از این کس ها رو می زدیم . فقط باید شاهد این باشم که یکی از این ور میره اون ور و یکی از این ور میاد این ور .. آخه چی به من می رسه .. دختر امریکایی رو دید که رفته بود با سپهر و ستاره و سحر حال کنه .. سلنا عروس سحر بود و در واقع سپهر و ستاره می شدند  پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری سمیر شوهر سلنا .. سپهر به طورمتناوب و پی در پی کیرشو از کس زنش بیرون می کشید و فرو می کرد توی کس دخترش و بر عکس .. حس کرد خسته شده ولی وقتی سلنا رو دید که اومد سمت اونا یه هیجان خاصی بهش دست داد و حس کرد که کیرش یه نعوذ و سختی خاص دیگه ای رو پیدا کرده . از ترس این که نکنه سلنا از یه مسیر دیگه بره و سرش بی کلاه بمونه کیرشو از کس دخترش سحر کشید بیرون و در جا کمر سلنا رو چسبید . سلنا یکه خورد ..-واااااااووووووو...واوووووووووووو... نوووووووونوووووووو  -یسسسسسس بسسسسس .. بده اون کست رو از بس کس ایرونی آب افتاده گاییدیم خسته شدیم .. ستاره : آهای مرد چی داری میگی ؟ به کس من میگی آب افتاده ؟ -من کی همچین حرفی زدم زن . این همه کس اینجاست . تو چرا به خودت شک می کنی ؟ کس به این تر و تازگی اصلا نشون نمیده شصت و پنج سال از عمرش می گذره .. -خیلی مار مولکی سپهر .. الان میرم پیش نوه هام تا بببنی اونا چقدر با لذت و با اشتیاق میفتن روش . همین طورم شد .. سهیل و سمیر دو تایی مادر بزرگ ستاره رو بغلش کرده و رو هوا کیرشونو فرو کردن توی کس و کونش . ولی چه کون جا داری هم داشت . سمیر یه ضرب کیرشو فرستاد توی کون مادر بزرگ مادریش . سهیل هم که از اون زیر کرده بود توی کس ستاره جونش .. -جووووووووون .. فدای جفت کیرای تازه تون بشه ستاره .. نگاه کن سمیر .. پدر بزرگت داره چه جوری کس زنت رو می کنه . انگاری از نو جوون شده  . کیرش تا یه کس جوونو می بینه مثل این که رشد می کنه .. دراز تر و کلفت تر میشه . کوفتش می گیره به کس ما که می رسه این جور هیجان داشته باشه . اگه شما رو نداشتم چیکار می کردم . سلنا حس می کرد که این جوری خیلی بیشتر و بهتر می تونه لذت بیره و خیلی هم کیف میده . تازه داشت سر در می آورد که این مدت این جا چه خبر بوده .. داشت حسرت می خورد که ای کاش خیلی زو د تر از اینا خودشو با گروه هماهنگ می کرد . شاید ملاحظه اونو می کردند . به اونا هم حق داد چون اون تا آخرین لحظه مقاومت می کرد و تا زمانی که لذت تنوع رو حس نکرده بود بازم با این شرایط مخالف بود . یه نگاهی به پشت سرش انداخت و شوهرش سمیر رو دید که چه جوری داره کون ستاره شصت و پنج ساله رو می کنه . خیلی حال می داد تماشای این صحنه ها .. اون دیگه از این که شوهرشو با یکی دیگه  از جمع خودشون ببینه حسادت نمی کرد بلکه لذت هم می برد و هوسشم زیاد تر می شد از این که راحت تر و با هیجان بیشتری میتونه خودشو در اختیار یکی از اعضای فامیل قرار بده .. سپر حس کرد قلبش به شدت می زنه . ترسید از این که هیجان کار دستش بده . از همون روزی که سلنا زن سمیر شده بود اون هوس گاییدن این دختر نازو داشت . کیرشو از توی کس سلنا بیرون کشید  و اونو گذاشت زمین و شروع کرد  به کس خوری .. سلنا داشت کیف می کرد و جیغ می کشید و یه چیزایی هم به زبون امریکایی می گفت .. عرفان نمی دونست چه جوری خودشو برسونه خونه .. انگار قفل کرده بود . نه کیری مونده بود واسش و نه کمری . حتی دستاشم بی حس شده بود از بس جلق زده بود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

4 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم عالی بودن داستانها مرسی دمت گرم داداشم میشه وقتی عرفان داره از مامانش اموزش اریشگری میبینه تا اون موقع فیروزه با این خانواده اشنا شده باشه با اخلاقشون با خودشون که موقع اموزش عرفان موهای مامانهای اون خونه رو اصلاح کنه راستی داداشم میشه فیروزه قبل از اینکه با این خانواده اشنا بشه اونار لخت ببینه داداشم اگه میشه یه دفعه فیروه ببینه که پسرش داره خونه همسایه رو دید میزنه وداره خود ارضایی میکنه که به پسرش میگه اینا خانواده خوبی هستن تو چرا داری خونشون دید میزنی وقتی خود فیروزه خونه اونارو میبینه که همشون لختن که پسرشو میبره اونجا تا ازشون معذرت خواهی کنه به خاطر این حرکت پسرش ولی درواقع میخواست خودشو نشون بده

ایرانی گفت...

با سلام خدمت دلفین جان .. همه این چیزایی رو که نوشتی و پیشنهادایی رو که دادی قشنگ بود ..البته من قسمت بعدشو نوشتم هنوز آموزش شروع نشده فقط عرفان به مامانش اعلام آمادگی کرده .. فقط یه چیزی این که باید فکر کنم اگه فیروزه قبل از آشنایی با خانوده خوش خیال اونا رو لخت ببینه این غیر عادی نباشه که واسه آرایشگری بره طرف اونا .. حالا میشه به حساب غرب زدگی خانواده سکسی گذاشت .. و به نظر من در شرایط عادی که اگه فیروزه اونا رو قبلا دید حداقل یک شورت پاشون باشه طبیعی تره ....با تشکر از دلفین مهربان و خوش پیام و دوست داشتنی ....ایرانی

دلفین گفت...

اره داداشم جالب میشه فقط فیروزه باید این شرایط تو خونه خودشم بزاره تا برای خودشو پسرشم عاددی بشه داداشم اگه میشه تمام اریشا تو اریشگاه باشه موقع ارایشم چه مرد چه زن همشون لخت باشن داداشم اگه میشد یه راهی پیدا کنی موقع رفتن به ارایشگاه لخت برن عالی میشد یا داداشم مثلا وقتی فیروزه داره موی یکی از مردا رو کوتاه میکنه یکی دیگه از مردا میاد سینهای فیروزه رو ممیگیره تودستاش میگه فیروزه جان عجب سینه های داری اونم جلوی عرفان که فیروزه میگه شما اجازه بدین موهای مثلا اقا سپهرو کوتاه کنم الان میام خدمتتون که موقع سکس به فیروزه به عرفان میگه پسرم موهالی سحر خانومو درست کوتاه کن انقدر ما رو هم نگاه نکن راستی داداشم اون دید زدنها ایا اینکه تو خیابون میره که مردای غریبه خودشونو به زنا میچسبونن یا اینک وقتی میخوان لباس بخرن در اتاق پروو باز میزارن همنجوری لخت لباس عوض میکنن یادت نره مرسی

ایرانی گفت...

با سلام .. البته میشه گاهی ارایش در خونه فیروزه باشه ولی اگه در خونه خوش خیال باشه جمعیت بیشتری دور هم میانچون در خونه فیروزه باید دو تا دو تا بیان .. بعضی چیزا رو میشه نوشت ولی خب داداش دلفین گل و عزیز بعضی چیزا رو هم باید در حدی نوشت که تکراری و یکنواخت نشه .. چون چیزای خیلی تکراری که شبیه اون در داستانهای دیگه هم زیاد نوشته شده باشه حالا اگه یه اشاره معمولی بشه موردی نداره ولی بعضی چیزا مقدمه می خواد صمیمیت می خواد و خلاصه بعدا یواش یواش می رسن به جاهای دیگه که دیگه اگه بخواهیم همه رو هم شرح بدیم می ترسم صد قسمت بشه و ما به خیابون و خرید و رفتن به بوتیک و بازار این خونواده نرسیم . دستت درد نکنه . شاد باشی ...ایرانی