ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیطون بلا 37


-ببینم صفیه گشنه ته پاشم یه چیزی درست کنم ؟ -گشنه که چه عرض کنم آدم اینجا راه که میره یا تشنه اش میشه یا گشنه . اگه تشنگی رو رفع کنی گشنگی میاد سراغت ..ولی در حال حاضر تشنه و گرسنه یه چیز دیگه ای هستم .. نمی دونم دلم می خواد همین جا بشینم کنار تو و فیام ببینم . -اوه حتما باید این کار رو بکنیم صفی جون -چیکار کنبم بهت میگم بریم بیرون میگی نه .. میگم اصلا چطوره لالا کنیم . منم همین جا کنارت می خوابم . این تختت هم که دو نفره هست . مال جهیزتو آوردی -تو به همه چی کار داری ؟ -دیگه اصلا به حرفت گوش نمیدم .. مانتوشو که در آورده    یه دکلته  نرم گل دار با گلهایی صورتی و حاشیه هایی به رنگ مشکی تنش بود . پاهاش هم بدون ساپورت یا جوراب بلند  بوده کاملا بر هنه بود .. اولین بار بود که این جور راحت کنار هم قرار می گرفتیم .   هنوزم سختم بود که کنار اون از این فیلمها ببینم . خودمو جمع می کردم . سختم بود . نمی تونستم .. منم که یه دامن کوتاه و یه تی شرت ساده بدون شورت وسوتبن زیر , تنم کرده بودم . -صفیه این چیه گذاشتی . اینا که دو تا زنن دارن با هم ور میرن . نمی دونم چه طوری خجالتشون نمیاد . سختشون نیست ؟ ببینم تو سختت نیست پیش من از این فیلما می بینی ؟ مخصوصا وقتی که دو تا زن دارن با هم حال می کنن ؟ .چه جوری می تونن بدن همو لیس بزنن . چندششون نمیشه ؟ .قبلا از این فیلما زیاد دیده بودم . وقتی بود که تنها بودم . یه جوری با خودم کنار میومدم . صحنه هایی هم داشت که خوشم بیاد .. ولی نمی دونستم با دوستم چیکار کنم . داشتم به این فکر می کردم که اگه اون دو تا زنی که دارن با هم لز می کنن  من و صفیه بودیم چی می شد . -یه چیزی رو اعتراف کنم -بگو صفی جون .. قبل از از دواج چند باز لز داشتم .. خیلی حال می داد . راحت بودیم . دیگه منت پسرا رو نمی کشیدیم . استرس نداشتیم . خیلی کیف داشت  .. اونایی که با هم این کارو می کردیم خیلی  صمیمی شده  بودیم . طوری که نفس کشیدن بدون هم واسه مون سخت بود . -حالا داری به یاد اون روزا این فیلما رو می بینی . حداقل  یه فیلمی رو ببین که کیر یک مرد رو نشون بده .-به موقعش اونا رو هم می بینیم . به خودم سختی نمیدم . ولی اونو شوهرم هست دیگه .. حالا اگه مال مردای دیگه رو هم ببینم یه وقتی دیدی هوس اونا رو کردم و در دسترس که نیستن میرم دنبال جنسای مشابه . دست خودم نیست .. -تا حالا از این کارا کردی .. -بگذریم . بذار با این فیلم حال کنیم . نگاه کن چه جوری دارن سینه هاشونو به هم می مالن ؟ دستشونو می بینی چه جوری رفته رو بدن هم ؟ صفیه خودشو بیشتر بهم چسبوند . نمی دونم چرا از این حرکتش خوشم نیومد . بی خود نبود که سر کار که بودیم یه جور مخصوصی با هام گرم می گرفت . پاهای برهنه خودشو به پا های لختم رسونده بود .. حس کردم که رو من نظر خاصی داره . بدنم می لرزید . رو اون تصور دیگه ای داشتم . فکر می کردم خیلی مودب باشه . حدسم خیلی زود مبدل به یقین شد . دستاشو گذاشت رو پام . یه چند لحظه ای که از دو دقیقه هم گذاشت دستش ثابت روی رون پام قرار داشت .. قلبم به شدت می تپید . نکنه بره بالاتر . -صفی داری چیکار می کنی . -من که کاری نمی کنم . کنارت نشسته دارم فیلم می بینم ..منتظر بودم با حرکت دستش  از اون ناحیه دور شه .. اما گوشت پاهامو. خیلی آروم آروم چنگش می زد . حس کردم خستگی و درد رو داره ازتنم می چینه . خوشم نمیومد قصد کاری رو داشته که به گفته خودش در نوجوانی و دوران دبیرستان بار ها انجامش داده . ولی اون پیشرفتشو شروع کرده بود -خواهش می کنم صفیه . نههههههه نههههههههه این کارو نکن . زشته . من و دو دو تا همکار زنیم . خوب نیست . دوروز دیگه باید بریم محل کارمون . چش تو چش هم میفته -بذار بیفته منم می خوام چش تو چش هم بیفته که محبت زیاد تر شه و راحت تر بتونیم بدن لخت همودر آغوش بکشیم . ببین حس می کنم تو هم یواش یواش داره خوشت میاد شری جون ..... اوووووووففففففففف داشتم از حرص و لج  آتیش می گرفتم و اونم چه گستاخانه حرف می زد . -نکن صفیه اگه می خوای دوستی مون پا بر جا بمونه این جورباهام تا نکن -اتفاقا همین جور تا کردن خیلی با حاله و باعث تحکیم دوستی ما میشه ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی