ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرجایی 107

خلاصه شاهین کیرشو از پشت فرو کرد توی کسم .. -آهههههههه آخخخخخخخخ پسر پسر .. تند تر تند تر .. ببین من الان فقط جنده توام دارم به تو میدم . چه مزه ای داره یه زن وقتی با یه مردی خیلی کم سن تر از خودش حال می کنه . انرژی می گیره . از نو جون می گیره . وقتی حس می کنه طرف با یه شور و نشاط خاصی اونو غرق هوس خودش می کنه . شاهین با تمام وجودش کیرشو فرو می کرد توی کسم . انگشتاشو رو کمرم می کشید حس می کردم شقایق از نو متولد شده . چقدر آرومم می کرد . سعی می کردم که برای اون لحظات فکرمو دیگه از هر چی غم و اندوهه نجات بدم . در یه حالت سگی زانو هامو گذاشتم رو زمین تا اون منو ببوسه . زبونمو در آوردم و به لباش سپردم . خیلی خوب بلد بود چیکار کنه و بهم لذت بده . چقدر خوبه که آدم سکسو به خاطر سکس انجام بده . دستاش بیکار نبود . اونا رو گذاشت رو سینه هام .. لباشو به لبای تشنه من چسبونده بود .. آخخخخخخ جووووووووون .. چه آتیشی پخش می کرد . دوست داشتم کیرشو همین جور داخل کسم نگه داشته باشه . یه زن اگه بخواد از سکسش لذت ببره باید حس کنه اون مردی رو که داره با هاش عشقبازی می کنه تنها مردی بوده که بهش حال داده .. باید این تازگی رو در خودش حفظ کنه .. سینه های درشت منو به طرف دهنش کشوند . با لباش نوک اونا رو میکشون می زد . زبونشو زیر بغلم می کشید . -نهههههه نهههههههه کسسسسسسسم .. عزیزم .. تند تر .. آتیشش کن سرخش کن من می خوامش .. فقط اونو می خوام .. کیرتو بده بزن .. بکن .. شقایق داره دیوونه میشه . داره آتیش می گیره . من فقط کیر می خوام . نگو که بهم نمی دی .. زود تر -عزیزم .. خانوم خوشگله نازتو بخورم . کیر که تو کسته . پس چی می خوای . -تو رو تو رو کیرت رو .. ببین کسسسسسسسم چه جوری کیرتو چسبیده .. جووووووووووون ...واسه یه لحظه سارا که از سر و صدای من شگفت زده شده بود اومد داخل و یه دستی برام تکون داد و گفت عزیزم چقدر تشنه ات بود -آرررررررره آررررررره کسسسسسسم تشنه شه .. کیر می خواد آب کیر می خواد .. . شاهین نوک انگشتاشو رو پوست و پشت بدنم می کشید . ازنوک پا شروع کرده بود تا پس گردن . چه خوب و با حال این کار رو انجام می داد . -آخخخخخخخخ دارم تموم می کنم . گازم بگیر .. نازم کن . بگو منو دوست داری . بگو بازم میای . بازم به کسم می رسی . هیچی ازت نمی خوام .. جووووووووون دوستت دارم .. دوستت دارم ... کسسسسسم . یه تکونی به خودم دادم و کیرشو از توی کسم انداختم بیرون . دوست داشتم که طاقباز دراز بکشم و اون از روبرو بکنه توی کسم . بغلم بزنه . آتیشم کنه . جووووووون ...جوووووووون چه حس قشنگی بود .. یه حس خوب زندگی .. یه عشق .. یه هوس .. ولی نمیشه بهش گفت خیانت . چون رحیم که الان شوهرم نیست .  اوووووووففففففف اوففففففففف کسسسسسسسم . می خاره ... فشارش بگیر چنگش بگیر .. بهت میگم منو بزن . سیاهم کن . حرف گوش کن من شوهر ندارم . گازم بگیر .. -چقدر هاتی شقایق  .. آدم مث تو ندیدم که این جوری یک مرد رو بر سر شوق بیاره .. داری منو می سوزونی .. سوختم .. کیرم .. -بکن .. بکن .. من از این که کیر مرد توی کسم باشه و صورتشو ببینم و روبروم با شه خیلی حال می کنم . پس این لحظه های با حالو ازم نگیرش . نمی خوام زود تموم کنیم . کارمون چیه .. -من بیشتر از تو می خوام شقایق . آب کیرم داره می ریزه . داره میاد . شقایق .. من سیر نمیشم . همین یک بار کافی نیست . بازم باید قول بدی که به من سر یزنی .. دیگه نمی شنیدم زمزمه های مرد هوس رو . فقط غرق در هوس خودم بودم . نیاز یک زن .. زنی که دیگه نیاز مالی نداره . برای رسیدن به آرامش خودشو در اختیار مردی قرار داده و حالا با آرامش داره باهاش سکس می کنه .. .با روی کسم بازی می کرد .. بی حس و سست شده بودم .. تمام بدنم در حال گشتن دور خودش بود .. به اوج لذت و هوس رسیده بودم .. یه لحظه موج شناوری رو روی کس و اطرافش حس کردم ..  یکی دو دقیقه این لذت ادامه داشت تا این که یه جایی وایساد .. جایی که دیگه اصلا چشام باز نمی شد . فقط دوست داشتم بخوابم . همه جا سکوت باشه و ساکت ....... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی