ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرجایی 108

ریزش هوس همچنان ادامه داشت . شاهین تمومش کن .. تموش کن .. حالمو تکمیلش کن .. رو من خوابید تا سینه هامو بذاره توی دهنش .-خیلی بهت حال میده پسر . می تونم اینو بفهمم . اینو از طرز میک زدنت متوجه میشم . -تو خیلی خبره ای شقایق . کاش می تونستم صیغه ات کنم . - این جوری دزدکی حالش بیشتره و بیشتر مزه میده .. تا  ته کیرت رو فرو کن که بره . من بی صبرانه منتظرم تا اون آب حیاتتو خالیش کنی توی کسم . ولی اون با بوسه های نرم و حتی گاز گرفتنای آرومش سعی داشت بیشتر از اینا حشریم کنه و موفق هم شده بود . -جااااااااااان شقایق بگیرش که داره میاد -از این اومدنا تا فردا هم  اگه بیاد کسم با آغوش باز قبولش می کنه . -فدای اون کست شم .. هر جهش کیرش شلیک تیر هوسی بود که تا مغز کسم می نشست و منو سر حال سر حالم می کرد . -اووووووههههه  ..می بینی نیاز کسمو حس می کنی ؟ تموم نمیشه .. بازم می خوام .. می خواستم احساس  جوونی کنم . حالا که به همه چیزم رسیده بودم . نیلوفر همه چیز من بود . بهترین و زیبا ترین دختر دنیا . همونی که منو به زندگی امید وار می کرد . عشق  حقیقی رو به من هدیه کرد و نشون داد که می تونم با اون به هرچی که می خوام برسم . .. دست از سر شاهین بر نمی داشتم . وقتی خودمو بر گردوندم تا بکنه توی کونم از تعجب داشت شاخ در می آورد . وقتی هم از کون دادن به اون لذت بردم و هوس خودمو نشونش دادم شاخش بلند تر شد . البته درد شدید رو تحمل می کردم . کمرمو گرفته بود و تا اونجایی که  کیرشو می تونست بفرسته توی کونم این کارو انجام می داد . تا نصف کیرش راحت می رفت توی کونم ولی حرکتایی که انجام می داد دردمو زیاد ترش می کرد . -آهههههههه یواش .. یواش تر .. همش مال تو . همش واسه توست عزیزم . نترس فرار نمی کنه . بازم میدمش بهت . بازم می تونی باهاش حال کنی .. سارا یکی دوبار بهمون سر زد و از این که می دید من دارم لذت می برم و داغ داغم اونم لذت می برد و خوشحال می شد . شاید خوشحالی و آرامش اون بیشتر به این خاطر بود که می دونست می خوام براش کار جور کنم . با این که  بهش یه جورایی رسونده بودم که نیاز مالی ندارم بازم یکی دوبار از این می گفت که مثلا چقدر از شاهین پول بگیریم . انگاری عادت کرده بود . خیلی سخته یه عادت سی ساله رو ترک کردن .. هوس کردم که زیر کیر شاهین از  اون فاصله با سارا حرف بزنم . -سارا جون وقتشه که باز نشسته شی .. -بد فکری نیست . باز نشیمن که هستم . باز نشسته هم شم بد نیست .. این شاهین که نمی دونست موضوع چیه زیر گوش من گفت  تو یکی خودت رو باز نشسته نکنی بهتره .. خندیدم و گفتم اتحادیه جنده ها بهمون حقوق میده .. -چرا خودت رو با این لفظ صدا می زنی .. -به نظرت روسپی , هرزه , خیابونی , فاحشه , هر جایی ...کدومشو بهتره که به خودم بچسیونم . -هیشکدوم . مگه تو با بقیه چه فرقی داری .. آدما شکمشونو سیر می کنن چون گرسنه ان .. به نیاز های جنسی خودشون می رسن چون تمایلات  جنسی و شهوانی دارن . بهم بگو مگه تو  از این دسته آدما جدایی ؟ همون زنایی که تو بهشون میگی جنده دارن از همون هوایی استفاده می کنن که خانوما باهاش نفس می کشن .. باورم نمی شد که یک پسر هوسباز داره این حرفا رو به من می زنه . اشک توی چشام حلقه زده بود . تا حالا به اینش فکر نکرده بودم . از نظر اون من با بقیه آدما تفاوتی نداشتم . فقط این که خیلی چیزا رو راحت تر حسش می کردم و می تونستم با اون کنار بیام . منو بوسید و صورتشو مماس با صورت خیسم کرد . دلم می خواست یه بار دیگه با هام سکس کنه . بازم برام حرفای قشنگ بزنه .. کسی که وقتی من هرزگی رو شروع کرده بودم اون تازه به دنیا اومده بود و شایدم هنوز دو سالی به تولدش مونده بود . ولی حالا واسم یه دنیا حرفای قشنگ می زد . به من اعتماد به نفس می داد . دیگه بعدش ندونستم چی داره میگه ولی آهنگ گوش نواز کلامش تا اعماق قلبم می نشست . .. وقتی بر گشتم خونه احساس آرامش می کردم .  اون شب چهره در هم نیلوفرو دیدم حس کردم باید بازم یه چیزی شده باشه . تمام افکار پریشون به سمتم بر گشت . حس کردم دخترم یه چیزی می خواد بهم بگه ولی نمیگه .. یعنی اون می خواد بره . ؟ بره و تنهام بذاره ؟ بره و نخواد که منو با خودش ببره ؟ اگه باباش براش شرط گذاشته باشه که من نیام چی ؟ .... ادامه دارد ... نویسنده... ایرانی