ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیطون بلا 40

تو این قدر شیطون بودی و من نمی دونستم دختر ؟ -حالا کجاشو دیدی ؟ -دیگه می خوای چیکار کنی .. -ببینم شیطون  من تعجب می کنم تا حالا چطور شده که دوست مرد نگرفتی و اینجا داری تنها زندگی می کنی .. -اولا من تازه چند روزه که اومدم در ثانی مگه قراره هر زنی که تنها باشه از فرصت سوءاستفاده کنه . طوری حرف می زنی که انگاری زنا عقده ای باشند . ثالثا من خودم شوهر داشتم و دیگه حالمو از هرچی مرده بهم زده . -خدا از دلت بشنوه . هیچ زنی نیست که از مرد بدش بیاد . حداقل واسه یه بار مصرف هم که شده ازش خوشش میاد . مثل تیغ یک بار مصرف .. میندازیش دور . میری سراغ یکی دیگه -تو که شوهر داری عزیز اون می دونه تو این عقیده رو داری . .. -راستش  این عقیده منه ولی وقتی می بینمش مثل موم توی دستاش نرم میشم . -واسه همینه که هر وقت نمی بینیش تا این حد دور می گیری -اووووووفففففف تو هنوز دورمو ندیدی .. کسشو بازم روی کس من قرار داد .. بغلم زد . صورتمو بوسید . انگشتاشو رو سینه هام می گردوند . -اووووووفففففف اگه بدونی این وقت بیرون چقدر شلوغه و تا نیمه شب شلوغ تر از اینا هم میشه -خب که چی صفیه . من الان توی بغل تو بودن رو بر همه اینا تر جیح میدم . اصلا نمی خوام با مردا باشم -حالا چرا این قدر عصبی میشی خودم آرومت می کنم . رفت و از داخل کیفش یه چیزی در آورد که شبیه کیر بود و اصلا کیر مصنوعی بود . -نههههههه .. این چیه .. -بازش کن .. بازش کن .. -من کوس تو رو بیشتر قبول دارم که رو من سوار شه .. ولی اون کیر نرم و کلفتو کرده بود توی کسم . حس کردم با این حرکتش این هوسو در من به وجود آورده که تمام مردای جزیره بیان سراغ من و به نوعی بهم حال بدن . -صفیه خواهش می کنم دیگه این کارو نکن .. ولی اون گوشش به این حرفا بدهکار نبود . موقتا کیر رو گذاشت به کناری و دهنشو روی کسم قرار داد . -عزیزم بخورشششش کسسسسسسم کسسسسسسم داره می خاره .. گازش بگیر .. کف دست صفیه و انگشتاش با روی کسم بازی می کرد . نمی ذاشت که من تکون بخورم . -جووووووووون جوووووون خیلی داری حال میدی .. صفیه یه بار دیگه اون لبای کلفتشو گذاشت  روکسم . یه قسمت از لبش طوری وارد کسم شد که یه لحظه حس کردم یه کیر گوشتی درون اون قرار گرفته . -اوووووففففففف بخور بخور ... انتظارشو نداشتم که یک زن با هیجان کس یه زن دیگه رو اونم تا این حد و پس از چند روز آشنایی بخوره ولی اون زن با لذت و تمام وجود و حسش داشت این کارو برام انجام می داد . -نهههههه عزیزم .. حالا بیا حالا بیار . بیا روی من . کسم می خاره .. -منم می خوامت .. بک بار دیگه اون کیر رو گرفت به دستش و اونو فرو کرد توی کسم . به اندازه کافی که منو حشری و خمارم کرد اومد و رو من قرار گرفت . هر کاری که اون انجام می داد من لذت می بردم .-بیا مستم کن .. بیا ... کف دستشو از کف پام می کشید تا به طرف بالا . همین جور به اون حالت می داد . دستشو که می ذاشت روی کونم انگاری انگشتاش یرق داشت و کونم داشت آتیش می گرفت -فدات صفیه انگاری کونم داره آتیش می کیره . وسط بدنشو انداخت رو کونم . -حالا یه آتیش دیگه روش میندازم . تا حالا دیدی که آتیش آتیش خاموش کنه ؟ کسش چقدر داغ بود وقتی اونو رو کونم می کشید . حالا صفیه خودش آتیش گرفته بود ..-وووووووییییییی کسسسسسسسم کسسسسسسم این جوری که میشم کیر می خوام . بیا بریم بیرون -نه من نمیام این جوری آبرومون میره . می ترسم بیفتیم به گردن هر مردی که از کنار مون رد میشه تا بالاخره یکی به حالمون دل بسوزونه ما رو بکنه . واااااایییییی صفی جون تو دیگه چرا مگه شوهرت بهت نمی رسه ؟. خلاصه حالا من بودم که کیر مصنوعی رو گرفتم تو دستم و روی کس صفیه می کشیدم . -اووووووهههههه شراره عشق من بذارش تو بذارش تو .. کیرو چند بار که رو طول تمام کس کشیدم یه دفعه فرو کردم توی کسش -آخخخخخخخ آخخخخخخخخ چه کیر کلفتی ! بذارش تا ته و بکشش بیرون . من می خوام . جووووووون جوووووووون .. چه مزه ای میده . عجب حالی داره !! کیر رو به شکلهای مختلفی روی کس و داخل کسش حرکت می دادم . جیغ های با حالی می کشید . بذار دو تا پسر پیداشون شه در بزنن و منو بکنن . تو رو بکنن . اگه بدونی الان بزرگترین آرزوم همینه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی